بررسی فصل دوم سریال Jack Ryan – جک رایان

فصل اول Jack Ryan با اینکه مشکلاتی داشت، یکی از سریال‌های قابل توجه سال 2018 محسوب می‌شد، به همین دلیل منتظر بودیم ببینیم که جان کرازینسکی در نقش این آنالیست و مامور CIA، در ادامه چه چیزی برای ارائه دارد. طبعاً با این بودجه‌ی عظیم و باتوجه به فصل نخستِ قابل قبولی که داشته، انتظارات باید در جهت پیشرفت و بهبود باشد، اما اگر بخواهم خیلی خلاصه فصل دوم سریال Jack Ryan را بررسی یا توصیف کنم باید بگویم که ناپخته، احمقانه و عذاب‌آور است. وضعیتش همانند فردی است که دارد از راه پله بالا می‌برد اما ناگهان پایش می‌لغزد و با مُخ زمین می‌خورد. باید نویسندگی این فصل، دیالوگ‌ها و به طور کلی داستان آن را در مقایسه با فصل اول، ناامیدکننده دانست. فصل قبلی بااینکه بسیار درگیر کلیشه‌ و پروپاگاندای آمریکایی بود، می‌توانست 8 قسمتِ جذاب و سرگرم‌کننده را تحویل مخاطب دهد. اما داستان فصل دوم، نه غافلگیرکننده، نه عقلانی و و نه لایق دنبال کردن است. در ادامه همراه ما باشید.

in post ad
*داستان در ادامه فاش می‌شود. اگر این مجموعه را ندیده‌اید، توصیه می‌کنیم ادامه مطلب را مطالعه نکنید.

جان کرازینسکی فصل دوم جک رایان

جک رایان این بار قرار نیست از یک فاجعه جهانی آن هم توسط یک تروریست خاورمیانه‌ای جلوگیری کند. که خبر خوبیست چراکه واقعاً از دیدن چنین چرندیاتی در محصولات آمریکایی خسته شده بودیم. داستان فصل دوم شخصی‌تر است و به کشوری در مرز بحران اقتصادی و سیاسی به نام ونزوئلا و رئیس جمهور آن مربوط می‌شود. در انتهای فصل اول این طور به نظر می‌رسید که شاهد ماجراجویی رایان گریر در مسکو خواهیم بود، اما سازندگان تصمیم گرفته‌اند موضوعات جدیدی را در آمریکای جنوبی دنبال کنند. انتقال مکان اصلی اتفاقات از خاورمیانه یا مسکو به ونزوئلا نیز خبر بدی نیست اما همه این تغییرات باعث نشده که فصل دوم جک رایان، بتواند به‌اندازه فصل اول سرگرم‌کننده باشد. بسیاری از دقایق این فصل با دیالوگ‌های ناپخته و احمقانه سپری می‌شود و حسِ حوصله‌سربری را به مخاطبش می‌دهد.

فصل دوم از نظر داستانی، چیزی کمتر از یک فاجعه ندارد.

فصل دوم از نظر داستانی، چیزی کمتر از یک فاجعه ندارد. به قتل رسیدن یک سناتور آمریکایی در خاک کشوری دیگر، آن هم به شکل برنامه‌ریزی شده مطمئناً در دنیای واقعی، عواقب جدی‌تر خواهد داشت که در این مجموعه به آن پرداخته نمی‌شود، انگار جک رایان تنها فردی است که می‌خواهد بداند واقعاً چی کسی پشت قضیه این سناتور (که دوست او نیز بود) حضور دارد. اینجا قضیه به‌شکلی گسترده مورد موشکافی قرار نمی‌گیرد بلکه جک رایان سعی می‌کند موضوع را از دیدگاهی شخصی پیگیری کند (سرپیچی از دستورات تا جای ممکن) و شخصاً به سراغ شخصیت منفی داستان «پرزیدنت نیکولاس ریس» برود. از طرفی پرزیدنت ریس نمی‌تواند مخاطب را به عنوان یک شخصیت خبیثِ واقعی مجاب کند، چراکه سریال چندان درگیر شخصیت‌پردازی او نمی‌شود و سعی دارد تا جای ممکن یک شخصیت مبهم و خاکستری از او بسازد، به طوریکه حتی نزدیک‌ترین افرادش همانند جنرال اوباری نیز گاهی نمی‌دانند ریس چه هدفی درسر دارد. (از صحبت‌های آنان چنین برداشت می‌شود که ریس زمانی واقعا به مردم کشورش اهمیت می‌داده، اما قدرت مطلق رفتارش را عوض کرده است) فرق ریس با سلیمانِ فصل قبل در همین است که ثبات ندارد و الکی مرموز است، در اولین ملاقات با آمریکایی‌ها تندخو ظاهر می‌شود و دفعه بعد ادعا می‌کند که به‌سرعت عاملان حمله به سناتور آمریکایی را مجازات کرده است. سریالی او را شیطانی نشان می‌دهد که مخالفانش را به سرعت نابود می‌کند، اما در انتها می‌بنیم که بسیاری از مخالفان، از جمله شوهر رقیب فعلی‌اش در انتخابات پیش‌رو را در یک کمپِ مخفی زندانی کرده است! تا رایان در انتها با انتشار ویدیویی از این کمپ، دست بالا در مبارزه با ریس را به دست بیاورد.

رئیس جمهور ریس سریال جک رایان

پرزیدنت ریس نمی‌تواند مخاطب را به عنوان یک شخصیت خبیثِ واقعی مجاب کند، چراکه سریال چندان درگیر شخصیت‌پردازی او نمی‌شود و سعی دارد تا جای ممکن یک شخصیت مبهم و خاکستری از او بسازد

پرزیدنت ریس تقریباً هرکاری دلش می‌خواهد انجام می‌دهد و خودش را به سقوط نزدیک و نزدیک‌تر می‌کند. اوضاعِ وخیم فصل دوم جایی مشخص می‌شود که هیچ‌گونه واکنشی نسبت به اعمال ریس در خارج از ونزوئلا (از سوی دولت و مجلس آمریکا یا حتی روسای CIA) مشاهده نمی‌کنیم، در واقع این فصل تاجای ممکن سعی کرده همه چیز را در اختیار تقابل ریس و رایان قرار دهد، به همین دلیل فاکتورهای زیادی که می‌تواند بر داستان و رفتار شخصیت‌ها در دنیای واقعی تاثیر داشته باشد، حذف کرده است. اما مشکل اصلی خودِ ریس است، به طوریکه سلیمان در مقابل او شخصتیی بسیار پیچیده و سروشکل گرفته‌تر دارد. سازندگان، فصل اول سریال‌شان را با سلیمان آغاز کردند، در بررسی فصل اول گفتم تاکید سازندگان روی شخصیت سلیمان آنقدر زیاد است که می‌توانستند نام سریال را به جای جک رایان به «سلیمان» تغییر دهند، این پرداختِ مناسب به معنای بی‌نقص بودن سلیمان نبود اما حداقل ما را با اهداف، اخلاق و زندگی گذشته وی آشنا کرد. اما برای «پرزیدنت ریس» در فصل دوم سریال Jack Ryan از ساده‌ترین روشِ ساخت شخصیت منفی استفاده می‌شود، او تشنه قدرت است و به هر قیمتی که شده آن را حفظ می‌کند، حتی به قیمت سقوط. این طور که سریال نشان می‌دهد، ریس فردی است که خودش را به مرز نابودی کشانده و هرکاری که می‌کند در جهت عصبانی‌تر کردن آمریکایی‌هاست!

بررسی فصل دوم جک رایان

یکی از مواردی که شاید چندان بااهمیت نباشد اما حسابی توی ذوق مخاطب می‌زند و  بد نیست اشاره‎ ای به آن داشته باشم، حذف شدنِ کامل شخصیت دکتر کیتی مولر (با بازی ابی کورنیش) است که در فصل اول، نقشی حیاتی در قضیه حمله تروریستی سلیمان داشت، و از نظر احساسی نیز با جک رایان درگیر بود. شاید شیمی چندان خوبی میان آن‌ها برقرار نبود، اما به نظر می‌رسید که می‌شود در فصل بعد روی بهبود این رابطه حساب باز کرد. در فصل دوم، سعی شده خلاء ناشی از نبودن این شخصیت زن در داستان، توسط یک مامور مخفی آلمانی به نام هریت (با بازی نائومی راپاس) پر شود. شخصیتی که تقریباً پرداخت و جذابیت خاصی ندارد و فقط آمده تا در بهترین فرصت، به جک رایان برای حلِ راحت‌تر معمای این فصل کمک کند.

از این‌ها که بگذریم، به اپیزود پایانی می‌رسیم، جایی رایان و دارودسته‌اش با یک هلیکوپتر وارد کاخ ریاست جمهوری شده و به سبک «رمبو» سربازان ریس را از پا درمی‌آورند. چه کسی فکرش را می‌کرد؟ هجوم کامل به کاخ ریاست جمهوری یک کشور خارجی، آن هم فقط بخاطر نجات یک مامور آمریکایی (گریر) از آن چیزهایی است که به عقل جن هم نمی‌رسد، اما ظاهراً به عقل نویسندگان نامحترم فصل دوم رسیده است. چطور ممکن است سیستم دفاعی برای جلوگیری از ورود یک هلیکوپتر به مرکز حکومت ریس وجود نداشته باشد! دسته‌دسته سربازان ریس را در کاخِ او می‎کشند اما وقتی نوبت به خود ریس می‌رسد می‌گویند «ما اجازه انجام این کار رو نداریم». (اما اجازه حمله به کاخ او را داشتید؟؟)  چرا رایان که در فصل اول تاکید فراوانی روی کارهای آنالیستی خودش داشت، ناگهان تبدیل به یک کماندوی حرفه‌ای می‌شود؟

اپیزود هشتم فصل دوم سریال Jack Ryan اساساً با بی‌منطقی‌ هایش همان کاری را می‌کند که اپیزود آخر سریال Game of Thrones با آن مجموعه انجام داد.

چند اپیزود نهاییِ فصل دوم، از نظر صحنه‌های اکشن و هیجانی که منتقل می‌کنند، قابل قبول است اما هم‌زمان نمی‌توان رمبوهای آمریکایی را در شرایطی که ابداً با عقل سازگار نیست، دید و کاملاً آنچه دیده می‌شود، درک کرد. وضعیتِ داستانی تا آخرین لحظه دست از احمقانه‌تر شدن برنمی‌دارد، پرزیدنت ریس در انتخابات شکست می‌خورد و گلوریا بونالده پیروز میدان می‌شود. حمله آمریکایی‌ها در اپیزود نهایی باید یک پیروزی بزرگ برای پرزیدنت ریس باشد، چراکه این موضوع، درستیِ ادعای ریس در دست داشتن آمریکایی‌ها در روند انتخابات را تایید می‌کند و این چیزی نیست که از دید جامعه بین‌المللی پنهان بماند. اما دقیقاً همه چیز برعکس می‌شود، مردم به کاخ ریس هجوم می‌آورند و مدتی بعد پیروزیِ بونالده را جشن می‌گیرند. اپیزود هشتم فصل دوم این سریال، اساساً با بی‌منطقی‌ هایش همان کاری را می‌کند که اپیزود آخر سریال Game of Thrones با آن مجموعه انجام داد. پس از این برایم دشوار است چیزی که نام «جک رایانِ تام کلنسی» را یدک می‌کشد، تماشا کنم!

سریال Jack Ryan برای فصل سوم تمدید شده است. لازم به ذکر است که «کارلتون کیوز و گراهام رولند» پس از دو فصل از این مجموعه جداشده‌اند و فصل سوم توسط شورانر Prison Break (فرار از زندان) یعنی «پل شیورینگ» برای سرویس آمازون پرایم ساخته خواهد شد. می‌توان امید داشت که تعویض شورانرها و آمدن نیرویی تازه‌نفس روی کار، نتایج مثبتی در پی داشته باشد و این سریال را به اثر تلویزیونی باکیفیت‌تری تبدیل کند البته این احتمال نیز وجود دارد که چنین اتفاقی نیفتد چراکه فصل پنجم «فرار از زندان» اصلاً تعریفی نداشت. به هرحال، چیزی که در فصل دوم مشاهده شد، نویسندگی فوق‌العاده ضعیف بود که با میلیون‌ها دلار بودجه‌ی آمازون تلفیق شده و سریالی را پدید آورده که در حد یک بچه دبستانی هم درکی از مسائل سیاسی، امنیتی و اجتماعی در دنیا ندارد.

منبع آی پیرامید
مطالب مرتبط

بخش دیدگاه‌ها

avatar