بررسی فصل سوم سریال Stranger Things – چیزهای عجیب‌تر

8

سال 2019 را می‌توان سال سقوط تعدادی از محبوب‌ترین سریال‌های دنیا (گیم آف ترونز و آینه سیاه) لقب داد، به همین دلیل نگرانِ این بودیم که یک مجموعه بسیار محبوب دیگر به جمع‌شان اضافه شود. فصل سوم سریال Stranger Things نیز از نظر داستانی تا لبه پرتگاه می‌رود اما پایین نمی‌افتد، حداقل سرگرم‌کنندگی خود را حفظ می‌کند و تجربه‌ای جذاب را در شهر هاوکینز برای مخاطبش به ارمغان می‌آورد. «چیزهای عجیب‌تر» یا «اتفاقات عجیب» یکی از موردانتظارترین و پرمخاطب‌ترین مجموعه‌های نتفلیکس به شمار می‌رود که توانسته مفرح، ترسناک و البته غیرمنطقی‌تر از گذشته باشد. در ادامه با بررسی سریال همراه ما باشید.

محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما

*پایان این فصل و سرنوشت شخصیت‌ها در متن فاش نشده است. اما توصیه می‌شود پس از تماشا، آن را مطالعه کنید.

کاراکترهای داستان دیگر بچه نیستند. فصل سوم با محوریت عبور این گروه دوست‌داشتنی از سنین کودکی به نوجوانی، و مسائل مربوط به آن ساخته شده است. طبیعتاً برخی به‌درستی و بدون مشکل خاصی این تحول را پشت سرمی‌گذارند و برخی دیگر با چیزهایی عجیب‌تر مواجه می‌شوند. البته تاجای ممکن سعی شده که همین موضوعات دست‌مایه طنز قرار بگیرد. طنز سریال به شکل ملموسی بیشتر از دو فصل گذشته شده، و مشخص است که برادران دافر قصد داشته‌اند ماجراهای فان‌تری را به نمایش گذاشته و لبخند را بر چهره مخاطب بنشانند. الون (میلی بابی براون) حالا دارد کم‌کم با قوانین دنیای دخترها و پسرها آشنا می‌شود و زندگی‌اش را مانند یک آدم نرمال‌تر ادامه می‌دهد. رابطه او و مکس هم جالب درآمده و نشان می‌دهد که ورود یک دختر دیگر به جمع گروه در فصل دوم، چه تصمیم هوشمندانه و صحیحی بوده است. مکس او را با کامیک‌بوک‌ آشنا می‌کند و توضیح می‌دهد که واندروومن کیست! رالف ماچیو در کاراته‌کید (اخیراً دنباله این سریال با نام «کبرا کای» ساخته شده) را به ال معرفی کند و یادش می‌دهد که چطور به یک پسر کم‌محلی کند! همین جزئیات هستند که باعث می‌شوند ال بیشتر وارد دنیای دخترانه شود و آن حس حسادت اولیه‌اش در فصل دوم، به فهم صحیح‌تر و دوستی تبدیل گردد.

طنز سریال به شکل ملموسی بیشتر از دو فصل گذشته شده، و مشخص است که برادران دافر قصد داشته‌اند ماجراهای فان‌تری را به نمایش گذاشته و لبخند را بر چهره مخاطب بنشانند.

یکی از مشکلات فصل سوم Stranger Things وارد کردن بی‌خودی و غیرضروی خط داستانیِ نخ‎‌نماشده‌ی روس‌های خبیث، به داستان است. البته داستان این فصل، هم زمان با 4 جولای (روز استقلال ایالات متحده آمریکا) اتفاق می‌افتد و تم‌های میهن‌پرستانه را می‌توان در آن مشاهده کرد، و همان‌طور که می‌دانید برادران دافر عاشق ارجاع به آثار و اتفاقات دهه 80 میلادی هستند. یکی از این نیروهای روس که همانند نسخه کلون شده آرنولد شوارتزنیگر در ترمیناتور 1 می‌ماند، مشکلاتی برای هاپر ایجاد می‌کند. همین جیم هاپر نیز مانند تینجرهای داستان، دچار تغییراتی در شخصیت‌پردازی شده است و نویسندگان او را مانند فردی بامزه و در مواقعی احمق، نوشته‌اند. که به نظرم موضوع بدی نیست و اتفاقاً چند سکانس خوبِ کمیک در این فصل، فقط با حضور هاپر (به قول سریال: رمبوی چاق) رقم می‌خورد، اما دلیل خاصی برای آن وجود ندارد چراکه این شخصیت‌پردازی با چیزی که در دو فصل قبلی دیده‌ایم، تا حدی در تضاد است. او پلیسی به‌شدت افسرده بود که نمی‌توانست با غم از دست دادن دخترش کنار بیاید. اما الون به او امیدی دوباره می‌بخشد. رفتارهای غیرتی هاپر روی دخترخوانده‌اش و نقشه ریختن او برای دور کردن مایک و در ادامه تلاش برای جلب نظر جویس برای ایجاد تحولی در زندگی شخصی‌اش، در سراسر این مجموعه تماشایی است.

نتفلیکس فصل سوم چیزهای عجیب تر

همانند فصل گذشته که دو شخصیت جدید به نام‌های مکس و بیلی معرفی شدند، این فصل هم چنین کاری را فراموش نمی‌کند. اضافه شدن دختری به نام رابین (با بازی مایا هاوک یعنی دختر ایتن هاوک!) به گروه دو نفره‌ی داستین و استیو هرینگتون (با آن موهای فوق‌العاده) و گسترش ماجراهای آنان، تصمیم بسیار جذابی بوده است. همراهی استیو و داستین در فصل گذشته یکی از نکات مثبت و مهم آن بود، و برادران دافر نه‌تنها دوباره آن‌ها را با همراه کرده‌اند، بلکه رابین را هم به جمع‌شان افزوده‌اند تا تعامل میانشان، خنده‌دارتر و ماجراجویی‌هایشان بهتر و هیجان‌انگیزتر از قبل باشد. حالا این گروه، ماجراجویی ویژه خودشان در یک مرکز محرمانه شوروی در خاک آمریکا را دارند، که با توجه به فضای دهه 80 و جنگ سرد، قابل توجیه اما از نظر منطقی کاملاً بی‌اساس است. در این بخشِ داستانی به طور کلی نباید دنبال این باشید که چیزی با عقل جور دربیاید، فقط باید از همراهی این سه + یک نفر (با احتساب خواهر لوکاس که در برخی سکانس‌ها حسابی می‎‌درخشد)، لذت ببرید. البته بخشی که توی ذوق می‌زند، سکانسی است که رابین گرایشات خاص خود را مطرح و علاقه استیو را رد می‌کند. متاسفانه گنجاندن زورکی چنین مضامینی در اثر، به موضوعی فراگیر در هالیوود تبدیل شده است، که امیدوار بودیم حداقل پایش به این سریال باز نشود! این بخش اساساً غیرضروی و یک ضدحال به بیننده است، چراکه شیمی مابین دو شخصیت در این فصل، بسیار عالی درآمده بود اما ناگهان در طی چند ثانیه نابود می‌شود.

چیزهای عجیب‌تر دنیای یکتای خودش را دارد، تمام بخش‌های آن بدیع و اصیل نیست، اما بی‌شک با بهترین استفاده از مجموعه المان‌هایی فان و ترسناک، مخاطب را 8 ساعتِ بی‌وقفه به تماشا وادار می‌کند.

فصل سوم سریال Stranger Things ابداً بی‌نقص نیست و شاید برای برخی به اندازه دو فصل قبلی جذاب نباشد، اما همچنان ویژگی‌های سریالی که بتوان از آن لذت بُرد، دارد. برداران دافر دنیایی ساخته‌اند که قادر به جذب مخاطب است، شاید همه چیزش بدیع و نوآورانه نباشد، اما نمونه‌ بهترش را پیدا نمی‌کنید. نمی‌خواهم درباره کم‌عمق بودن سریال یا اینکه به اندازه Dark، تاریک و پیچیده نیست، صحبت کنم، از اول هم قرار نبوده «چیزهای عجیب‌تر» چنین مسیری را در پیش بگیرد و مخاطبِ هدفش را به‌کلی متفاوت انتخاب کرده، به همین دلیل مقایسه آن را با هیچ سریالی درست نمی‌دانم. چیزهای عجیب‌تر دنیای یکتا و مملو از شگفتیِ خودش را دارد، تمام بخش‌های آن بدیع و اصیل نیست، اما بی‌شک با بهترین استفاده از مجموعه المان‌هایی فان و ترسناک، مخاطب را 8 ساعتِ بی‌وقفه به تماشا وادار می‌کند. شاید در هنگام تماشای این فصل، فکر کنید که حس و حال دو فصل گذشته وجود ندارد، و باید بگویم که احساس درستی دارید، این فصل درباره تغییر و تحول درونی و احساسی شخصیت‌ها است و تغییر لحن سریال نیز گویای همین موضوع است.

توجه: کپی‌برداری و هرگونه استفاده از مطالب، فقط در صورت ذکر نام و لینک مطلب مجاز است. در غیر این صورت شامل پیگرد قانونی می‌شود
منبع آی پیرامید
مطالب مرتبط

8
بخش دیدگاه‌ها

avatar
3 گفت و گوها
5 پاسخ‌ها
0
 
جدیدترین دیدگاه
داغ‌ترین قسمت دیدگاه‌ها
6 تعداد نویسندگان
مهدیحامدghostامین موسویریسا ژیار افرادی که آخرین نظرات را داده‌اند
جدیدترین قدیمی‌ترین بیشترین رای
Abdolali
کاربر مهمان
Abdolali

به‌نظر من فصل خوبی بود درمورد تغییر شخصیتی هاپر باید بگم چون جین(الون) وارد زندگیش شده و جای خالی دخترشو پر کرده کاملا قابل توجیه هست.
روس های بد هم یکی از فاکتورهای اساسی هالیوودی هست و نمیشه کاریش کرد.
چیزی که به‌نظر من تو این فصل تکراری بود قهرمان بازی در آوردن یک شخصیت هست که اصلا ازش این انتظار رو نداریم. تو فصل دوم و تو این فصل بیلی .
به غیر از این خیلی بهتر از دو فصل قبل بود كه تمام مبارزه رو دوش جین بوده و زیر سازی خوبی برای فصل بعد انجام داد( البته اگه یه شخصیت منفی دیگه از اون ور بیارن نه اینکه با همین دو تا شخصیت پیش برن)
در کل من این فصل رو به عنوان یه پل نگاه کردم. از دوره کودکی شخصیتهای اصلی به نوجوانی اونا.
چیزی که اذیت میکرد چه تو این فصل و چه فصل قبل بی اثر بودن خواهر ال هست به شخصه انتظار داشتم یه نقش اساسی تر داشته باشه.

Abdolali
کاربر مهمان
Abdolali

تو فصل دوم (باب).یادم رفت تو پیام اصلی بنویسم

ghost
کاربر مهمان
ghost

این فصل هم خوب بود هم بد!
فضاش که کامل تغییر کرده بود فکر کنم این بازیگرا دارن بزرگ تر میشن، عادت نکردم هنوز!!
روس های بد هم که کلا نخ نماشده بود ، اصلا هم خطر خاصی نداشتن
ولی در نهایت این 8 ساعت ارزش وقت گذاشتن داشت

مهدی
کاربر مهمان
مهدی

با توجه به اینکه من از دو سال پیش شروع کردم سریال رو از فصل سوم اصلا راضی نبودم ولی برای فصل دوم دست زدم واقعا عالی بود