موشکافی سریال چرنوبیل : حقایق و اشتباهات

0

مینی سریال چرنوبیل محصول شبکه HBO، بااینکه هم‌اکنون یکی از پربیننده‌ترین آثار تلویزیونی در دنیا به شمار می‌رود، جنجال‌های زیادی را به پا کرده است. همان طور که از نامش پیداست، به حادثه چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ می‌پردازد و سعی می‌کند، سهل‌انگاری و خطای افراد حاکم و مسئول در قضیه را پررنگ کند. البته پیام‌هایی در بطن این اثر نهفته است که برای اطلاعات بیشتر می‌توانید نقد سریال Chernobyl را مطالعه کنید. اما در این مقاله، می‌خواهیم حقایق و اشتباهاتی که سریال به تصویر کشیده، مورد بررسی قرار دهیم. اگر می‌خواهید بدانید واقعاً چه اتفاقی افتاده و کدام حوادث زاییده ذهن سازندگان سریال هستند یا درباره چه اتفاقاتی اساساً شک و تردید وجود دارد، همراه ما باشید.

 

محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما

بخش‌های مهمی از داستان مینی سریال Chernobyl فاش می‌شود. این مطلب، مناسب افرادی است که تمام ۵ قسمت را تماشا کرده‌اند.

نادرست: شعله نیروگاه چرنوبیل، در هر ساعت دو برابر بمب هیروشیما تشعشع صادر می‌کرد

هم چرنوبیل و هم بمباران هیروشیمای ژاپن در جریان جنگ جهانی دوم، جزو بزرگ‌ترین فجایع هسته‌ای تاریخ بشر هستند. اما این دو، با هم قابل مقایسه نیستند. در هیروشیما، مردم در معرض تشعشعات مستقیم قرار گرفتند. وقتی که یک بمب هسته‌ای منفجر می‌شود، میزان تشعشعی که فرد دریافت می‌کند، بستگی به فاصله او از محل برخورد دارد و هرآنچه در نزدیکی باشد، نابود می‌شود.

اما در چرنوبیل، مواد رادیواکتیوی زیادی وارد اتمسفر شدند و به نقاط مختلفی رفتند. بنابراین نحوه قرار گرفتن مردم در معرض تشعشعات یک بمب با موادی که در طبیعت پخش شده‌اند، متفاوت است و نمی‌توان به مقایسه دقیقی رسید.

 

نادرست: همه افرادی که درقسمت اول روی پل حضور داشتند، فوت کردند (پل مرگ)

«پل مرگ» یکی از افسانه‌های محلی است که شواهدی برای باور کردنش وجود ندارد. در قسمت اول سریال Chernobyl تعدادی از مردم عادی پریپیاتپریپیات نشان داده می‌شوند که برای تماشای نورافشانی نیروگاه روی پل آمده‌اند و از تشعشعات رادیواکتیوی خطرناک هم آگاهی ندارند.

بر اساس مقاله‌ای از BBC ، یکی از کارکنان چرنوبیل به نام اولکسی بریوس که از سال ۱۹۸۲ در این نیروگاه مشغول به کار بود، بر این عقیده است که اکثر مردم شهرک، در آن زمان از فاجعه‌ای که اتفاق افتاده مطلع نبودند. او گفته که خودش صبح روز بعد و زمانی که به محل کار رفته بود، از این موضوع آگاه شد:

هیچ وقت نشنیدم که گروهی از مردم برای تماشای آتش‌سوزی روی پل بروند. در روز ۲۶ آوریل، در بیمارستان با فردی برخورد کردم که صبح آن روز، با دوچرخه به سمت پل حرکت کرده بود تا آتش‌سوزی را ببیند. دکترها گفتند که او به نوع خفیفی از سندرم تشعشعی دچار شده است.

با توجه به این سخنان و اینکه هیچ اثباتی به جز تعدادی گزارش، وجود ندارد، بهتر است در صحت موضوع «پل مرگ» کمی تامل و شک کنیم.

 

واقعی: شوروی در ابتدا سعی کرد با استفاده از ربات‌ها پاکسازی را انجام دهد اما در نهایت مجبور شد از نیروی انسانی بهره بگیرد

در صحنه‌ای رعب‌آور از قسمت چهارم، مردانی را می‌بینیم که برای جابه‌جا کردن قطعات گرافیتی روی سقف چرنوبیل، تلاش می‌کنند. طبق چیزی که سریال گفته، این مکان «خطرناک‌ترین جای کره زمین» محسوب می‌شده است. حدود ۱۰۰ تن مواد رادیواکتیوی از این محل پاکسازی شد.

در کنفرانس سال ۱۹۹۰، یکی از مقامات شوروی به نام یوری سمیولنکو، گفت که در ابتدا سعی شد با استفاده از ربات‌های ریموت کنترلی،  پاکسازی انجام شود اما این ماشین‌ها، به دلیل شرایط سمی و خطرناک منطقه از کار افتادند و آن‌ها مجبور به استفاده از نیروی انسانی شدند. در سریال چرنوبیل ابتدا تلاش روس‌ها برای استفاده از ربات ماه‌پیما شکست می‌خورد، سپس آن‌ها به سراغ یک ربات پلیس آلمانی به نام Joker می‌روند، اما آن هم کاملاً ناکارآمد بود.

 

نادرست: یک فیزیکدان هسته‌ای به نام اولانا خومیوک به حل قضیه کمک کرد

اولانا خومیوک که در واقع یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های سریال به شمار می‌رود و در فرآیند خنثی‌سازی و تحقیق درباره فاجعه نقش به سزایی را ایفا کرد، کاملاً تخیلی است و توسط سازندگان سریال خلق شده است. کرگ مازین (نویسنده و سازنده سریال) در رابطه با قرار دادن یک زن در این نقش به ورایتی گفت:

حکومت شوروی در بخش‌هایی مانند دانش و پزشکی، از ما جلوتر بود. درصد زیادی از دکترهای آنان را زنان تشکیل می‌دادند.

در واقع این خانم، برای ساده‌تر کردن روایت داستان اضافه شده، چراکه دانشمندان زیادی برای دفع خطر تلاش می‌کردند اما سریال قادر نبوده همه آنان را به تصویر بکشد، بنابراین از اولانا خومیوک به عنوان ابزاری برای روایت ساده‌تر بهره گرفته‌اند.

 

واقعی: به ارتش دستور داده شد، تمام حیوانات منطقه را بخاطر آلودگی نابود کنند

یکی از بخش‌های دلخراش و مهم قسمت چهارم با عنوان «شادیِ تمام بشریت»، مربوط به سربازانی می‌شد که برای کشتن و نابود کردن اجساد حیوانات اطراف راکتور، اقدام می‌کردند. حدود ۳۶ ساعت پس از انفجار، ۵۰ دقیقه به مردم شهرک پریپیات وقت داده شد تا وسایل مهم خود را جمع کنند و شهر به کلی تخلیه گردید. آن‌ها حق نداشتند حیوانات خانگی را با خودشان ببرند، چراکه احتمال جذب و گسترش آلودگی رادیواکتیوی وجود داشت.

 

نادرست: یک انفجار گرماییِ عظیم، می‌توانست باعث شود بیشتر نواحی اروپا دیگر جای زندگی نباشد

درحالیکه همه بر اطفای آتش‌سوزی راکتور متمرکز شده بودند، این نگرانی به وجود آمد که کوریم مذاب به آب‌های زیرزمینی برسد و انفجار عظیمی رخ دهد. در قسمت دوم، خومیوک می‌گوید که احتمال انفجاری با نیروی ۲ تا ۴ مگاتن وجود دارد، که تمام جمعیت کیو و بخشی از مینسک را نابود می‌کند. او همچنین می‌گوید که تمام اوکراین، لتونی، لیتوانی، بلاروس، لهستان، چکسلواکی، مجارستان، رومانی و بیشتر آلمان شرقی، تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

اما متخصصان هسته‌ای می‌گویند، فقط در صورتی که کوریم مذاب به طور کامل و یکنواخت به سطح آب می‌رسید، چنین انفجاری رخ می‌داد. اما در واقعیت ذوب شدن کوریم، به شکل نابرابری اتفاق می‌افتد و همه‎ی آن به سطح آب نمی‌رسد. در ضمن، این ادعا که نیروی انفجار در حد ۴ مگاتن خواهد بود، شدیداً اغراق‌آمیز است.

 

 واقعی: آتش نشانی جوان که زنش باردار بود، مدت کوتاهی پس از فاجعه چرنوبیل درگذشت

داستان غم‌انگیز آتش نشان جوانی به نام «واسیلی ایگناتنکو» و همسرش به تصویر کشیده شد. آن‌ها قصد داشتند به بلاروس بروند اما در شب حادثه، واسیلی در حدود ساعت ۱:۳۰ شب به همراه بقیه آتش نشان‌ها به چرنوبیل رفت. او در معرض تشعشعات قرار گرفت و در بیمارستان بستری شد، سپس او را به مسکو فرستادند. همسرش «لیودمیلا» که باردار بود، به مسکو رفت تا او را ملاقات کند. واسیلی ۱۴ روز پس از فاجعه‌ی ۲۶ آوریل، درگذشت و همان طور که در سریال نشان داده شد، در تابوتی از جنس زینک دفن شد.

 

نادرست: تشعشعات رادیواکتیوی مانند ویروسی واگیردار منتقل می‌شود

دکتر رابرت گِیل، یک پزشک شناخته شده‌ی آمریکایی است که تجربه بی‌نظیری در مواجه با بیماران رادیواکتیوی دارد. او چند روز پس از فاجعه چرنوبیل، به درخواست گورباچف به شوروی رفت تا در روند درمان کمک‌رسانی کند. به گفته خودش، او حدود ۲ سال را در این کشور سپری کرد و با بیشتر از ۲۰۰ نفر از افرادی که در معرض تشعشعات رادیواکتیوی قرار گرفته بودند، مواجه شد. گیل که در آن زمان برای UCLA آمریکا کار می‌کرد، گفته که تشعشعات رادیواکتیو، برخلاف آنچه در سریال Chernobyl به تصویر کشیده شده، «واگیردار» نیستند:

اکثر آلودگی‌های رادیواکتیوی که مشاهده کردیم، سطحی بودند و به راحتی می‌شد به بیماران رسیدگی کرد. این مورد با حادثه Goiania در برزیل که قربانیان آن سزیم-۱۳۷ خورده بودند، کاملاً متفاوت است.

 

نادرست: مرگ نوزادِ لیودمیلا در سریال چرنوبیل ، بر اثر جذب ذرات رادیواکتیوی از همسر او بود

رابرت گیل در بخشی دیگر، از اینکه سریال HBO دلیل مرگ آن نوزاد را جذب تشعشعات هسته‌ای از بدن مادر عنوان کرده، انتقاد کرد. برخی اصرار دارند که این اتفاق افتاده و دلیلشان هم چند خطی است که در کتاب Voices From Chernobyl (صداهایی از چرنوبیل) نوشته شده است. در این کتاب آمده «دختر لیودمیلا ایگناتنکو، با سیروز کبدی به دنیا آمده و مقدار ۲۸ رونتگن تشعشع، در کبد او پیدا شده است. او مشکل قلبی هم داشت و چهار ساعت پس از تولد فوت کرد.»

این در حالی است که هیچ مدرک و شاهدی از این ماجرا وجود ندارد! برای رسیدن به چنین نتیجه‌ای، ابتدا باید کالبدشکافی صورت بگیرد و میزان ذرات رادیواکتیوی در کبد اندازه‌گیری شود. حتی اگر این کار انجام شده باشد، باید منشاء آن مشخص شود. سوال این است که چرا هیچ دانشمند و پزشکی قادر به تایید این قضیه نیست اما مادر از آن خبر دارد؟

به عقیده این پزشک، اطلاعات غلط درباره مواد رادیواکتیو موجب شد تعداد زیادی از زنان، فرزندان خود را از روی ناآگاهی سقط کنند و از دست بدهند. رابرت گیل در وبسایت Cancerletter نوشته است:

اولاً آن آتش نشان‌ها رادیواکتیوی نبودند و تقریباً همه در معرض تشعشات خارجی قرار گرفته بودند، در واقع به درون بدن آن‌ها نرسیده بود. اما نکته مهم‌تر این است که ریسک چنین اتفاقی آن هم بر اثر تشعشات خارجی در بدن مرد و انتقال به همسر، بی‌اندازه ناچیز است.

 

 واقعی: شوروی برای حفر تونل از معدنچی‌ها کمک گرفت

معدنچی‌ها به چرنوبیل آمدند و حفر تونل را در شرایطی سخت آغاز کردند. این کار برای این ضروری بود که احتمال می‌رفت هسته مذاب از سطح بتنی عبور کند و به آب‌های زیرین آن برسد که در این صورت، ممکن بود رودخانه‌ها و در اصل دریای سیاه به اورانیوم آغشته شوند و یک فاجعه زیست محیطی ابدی اتفاق بیفتد. لازم بود با حفر یک تونل، دما تا حدی تنظیم شود و وضعیت فاجعه از این بدتر نشود. خوش‌بختانه لاوا (گدازه) هیچ‌وقت از سطح بتنی عبور نکرد و به آب‌ نرسید. در بخشی از سریال، نشان داده می‌شود که کارگرها بر اثر گرمای طاقت‌فرسا عریان شده‌اند که به نظر می‌رسد این بخش، چندان با واقعیت مطابقت ندارد. این معدنچی‌های شجاع، به طور داوطلبانه آمدند تا کاری که ازشان خواسته شده را انجام دهند.

 

نادرست: یک هلیکوپتر ساعاتی پس از فاجعه، سرنگون شد

سرنگون شدن یک هلیکوپتر دروغ نیست، اما خط زمانی آن در سریال جابه‌جا شده است. هلیکوپتر چند ماه پس از فاجعه چرنوبیل و بر اثر برخورد باله با جرثقیلی که در آن نزدیکی بوده، سقوط کرد. کریگ مازین در مصاحبه با وبسایت Menshealth درباره این تغییر گفت:

می‌خواستم مردم بدانند که خلبانان، با چنین خطرات بزرگی روبه‌رو شده‌اند. این یک راکتورِ بازشده بود که تشعشعات همواره از آن ساطع می‌شدند.

این اتفاق توسط دوربین‌ها ثبت شده که می‌توانید نسخه واقعی آن را در یوتیوب تماشا کنید.

اگر نظری درباره مینی سریال چرنوبیل دارید، خوش‌حال می‌شویم آن را با ما به اشتراک بگذارید.

توجه: کپی‌برداری و هرگونه استفاده از مطالب، فقط در صورت ذکر نام و لینک مطلب مجاز است. در غیر این صورت شامل پیگرد قانونی می‌شود
منبع businessinsider Forbes ترجمه و گردآوری: آی پیرامید
مطالب مرتبط

بخش دیدگاه‌ها

avatar