نقد فیلم Captain Marvel – کاپیتان مارول

0

بیش از یک دهه زمان لازم بود تا بالاخره مارول یک شخصیت ابرقهرمانی زن را در یک فیلم مستقل قرار دهد و داستان یکی از قدرتمندترین قهرمانان کامیکی خود را در مدیوم سینما به تصویر بکشد. فیلم Captain Marvel – کاپیتان مارول یکی از معدود فیلم‌های دنیای سینمایی به شمار می‌رود که قادر به نمایش یک الگوی ابرقهرمانیِ مطمئن و استوار نیست. احتمالا حضور بری لارسون در نقش اصلی، اشکالات فیلم را پررنگ‌تر کرده و باعث شده هجمه‌ها و انتقادات بیشتری به فیلم وارد شود. در ادامه با نقد فیلم همراه ما باشد.

 

محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما

بری لارسون کاپیتان مارولرفتار و سخنان بری لارسون احتمالاً برای خیلی‌ها (حتی برخی طرفداران دوآتیشه‌ی مارول) قابل تحمل نیست. نظر او درباره مردان سفیدپوست یا حتی اختلافاتش با برخی ستارگان قدیمی دنیای سینمایی همانند کریس همسورث (ثور)، باعث شده که او عملاً به یکی از منفورترین بازیگران مارولی تبدیل شود. با این وجود، اولین حضور او در دنیای سینمایی با موفقیت دندان‌گیرِ ۱ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلاری همراه بوده است. البته واضح است که فیلم Captain Marvel در بین ۲۰ فیلمی که قبل از آن تولید شده، جایگاه چندان خوبی ندارد. حتی به نظر می‌رسد در مقایسه با اکثر فیلم‌های مستقل و تک‌شخصیتی مارول، نمی‌تواند آن خلاقیت و دنیای جدیدی که معرفی می‌شد، داشته باشد. در واقع فیلم، هیچ چیزی ندارد که بخاطرش هیجان‌زده شد و تماشای آن را به دیگران توصیه کرد. اما این استودیو با برنامه‌ریزی دقیق توانسته فروش را تضمین کند. وصل شدن کاپیتان مارول به Avengers: Endgame (انتقام‌جویان: جنگ ابدیت) و تبلیغاتی که برای حضور او در این فیلم شد، خیلی از طرفداران را به سینما کشاند، تا با اطلاعات کافی به تماشای «پایان بازی» بروند. استودیوی مارول همین شیوه را در قبال Black Panther (پلنگ سیاه) به کار گرفته بود، چراکه بخش بسیار مهم و پایانیِ «جنگ ابدیت» در واکاندا جریان داشت، بنابراین همه ناچار بودند، آن فیلم را تماشا کنند. البته بین این دو اثر تفاوت‌های عمده‌ای وجود دارد. «پلنگ سیاه» از هر نظر فیلمی بهتر و کاملاً انقلابی‌ است. داستان و شخصیت‌پردازی‌های بسیار خوبی دارد، پیام‌های ارزشمند را منتقل و یکی از بهترین آنتاگونیست‌های دنیای سینمایی را معرفی می‌کند. مواردی که در فیلم جدید استودیوی مارول به کارگردانی آنا بودن و رایان فلک دیده نمی‌شود.تالوس

بیشتر انتقادات به رفتار لارسون در دنیای واقعی برمی‌گردد، نه ایفای نقش او در فیلم. البته خود او نیز در شکل‌گیری چنین شرایطی نقش داشته است. در اولین حضورش، زیادی خودش را جدی گرفته بود، در حدی که فکر می‌کرد رونمایی از شخصیت کاپیتان مارول، در اینترنت غوغا به پا می‌کند! با سر زدن به گوشه و کنار فضای مجازی می‌بینید که انتقادات نسبت به این بازیگر، در تمام دوران حیات سینمایی مارولی، بی‌سابقه بوده است. از این موارد که بگذریم، می‌توان گفت که بری لارسون نقش خود را به خوبی ایفا کرده است. اگر نمی‌توانید با شخصیت کاپیتان مارول و داستان او ارتباط بگیرید، احتمالاً مشکل نه از لارسون بلکه از فیلمنامه است. بی‌شک شخصیت‌پردازی او در این فیلم، کم‌نقص نیست و حقیقتاً مورد توجه سازندگان قرار نگرفته است.

مهم‌ترین مشکل فیلم به نظرم این است که شخصیت قهرمان آن، نمی‌تواند الهام‌بخش باشد و مخاطب نمی‌تواند او را در قامت یک قهرمان واقعی ببیند.

سازندگان می‌خواهند قدرت کارول به عنوان یک زن را با نمایش صحنه‌هایی از برخواستن او پس از هر شکست نشان دهند اما این کار بیش از برای مخاطب تاثیرگذار باشد، توی ذوق می‌زند. داستان این قهرمان به شکلی روایت نشده که احساسی را در مخاطب برانگیزد، به همین دلیل در خیلی از دقایق به نظر می‌رسد با یک فیلم حوصله‌سربر طرف هستیم. مهم‌ترین مشکل فیلم به نظرم این است که شخصیت قهرمان آن، نمی‌تواند الهام‌بخش باشد و مخاطب نمی‌تواند او را در قامت یک قهرمان واقعی ببیند. او فقط قدرتمند است و به‌تدریج قدرتمندتر می‌شود و در فضا می‌درخشد! کاپیتان مارول دقیقاً حامل همان ویژگی‌هایی است که در کاپیتان آمریکا وجود ندارد. آنچه استیو راجرز را متمایز کرده، قدرت فراوان نیست بلکه اراده بی‌نظیر و روحیه‌ی ابرقهرمانی است. قهرمانی که ضعف نداشته باشد، برای معمولی‌ترین مخاطبی که حتی به کامیک اهمیت نمی‌دهد، قابل درک و همذات‌پنداری نیست.

فیلم کاپیتان مارول 2019

*از اینجا به بعد، بخش‌هایی از داستان فاش می‌شود.

کاپیتان مارول که در بخش اعظمی از فیلم به عنوان «ویرز» شناخته می‌شود، به شکل ناخواسته‌ای به سیاره C-53 یا همان زمین می‌رسد. کم‌کم خاطرات گذشته‌اش را به یاد می‌آورد و متوجه می‌شود قبل از اینکه یک جنگجوی کریِ قدرتمند باشد، انسانی فانی بوده است. بخش دیگری از ماجرا به نژاد اسکرول‌ها مربوط می‌شود که معمولاً در کامیک‌ها نژاد خبیث داستان هستند و حتی بارها خودشان را به شکل ابرقهرمانان هم درآورده‌اند. (همان‌طور که می‌دانید قدرت تغییر شکل دارند) اما اینجا فیلم سعی کرده انتظارات تماشاگران و مخصوصاً افراد آشنا به کامیک را دگرگون کند. توئیست اصلی ماجرا این است که اسکرول‌ها به رهبری تالوس، برخلاف ظاهرشان شرور و منزجرکننده نیستند. اتفاقاً موجوداتی به شمار می‌روند که از خانه و سیاره خود رانده شده‌اند و نیروهای کری درصدد نابودی‌شان هستند. در واقع کری‌ها که کارول دنورز عضوی از آن‌ها بوده، نیروی کهکشانی سلطه‌گرایی هستند که به دشمنان رحم و مروت نشان نمی‌دهند. نیروی به نام «اینتلیجنس» یا هوش مصنوعی آنان را رهبری می‌کند و البته جود لاو در نقش فرمانده کری به نام «یون روگ» حضور دارد. با وجود این توضیحات، نمی‌توان در تمام این فیلم یک شخصیت منفی درست و حسابی پیدا کرد که قهرمان داستان را به چالش بکشد. شخصیت‌هایی مانند یون روگ و رونان نیز هیچ تهدیدی ایجاد نمی‌کنند. کارول دنورز همواره قوی و قوی‌تر می‌شود تاجایی که غول مرحله آخر یعنی اینتلیجنس هم توان مقابله با او را نداشته باشد.

بری لارسون کاپیتان مارول

فیلم Captain Marvel شاید بدترین فیلم دنیای سینمایی نباشد اما قطعاً در لیست آثاری قرار می‌گیرد که نمی‌توان خیلی به تولیدش افتخار کرد. این فیلم هم می‌خواهد پیام‌هایی غیرضروری داشته باشد و قدرت زنان را مطرح کند اما افراط در این بخش باعث شده موارد مهم‌تر مانند پرداختن به خود شخصیت از یاد برود. می‌توانم بگویم که با تماشا نکردن فیلم، چیز خاصی را از دست نداده‌اید، فقط در صورتی که می‌خواهید اطلاعات بیشتری درباره سرگذشت دنورز یا قدرت‎هایش به دست بیاورید، با حداقلِ انتظارات به سراغ آن بروید.

40%
  • Criteria
توجه: کپی‌برداری و هرگونه استفاده از مطالب، فقط در صورت ذکر نام و لینک مطلب مجاز است. در غیر این صورت شامل پیگرد قانونی می‌شود
منبع آی پیرامید
مطالب مرتبط

بخش دیدگاه‌ها

avatar