بررسی نکات و جزئیات قست آخر فصل هشتم Game of thrones

0

سرانجام سریال محبوب Game of Thrones – بازی تاج و تخت محصولی از شبکه HBO، به پایان رسید. پایانی که برای بسیاری از طرفداران غافلگیرکننده اما در عین حال ناامیدکننده بود. دنریس توسط جان کشته شد و برن استارک، به شاه هفت پادشاهی (ببخشید شش پادشاهی) تبدیل گشت. سانسا هم تاج ملکه را در شمال وستروس بر سر نهاد. در ادامه همراه ما باشید، چراکه نکات جالبی در اپیزود ششم فصل نهایی نهفته است. نکات و جزئیاتی که شاید به آن‌ها توجه نکرده باشید یا از دستتان در رفته باشد!

 

محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما

در تیتراژ آغازین، شکاف بزرگی در اتاق نقشه‌ی رد کیپ به چشم می‌خورد

ویران شدن کینگزلندینگ در تیتراژ قسمت آخر بخاطر نبرد عظیم «ناقوس ها» به تصویر کشیده شده بود. حتی دیگر نشان شیر طلایی لنیستر در بالای تخت آهنین دیده نمی‌شد. اما یکی از نکات ریزی که شاید ندیده باشید، شکافی در نقشه وستروس و قلعه رد کیپ است.

 

تیریون در شروع اپیزود وارد این مکان می‌شود و می‌توان به‌خوبی شکاف موجود در تیتراژ را دید

جالب است که شکاف موجود در تیتراژ، در واقع بخشی از قسمت آخر بوده و به چنین نکات ریزی توجه شده است. در تصویر بالا می‌توانید ویرانی کاخ اصلی مقر پادشاهی را مشاهده کنید.

 

دنریس از دوتراکی‌ها و خون‌سواران بخاطر عمل به وعده کال دروگو و محقق کردن آن، تشکر می‌کند

دنریس در یک سخنرانی پیروزمندانه خطاب به سوارکاران دوتراکی می‌گوید: «شما دشمنان من را در زره‌های آهنین‌شان، کشتید. شما خانه‌های سنگی آن‌ها را ویران کردید و هفت پادشاهی را به تصاحب من درآوردید.» که اگر یادتان باشد، جملات بسیار آشنایی هستند.

 

این جملات، اشاره مستقیمی به صحبت‌های کال دروگو در فصل اول سریال بود

زمانی که به جان دنریس سوءقصد شده بود و نزدیک بود مسموم شود، کال دروگو عصبانی شد و قسم خورد که وستروس را برای او فتح خواهد کرد. دروگو گفت که دشمنان کالیسی را در لباس‌های آهنین‌شان می‌کشد و خانه‌هایشان را ویران می‌کند. او همچنین گفته بود که زنان وستروسی و بچه‌هایشان را به بردگی خواهد گرفت. در فصل ششم هم، دنی عبارات مشابهی را استفاده کرد و به دوتراکی‌ها گفت که از این پس، همه‌ی آن‌ها خون‌سواران او محسوب می‌شوند.

 

جان سخنی از ایمون تارگرین را به زبان می‌آورد که با خطوط اصلی داستان سریال، متناسب است

«عشق، مرگ وظیفه است.» این جمله‌ای بود که جان به تیریون گفت و این لنیستر در پاسخ گفت: برخی اوقات «وظیفه به معنای مرگ عشق است.» همین سخن باعث شد جان در کشتن دنریس مصمم‌تر شود. اما بگذارید ادامه سخن ایمون تارگرین را که در فصل چهارم گفته شده بود، مرور کنیم. سخنانی که واقعاً ارزشمند و متناسب با داستان شخصیت‌هاست.

 

ایمون گفت: همه ما زمانی وظایفمان را انجام می‌دهیم که بهایی برای آن نپردازیم

زمانی که جان اسنو به نگهبانان شب پیوسته بود، آزمون بزرگی پیش رویش قرار گرفت. او درباره دستگیر شدن ند استارک و لشکرکشی راب استارک به شمال شنیده بود و دچار سردگرمی شده بود. ایمون تارگرین او را فراخواند و درباره عشق و شرافت برایش صحبت کرد.

 

آبرو در مقابل عشق یک زن، چه ارزشی دارد؟

عشق، موضوعی تاثیرگذار در داستان نغمه آتش و یخ بوده و همواره عواقبی را به دنبال داشته است. پدر و مادر جان، یعنی ریگار تارگرین و لیانا استارک، خانواده‌های خود را به خاطر عشق پنهانشان رها کردند. جان، عشق زندگی‌اش را در بین وحشی‌های آنسوی دیوار یافت و عهد خود را شکست. حتی راب استارک زیر قول و قرارش با والدر فری زد و با تالیسا ازدواج کرد.

 

وظیفه، در مقابل حس به آغوش کشیدن پسری تازه‎ متولدشده چطور؟

مطمئناً ند استارک مفهوم این جمله را به‌خوبی می‌داند. ند، همان زمانی که جان یعنی فرزند تازه متولدشده‌ی خواهرش لیانا را در آغوش گرفت، متعهد شد که از او حفاظت کند، حتی اگر به قیمت زیر سوال رفتن زندگی زناشویی‌اش با کتلین و اعتبار خودش به عنوان لرد وینترفل تمام شود.

 

ادامه: یا در مقابل خاطره‌ی لبخند یک برادر؟

جان و راب استارک آخرین بار یکدیگر را در اپیزود دوم ملاقات کردند و همان‌جا، خداحافظی کردند. آخرین لبخند آن‌ها در همان زمان بود. آریا هم در هنگام دور انداختن شمشیرش «نیدل» به لبخند جان اسنو فکر می‌کند. در نسخه کتاب درباره این صحنه نوشته شده: «نیدل همان لبخند جان اسنو بود. او موهایم را به هم می‌ریخت و خواهر کوچک صدایم می‌کرد. آریا به خاطر آورد و ناگهان اشک از چشمانش جاری شد.»

 

در اینجا دنریس اشاره‌ جالبی به شکل و شمایل تخت آهنین در کتاب‌های مارتین و تفاوت آن با نسخه سریال دارد

دنریس قبل از مرگش به جان گفت که تخت آهنین، با آن چیزی که فکر می‌کرده متفاوت است. مارتین در ژورنال شخصی‌ یا همان وبلاگش، در سال ۲۰۱۳ درباره ظاهر واقعی تخت آهنین توضیح داده بود. بنابراین تخت آهنینی که تیم HBO ساخته‌اند، با آنچه مارتین در ذهن داشته، فرق دارد. در واقع نسخه مارتین بسیار بلندتر، زشت‌تر و دارای پلکان است!


کشته شدن دنریس به دست جان، نسخه نه چندان کاملی از تئوری آزور آهای را به نمایش می‌گذارد

یک تئوری مهم سریال، کشته شدن دنی به دست جان بود که به حقیقت پیوست. البته نه به آن شکلی که خیلی‌ها تصور می‌کردند. با توجه به تئوری، آزور آهای با فرو کردن شمشیر در قلب عشق زندگی‌اش یعنی نیسا نیسا، تاریکی را شکست می‌دهد. چنین اتفاقی در قسمت آخر نیفتاد اما به هرحال، سرنوشت جان و دنریس به هم گره خورد. نکته دیگر شباهت جالب این صحنه به مرگ ایگریت در دستان جان اسنو بود.

 

نقشه آریا برای ترک وستروس، به فصل ششم مربوط می‌شود

آریا خطاب به جان گفت که به خانه برنمی‌گردد: «غرب وستروس چی وجود داره؟» و جان گفت نمی‌دونم. این جمله به فصل ششم ربط پیدا می‌کند، یعنی زمانی که آن بازیگر براووسی به آریا کمک کرد، زخم‌هایش را درمان کند. آریا در آن زمان گفته بود: «اسوس شرقه و وستروس غرب. اما در غرب وستروس چی وجود داره؟» بازیگر اظهار بی‌اطلاعی کرد و آریا گفت که هیج کس نمی‌داند! بنابراین ذهن او از همان زمان درگیر این موضوع بوده و اکنون که نامی در لیستش باقی نمانده، فرصتش را یافته است.

 

سمول تارلی کتاب «نغمه آتش و یخ» درباره جنگ پنج پادشاه را ارائه کرد – اما خودش نویسنده نیست

در گذشته یک تئوری وجود داشت که سم تارلی در واقع همان جرج آر. آر. مارتین و نویسنده‌ی داستان «نغمه آتش و یخ» (A Song of Ice and Fire) است. اما در این قسمت متوجه شدیم که در حقیقت، استاد اعظم سیتادل یعنی ایبروز این کتاب را نوشته است. در گذشته سم و ایبروز صحبتی درباره این کتاب داشتند و سم پیشنهاد داده بود که نام «شاعرانه‌تری» برای آن انتخاب شود. البته مثل اینکه نشانی از نام تیریون لنیستر در این کتاب نیست!

 

برین از تارث تبدیل به فرمانده گارد پادشاهی برن شد، علامت کلاغ در وسط زره او به چشم می‌خورد

روی زره برین می‌توان نقشی از کلاغ یافت. مطمئناً شاه برن شکسته، ترجیح داده از علامت کلاغ سه‌چشم برای خود استفاده کند، چراکه او دیگر خود را برن استارک نمی‌داند و نمادشان را هم به کار نمی‌گیرد.

 

برین سرگذشت جیمی لنیستر را در کتاب شوالیه‌ها بروزرسانی کرد

یکی از وظایف فرمانده گارد پادشاهی، نوشتن اعمال شوالیه‌ها در کتابی مخصوص است. بنابراین برین از تارث، وظیفه داشت سرگذشت جیمی لنیستر را وارد کتاب شوالیه‌ها کند. در بخش از متن به نبرد Goldroad (جاده طلایی) اشاره شده است که در واقع همان نبرد «غنائم جنگی» در اپیزود چهارم فصل هفتم است. جایی که دنریس با اژدها و دوتراکی‌هایش، ارتش لنیستر را کاملاً نابود کرد و جیمی هم نزدیک بود همان‌جا بمیرد.

 

این صحنه مشابه با پایان فصل چهارم بود، حتی موسیقی یکسانی در آن به گوش می‌رسید

صحنه نهایی آریا روی عرشه، یادآور پایان فصل چهارم سریال است. در اینجا هم قطعه موسیقی زیبای The Children (فرزند) اثر رامین جوادی پخش می‌شود که البته کمی با نسخه اصلی تفاوت دارد.

در ادامه می‌توانید آهنگ «فرزند» را گوش کنید:

 

 

آن زمان، آریا از وستروسِ غرق در جنگ و نزاع فرار کرد

فصل چهارم سریال Game of Thrones به جای جان اسنو یا دنریس تارگرین، با نمایش صحنه‌ای از آریا روی عرشه کشتی به اتمام رسید. آریا به براووس رفت تا از وستروس ناامن بگریزد و با خدای مرگ و پیروان او بیشتر آشنا شود. اکنون او دیگر یک دختربچه نیست و ماجراجویی‌های جدیدی را در غرب وستروس انجام خواهد داد.

 

سانسا در شمال تاج گذاری کرد و ملکه‌‎ی شمال لقب گرفت، تاج او و سرسی شباهت دارند

این تاجِ زیبا ابتدا ازپشت سر نشان داده می‌شود، نکته دیگر این است که تاج ملکه سانسا با تاج سرسی شباهت‌هایی دارد. می‌دانیم که سانسا در زندگی‌اش درس‌های مهمی از سرسی فراگرفته و قادر است شمال را به درستی هدایت کند. او همیشه دوست داشت ملکه شود و حالا تبدیل به همان کسی شد که آرزو داشت.

 

لباس سلطنتی، رنگی شبیه آبی دارد که یادآور مادرش کتلین است اما برگ‌های پاییزی روی لباس، به درختان ویروود اشاره دارد

درختان ویروود (weirwood) نماد مقدسی برای شمالی‌ها است. در اینجا هم برگ‌های این درخت به زیبایی روی جامه‌ی سانسا نقش بسته و به آن زیبایی خاصی داده است.

 

وداع جان اسنو، تشابهات واضحی با داستان فرودو بگینز در فیلم «ارباب حلقه‌ها» داشت

به نظر می‌رسدکه داستان بازی تاج و تخت، شباهت‌های زیادی به ارباب حلقه‌های تالکین دارد. جرج آر. آر. مارتین صراحتاً اعلام کرده که از داستان تالکین الهام گرفته است، بنابراین مشاهده چنین شباهت‌هایی در سریال، عجیب نیست. فرودو همانند جان در ابتدا قهرمان است و همه را نجات می‎دهد اما در انتها جایی برای او در دنیا باقی نمی‌ماند و به سرزمین نامیرایان فرستاده می‌شود. در اینجا هم جان مانند فرودو است، او باید به سرزمین‌های شمالی تبعید شود و اعضای خانواده‌ استارک باید بدون جان، به زندگی ادامه دهند.

 

بازگشت جان به کسل بلک، یادآور برخی از صحنه‌های فصل اول بود

در اولین صحنه بازی تاج و تخت، شاهد حرکت نگهبانان شب به آن سوی دیوار برای ردیابی گروهی از وحشی‌ها بودیم. در اینجا، جان و تورموند به همراه مردم آزاد، به آن سوی دیوار می‌روند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند. اما اکنون دیگر تهدید بزرگ آن زمان یعنی نایت کینگ و وایت‌واکرها وجود ندارند.

 

توجه: کپی‌برداری و هرگونه استفاده از مطالب، فقط در صورت ذکر نام و لینک مطلب مجاز است. در غیر این صورت شامل پیگرد قانونی می‌شود
منبع INSIDER
مطالب مرتبط

بخش دیدگاه‌ها

avatar