تحلیل و نقد سریال Game of Thrones – قسمت ششم ، فصل هشتم

181

قسمت آخر سریال Game of Thrones مناسب‌ترین پایانِ ممکن را برای استارک‌ها رقم زد، اما احتمالاً برای عده‌ای از طرفداران هرگز رضایت‌بخش نخواهد بود. اپیزود ششم فصل هشتم با عنوان «تخت آهنین» بی‌شک بهترین پایانی نبود که می‌شد برای این مجموعه در نظر گرفت، اما باید آن را اتمامی قابل قبول بر ماجراجویی تعدادی از شخصیت‌ها دانست. البته مهم‌ترین مشکل این پایان‌بندی، ناتوانی آن در پاسخ دادن به برخی از بااهمیت‌ترین سوالات و ابهامات هواداران و نابود شدن انتظارات پس از هشت سال است. در ادامه با این تحلیل و نقد همراه ما باشید تا ببینیم آیا سریال به همان پایان «تلخ و شیرینی» که وعده داده شده بود، دست یافته یا خیر.

محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما

بگذارید ابتدا کمی درباره بخش داستانی دنریس و در حقیقت ملکه دیوانه صحبت کنیم. ملکه‌ای که شاید واقعاً دیوانه نبود اما تقدیر و جاه‌طلبی فوق‌العاده‌ی او برای رسیدن به هدفش، از یک قهرمان، شخصیتی بدنام، مستبد و متوهم ساخت. دنریس در تمام این سال‌ها قدرت را در خدمتِ تقدیرش به کار گرفت و به آنچنان خودباوری و احتمالاً توهم بی‌نظیری رسید که فقط دیدگاه خود را صحیح بداند. همین اعتقادِ واهی به تقدیر موجب شد شاهد چنین تحول عظیمی در این شخصیت باشیم. دنریس به این باور رسیده بود که هرگز اشتباه نمی‌کند و هرکه برخلافش فکر کند، در طرف اشتباه ماجرا و در دسته «دشمنان» قرار گرفته است. شاید مارتین از ابتدا در نظر داشته پایان‌بندی کلیشه‌شکنی داشته باشد و قهرمان قصه‌اش را متحول کند، اما آن چیزی که حقیقتاً در سریال به آن توجه نشده، مسیر رسیدن به این تحول و جنون است. به هرحال ماجرای ملکه دیوانه با تمام ضعف‌هایی که در پرداخت داشت، اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید. فقط کسانی که فیلمنامه لو رفته را مطالعه کرده بودند خبر نداشتند، بلکه تقریباً همه‌ی تماشاگرانی که با دقت به تماشای سریال نشسته‌‌ بودند، می‌توانستند مرگ دنریس به دست جان را به ویژه پس از حوادث تاثربرانگیز اپیزود «ناقوس ها» حدس بزنند. مرگی که باید به شاهکار این پایان‌بندی تبدیل می‌شد اما در عمل، از یک صحنه‌ی کلیشه‌ای فراتر نمی‌رود.

دنریس تارگرین اژدها
یک نمای جالب از قسمت آخر گیم آف ترونز. قدرت‌نمایی دنریس در کینگزلندینگِ پوشیده از خاکستر. و البته بال‌های دروگون در اطرافش، که نماد تبدیل شدن او به یک اهریمن هستند. اهریمنی که باید قبل از خاکستر کردنِ بقیه‌ی دنیا، از بین برود.

البته نحوه‌ی اتفاق افتادن این قتل عاشقانه، در ذهن عده‌ای به شکلی اساساً متفاوت و متناسب با تئوری آزور آهای بوده است اما در قسمت ششم چنین اتفاقی نمی‌افتد، از خنجر آتشینی که «آزور آهای» به قلب «نیسا نیسا» فرو کرده، خبری نیست. جان مجبور می‌شود وظیفه را به عشق ترجیح دهد. شاید او یک تارگرین باشد اما روحیات ند استارک همواره در رفتار جان ظهور کرده. فردی که سعی دارد در دشوارترین شرایط، درستکار باشد و در صورت لزوم، تصمیم شرافتمندانه‌ای بگیرد. به اتفاقی که در این سریال افتاده نمی‌توانم ایرادی وارد کنم اما نحوه‌ی پرداخت و اجرای آن همانند خط داستانی «ملکه دیوانه» و «نایت کینگ» دارای نقص است. صحنه‌ای که قرار بوده یکی از حساس‌ترین بخش‌های فصل هشتم «بازی تاج و تخت» باشد، ضِداوج و سریع به نظر می‌رسد. با اینکه سکانس کشته شدن دنریس به دست جان بسیار حیاتی تلقی می‌شود، به شکل بدی کارگردانی شده، چراکه تمرکز بر نیم‌رخ چهره بازیگران قرار گرفته و اصلاً نحوه ضربه خوردن هم قابل مشاهده نیست. به همین سبب، آن بار احساسی لازم را ندارد و تلخی و شیرینی‌اش در کام بیننده، مشخص نمی‌شود. رابطه جان و دنی تازه از انتهای فصل ۷ جدی شده بود، بنابراین ابداً فرصت کافی برای باور عشق این دو شخصیت وجود ندارد و حوادث بعدی از جمله همین مرگ نیز، بی‌ارزش جلوه می‌کند.

بنیاف و وایس برای نخستین بار به طور مشترک کارگردانی قسمت آخر را بر عهده داشته‌اند، سکانس‌های پرتعدادی در اپیزود آخر عالی درآورده‌اند و فیلمبرداری هم تاجای ممکن، خوب بوده است. با این حال، ضعف‌های دیگری که به مشکل اساسی فصل یعنی «نویسندگی» مرتبط می‌شود، سریال را از رمق انداخته است. نکته دیگر اینکه کرم خاکستری و افرادش به همین سادگی از قاتل ملکه‌ای از جانشان برایشان عزیزتر بود، بگذرند کمی غیرقابل باور و سطحی است. قطعاً وقتی برای درگیری‌های بیشتر وجود نداشته، بنابراین قضیه در «دراگون‌ پیت» به سبک فیلم‌های هندی جمع و جور می‌شود! برن می‌شود شاه جدید و سانسا ملکه شمال. آنسالید و دوتراکی‌ها هم می‌روند پی کارشان.

کشته شدن دنریس توسط جان
این صحنه می‌توانست تاثیرگذارترین بخشِ تاریخ سریال باشد. اما کارگردانی نه چندان خوب، بازی بد کیت هرینگتون و نگاهی به رابطه خام این دو نفر، باعث شده ضربه‌ی احساسی به مخاطب وارد نشود. من که هنگام تماشای آن نه مزه شیرینی حس کردم و نه تلخ، شما را نمی‌دانم! فکر می‌کنم موسیقی رامین جوادی هم دیگر برای نجات چنین صحنه‌هایی جواب نمی‌دهد!

برای شاه شدنِ برن استارک که مطمئناً جزو بحث و گفت‌وگوهای اصلی طرفداران خواهد بود، دلایل خوبی وجود داشت اما بار دیگر، یکی از اشتباهات این فصل در عدم پرداخت کافی به شخصیت نمایان شده است. اولین مشکل با شخصیت برن این است که اطلاعات چندانی از قدرت‌های او به مخاطب داده نمی‌شود. برای مثال، سریال به اینکه برن از همه چیز خبر داشته یا نه، پاسخ واضحی نمی‌دهد. برن در پاسخ به درخواست تیریون برای حکمفرمایی بر وستروس می‌گوید: «فکر کردی چرا این همه راه تا اینجا اومدم؟» خب، همین جمله برای بسیاری کافی است تا باور کنند برن از تمام اتفاقات، از کشته شدن نایت کینگ گرفته تا دیوانه شدن دنی و کشته شدنش به دست جان و هر اتفاق دیگری در دنیا، آگاه بوده و فقط اجازه داده همه چیز همان طور که باید، پیش برود. بنابراین تقدیر «برن» این بوده که به شاه «برن شکسته» تبدیل شود یا اینکه خودش با دستکاری اتفاقات چنین نتیجه‌ای را رقم زده است؟ مشکل بعدی با برن برمی‌گردد به اینکه تقریباً هیچ کاری در فصل هشتم انجام نمی‌دهد. فقط یک گوشه می‌نشیند و نگاه‌های عجیب و بی‌روح خود را نثار این و آن می‌کند. در گذشته هم گفتم به اینکه چه کسی حاکم شود ذره‌ای اهمیت نمی‌دهم، اما اینکه یک شخصیت را بدون پرداخت، توضیح قدرت‌هایش و حتی بدون تصویر کشیدن برخی حوادث تاثیرگذار در فلش‌بک (که بخش جذابی از دو فصل قبل بوده) به حاکم وستروس تبدیل کنید، از آن کارهایی است که فقط از «دن و دیوید» برمی‌آید. از آن کارهای جالبی است که با منطقِ نداشته‌ی این دو نفر قابل توجیه است!

ملکه سانسا
مثل اینکه سازندگان دوست نداشته‌اند سانسا دست خالی بازی تاج و تخت را ترک کند. «ملکه در شمال» لقب جدید این شخصیت است اما واقعاً کاری کرده که لیاقت آن را داشته باشد؟ اگر شمال قرار است مستقل باشد، چرا بقیه‌ی نواحی پادشاهی، نباشند؟ وقتی برادرت شاه بشود، نتیجه‌ای جز پارتی‌بازی ندارد.

اما بخش داستانی سانسا و تبدیل شدنش به ملکه‌ی شمال، کاملاً بی‌پشتوانه و تا حدی غیرعقلانی است. می‌دانستیم سانسا همواره به دنبال استقلال شمال است و برای رسیدن به هدفش می‌جنگد اما مشکل اینجاست که همه چیز را به راحت‌ترین شکل ممکن به دست می‌آورد. اصلاً این حس که سانسا توانسته با زیرکی و ذکاوتش شمال را مستقل و خودش را ملکه کند، به سراغم نیامد. این هدیه‌ای بود که نویسندگان دودستی به این شخصیت  تقدیم کردند، بدون آنکه حسِ لایق بودن را به مخاطب منتقل کنند. در واقعِ سانسا یک لابی‌گری ساده با برادرش برن انجام می‌دهد و تمام! جالب اینجاست که هیچ‌یک از شش خاندان دیگر، اعتراضی به این موضوع ندارند. مخصوصاً حاکم جدید دورن که نامش هم مشخص نیست یا حتی یارا گریجوی. این سریال احتمالاً بیش از همه در قبال دورنی‌ها ظلم کرده است. این‌ها تنها خاندانی هستند که هنگام هجوم ایگان فاتح به وستروس، سر خم نکردند و زانو نزدند. سال‌های بسیار زیادی، به شکل مستقل اداره می‌شدند و فقط از طریق وصلت با تارگرین‌ها به هفت پادشاهی ملحق شدند. اما در سریال، حکومت دورن چیزی در حد یک جوک بی‌مزه است که فقط بخاطر نوشیدنی‌های نابش شناخته می‌شود و تاثیر ملموسی بر شرایط سیاسی و نظامی وستروس ندارند. این موضوع کمی ناامیدکننده است چراکه حتی به الاریا سند و دخترانش، فرصتی برای خودنمایی داده نشد و یورون به سادگی آن‌‌ها را قبل از اینکه بتوانند کاری به نفع یا ضرر وستروس انجام دهند، حذف کرد. اما این فقط ضعف کوچکی در پایان‌بندی است، از تکرار مشکلات این فصل در متن، خودداری می‌کنم.

تخت آهنین وستروس
تخت آهنین که در نهایت هیچ کس به آن تکیه نزد! نمادی از پیروزی تارگرین‌ها بر مردم وستروس که پس از صدها سال به همان شکلی که ساخته شده بود، ذوب شد. صدها شمشیر متعلق به دشمنان مغلوب‌شده‌ی ایگان فاتح که چرخه‌ی یک حکومت پادشاهی در وستروس را بنا نهاد.

مجموعه «بازی تاج و تخت» را می‌توان به عنوان یک پدیده‌ی رسانه‌ای شناخت که تاثیر زیادی بر فرهنگ عامه داشته است. طبعاً این سریال آنقدر بزرگ و محبوب است که نمی‌تواند با پایانش، همه طرفداران را راضی نگه دارد و شاید چنین انتظاری به کلی غیرممکن و کاملاً نشدنی به شمار رود. جدا از این موضوع، برای بسیاری از سوالاتی که داشتیم، هیچ‌گونه پاسخ قانع‌کننده‌ای دریافت نکردیم. نه! از نایت کینگ خبری نیست، قضاوت من در افتضاحی که سازندگان در خط داستانی مردگان علیه زندگان ایجاد کرده بودند؛ درست بود! برخی مخاطبان، آقایان «دن و دیوید» را نخبگانی در نظر گرفته بودند که نمی‌شد انتقادی به کارشان وارد دانست! برخی فکر می‌کردند تمام پاسخ‌ها در قسمت نهایی داده می‌شود و انتقادات بخاطر ناآگاهی و قضاوت زودهنگام است، درحالیکه این افراد، مشکل اساسی‌ فصل هشتم یعنی ۶ قسمتی بودنش را نادیده گرفته بودند. از همان قسمت چهارم مشخص شد، نویسندگان هیچ اشتیاقی به قلقلک دادن ذهن مخاطب و قرار دادن این احتمال در مغزش که شاید نبرد اصلی پایان نیافته باشد و یا خطر بزرگ‌تری همچون خود «برن» مطرح شود، نداشتند. اصلاً به چهره‌ی دن و دیوید نگاه کنید، به کجایشان می‌خورد که چنین توئیستی را در انتهای فصل قرار دهند!

قسمت آخر سریال Game of Thrones
دموکراسی در وستروس چیز خنده‌داری است! دنریس می‌خواست چرخ این سیستم را بشکند و سیستم حکومتی جدیدی به وجود آورد. اما تکبر و جا‌ه‌طلبی او باعث شد چنین اتفاقی نیفتد و برگردیم به همان جایی که شروع کردیم! همان شورای پادشاهی که فقط اعضای آن تغییر کرده‌اند و مانند گذشته مملکت را خواهند چرخواند.

در واقع بعضی نقد من در اپیزود سوم را به قضاوت زودهنگام و نادرست درباره قضیه نایک کینگ، متهم کردند. در صورت صحیح بودن این ادعا، حاضر بودم با کمال میل نقدهای قبلی‌ام را مستقیماً به سطل زباله بریزم، اما متاسفانه یا خوش‌بختانه دست نویسندگان را به درستی خوانده بودم! بنیاف و وایس با جمع کردن قضیه نایت کینگ و کلاغ سه‌چشم در یک قسمت و همچنین بی‌پاسخ گذاشتن بسیاری از سوالاتی که حول‌وحوش این جهان غنی از افسانه و جادو ایجاد شده بود، نشان دادند که بخشِ فانتزی و اسطوره‌ای داستان، برایشان چندان اهمیتی نداشته است. آن‌ها می‌خواستند سریال را هرچه سریع‌تر به پایان برسانند و دغدغه اصلی‌شان احتمالاً کار روی پروژه‌های دیگری مانند «استار وارز» بوده است. حالا قضاوت با شما مخاطبان سریال است، آیا این پایان‌بندی خوب و راضی‌کننده بود یا یک افتضاح تمام عیار؟ مطمئناً اختلاف نظر وجود خواهد داشت، چراکه تعدادی از این پایان رضایت دارند و برخی دیگر احتمالاً بدشان نمی‌آید «دیوید بنیاف و دی. بی. وایس» را در یکی از استودیوهای HBO عریان کرده و مراسمِ پیاده‌روی شرم برایشان راه بیندازند! مهم این است که (لطفاً) برای نظرات یکدیگر احترام قائل باشید! شما می‌توانید دیدگاه خود را برای ما بنویسید و اگر دوست دارید در در نظرسنجی زیر شرکت کنید.

از تمام خوانندگان و کاربران محترم دعوت می‌کنیم در نظرسنجی سریال Game of Thrones شرکت کنند. تعداد سوالات زیاد نیست و شرکت در آن وقت چندانی از شما نخواهد گرفت. (زمان شرکت در نظرسنجی به پایان رسیده است.) / توجه: در صورت استفاده از ایمیل فیک و غیرمعتبر، رای شما حذف خواهد شد.

متاسفانه این فرم دیگر در دسترس نیست .

توجه: کپی‌برداری و هرگونه استفاده از مطالب، فقط در صورت ذکر نام و لینک مطلب مجاز است. در غیر این صورت شامل پیگرد قانونی می‌شود
منبع آی پیرامید
مطالب مرتبط

181
بخش دیدگاه‌ها

avatar
97 گفت و گوها
84 پاسخ‌ها
0
 
جدیدترین دیدگاه
داغ‌ترین قسمت دیدگاه‌ها
103 تعداد نویسندگان
MahyarAzimاحسانعلیولی افرادی که آخرین نظرات را داده‌اند
جدیدترین قدیمی‌ترین بیشترین رای
محمدرضا امیری
کاربر مهمان
محمدرضا امیری

شاه شدن برن واقعا میتونست خوب در بیاد! شاه شدن جان بیشتر از همه منو اذیت میکرد چون دیگه خیلی مطابق میل بیننده پیش میرفت!
ولی حیف که برن رو اصن نفهمیدیم شخصیت منفیه؟مثبته؟ به قول شما نشسته بود یه گوشه پوکر فیس بقیه رو نگا میکرد!
نفهمیدیم برا چی طعمه شد قسمت سه!
شوخی های اخر فیلم تو شورای پادشاهی واقعا داشت حالمو بد میکرد چرا بران باید پست بگیره آخه؟!

واای اخرش تو دیوار همش منتظر بودم صدای شیپور از یه بار بشه دوبار و بعد سومیو بزنن!! بوووم بعدم فیلم تموم شه
فکرشو بکنید چه چیز شاخی میشد!

درکل بنظرم اخرین سنگر کتابه 😀 و همه باید رو بیاریم به خود مارتین ببینیم اون چه خوابی دیده برامون البته با این سرعت بعیده تا بیس سال دیگه بتونه تمومش کنه!

mehran
کاربر مهمان
mehran

یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایانه . شاید این جمله برای من در مورد این فصل بیشتر به چشم خورد که اگر سریال قراره به این وضع جلو بره همون بهتر که توی همین 6 قسمت تموم بشه بره پی کارش و امید داشته باشیم به خوندن داستان در کتاب ها . قسمتی بالیوودی قابل پیش بینی سطحی نگرانه . شاه شدن برن بدون هیچ زمینه سازی قبلی کسی که فقط مثل یک سطل ماست در 6 قسمت روی صندلی نشست ؟ به چه پشتوانه ای چه توانمندی ؟ چه انتخاب عاقلانه ای !!! بیشترین بخشی رو قسمت مغر و اعصاب من راه رفت در این فصل سکانس پایانی بود . بازگشت جان به پشت دیوارها به همراه مردم آزاد یعنی کل این 8 فصل ما به دنبال چی بودیم مردم ازاد جنگیدن که ازاد بشن و بیان اینور دیوار بعد که جنگ تموم شد به راحتی دوباره برگشتن سر جاشون پس برای چی جنگیدن کشته شدن جان منس رایدر شد تا یه شخصیتی که پرداخت منطقی نداشت شاه بشه ؟ یعنی جلسه مشاوره تعیین پادشاه بقدری کودکانه ، غیر منطقی و فاقد کشش بود که بزور میشد تحملش بکنی سانسا من شمال رو میخوام مستقل بشه باشه ماله تو بقیه هم هیچکاره چون من برن شکسته هستم در کل همون بهتر که زودتر تموم شد فقط… ادامه نظر را بخوانید »

ghost
کاربر مهمان
ghost

واقعا باید d&d رو باید مثل سرسی پیاده روی شرم برگزار کرد براشون !! این چه افتضاحی بود ساختن … این همه بودجه زدن واسه بدترین پایان تاریخ تلوزیون .. این سریال همه چی داشت فقط دو تا شورانر سالم و عاقل نداشت…!!!!!
منو بگو امید داشتم فیلمنامه که خونده بودم اشتباه باشه

محمدرضا
کاربر مهمان
محمدرضا

به نظرم در کل همه چیز به سود تیریون شد و شوزای پادشاهی واقعا مسخره بود و اشخاصی که عضو شوزای پادشاهی بودن اصلا لایق نبودن مخصوصا شخصیت قاتل و به دردنخوری مثل بران و کلا همشون انگشت کوچیکه واریس نمیشدن. در هر صورت تیریون با این شورا و اون پادشاه کینگ حقیقی شد. پایان جان اسنو بسیار تلخ بود حقش بود کرم خاکستری و افرادش رو نابود میکردن و جان اسنو رو به عنوان پادشاه انتخاب میکردن.مشکل اصلی اینجا بود که برن تو قسمتای قبل میگفت من استارک نیستم من اصلا ادم نیستم و کلاغ ۳ چشمم و چطور این ادم بی هویت که نقش ویکیپدیا رو داره پادشاه کردن جای تعجب داره. یه پایان تلخ اگه داشت مثلا اگه صحنه ای که دنریس چاقو خورد به جان میگفت حامله ام و جان دیوانه میشد و میرفت بهتر بود

mehran
کاربر مهمان
mehran

در همین صفحه یک نظر سنجی گذاشته شده که که 44 درصد افراد بعد از مرگ ریک شخصیت اول walking dead دیگه سریال رو ادامه نمیدن اما چی میشه که در هر فصل نقش اول فصل میمیره اما امار بینندگان بالاتر میره که پایین نمیاد این چیزی نیست جز منطق روایی داستان و قدرت خلق شخصیت ها توسط مارتین وقتی از یک سریال قوی منطق و قدرت خلق رو بگیری یک سریال در میاد که حتی عامه پسند هم نیست دیگه یعنی اگه اپیزود اخر سریال پایین ترین نمره رو بگیره اصلا جای تعجب نداره دوستمون اشاره خوبی کرد به شورای مشاوره طنز کاملی بود شاید فقط بشه یک درس از این بخش گرفت و اون اینکه جنگ باعث از بین رفتن بزرگان قابل اعتنا میشه و جاش علف های هرز به مقام میرسن شاید اگر جان به تنهایی میرفت به اونور دیوار قابل قبول بود بیاد اولین و اخرین عشقش ولی رفتن مردمان ازاد بسیار بی منطق بود

پگاسوسک
کاربر مهمان
پگاسوسک

قسمت ششم ، بدترین پایان بندی ای بود که تو عمرم دیدم آریا در مصاحبه گفته بود قسمت آخر به قسمت اول سریال مرتبط میشه اما کوووووو ارتباط ؟ برن در مصاحبه گفته بود از من متنفر میشید اما کوووووووو اون تنفر ؟ یک بازیگر دیگه گفته بود سریال یک پایان فوق العاده احساسی داره اما کوووو اون پایان احساسی ؟ یک بازیگر دیگه گفته بود با تماشای قسمت آخر سریال عقلتون رو از دست میدید و به روان درمانی نیاز پیدا میکنید خب کوووووو ؟ چرا هیچ کدوم از چیزایی که خود بازیگرا بهش اشاره کردن پیش نیومدن ؟؟ این برن چی شد ؟ چرا داستانش ول شد و رو هوا موند ؟ تو جنگ با شاه شب کجا رفته بود ؟ چرا به دنریس یا اطرافیان جان از تصویر آینده ای که دیده بود نگفت ؟ چرا به تریون برگشت گفت پس فکر میکنی من این همه راه رو برای چی اومدم ؟ یعنی برن میدونست پادشاه میشه ؟ چرا به جان اسنو برگشت گفت تو دقیقا همون جایی بودی که باید می بودی ؟ خود سریال خودش رو مسخره میکنه ، تو قسمت 4 سر داووس برمیگرده میگه این خدای روشنایی کیه که بی منطق وارد میشه و بعدش یهو میره ؟ ما فکر کردیم الان میان از خدای روشنایی و توطئه ی برن استارک رونمایی میکنن… ادامه نظر را بخوانید »

Amir shariati
کاربر مهمان
Amir shariati

همون جدایی هفت اقلیم و تک تک شدنشون بهتر از این بود که شمال ازشون جدا بشه و به کسی مثل سانسا که تا همین قصل قبل خنگ بودن بیش از حدش رو مخ بود برسه و6اقلیم دیگه هم به یه شمالی دیگه مثل برن برسه و جالبه که همه هم میگن باشه واقعا رو اعصابه این قضیه با کدوم عقل جور درمیاد که همه بگن باشه شمال جدا لشه واسه سانسا و بقیه سرزمین های ما هم واسه داداشش برن چه کار مفیدی کرده بود چه لیاقتی برای تخت شاهی داشت توی قسمت سوم که یهو گفت من باید برم و هنوز ما نمیدونیم یارو کجا رفت یه بار فک میکردیم یارو نایت کینگه و یه بار فک میکردیم خدای روشناییه و از دیوانه شدن شاه دیوانه تا دیوانه شدن ملکه رو انداختیم گردنش و بزرگش کردیم ولی آخر سر هم دیدیم هیچی نبود بجز اینکه میرفت توی گذشته قدم میزد و میومد جالبتر از همه اینکه کسی پیشنهادشو داد که خودش مجرم بود و عاقبت مشخصی نداشت تیریون برن رو شاه کرد و شاه تیریون رو آزاد کرد و بقیه هم بوق بودن و آنسالید ها هم گفتن خداحافظتون ما رفتیم جان رو هم تبعید کردن به دیوار وحشی ها هم توی قلعه منتظر موندن تا جان بهشون ملحق بشه و بعد برن به شمال دیوار اینکه چرا… ادامه نظر را بخوانید »

فروهر
کاربر مهمان
فروهر

افتضاح اندر افتضاح فقط شما به من بگید دیوار الان چه نقشی داره؟ در برابر چه قوم یا گروهی باید شمال رو محافظت کنه؟ وحشی ها؟ وحشی ها که بیش از هر کس به گردن کشور حق دارند( به واسطه مبارزه با وایت واکرها) وایت واکر ها؟ اون ها هم که به شکل مضحکی از بین رفتند. سانسای بی کفایت که تنها هنرش بغض کردن و خیانت کردن بود و نه حرف زدن بلده، نه مبارزه بلده و نه حق خواهی بلده، باید بشه ملکه شمال؟! به چه دلیل؟ برنِ بی کفایت که تنها هنرش پوکر فیس و سکوت اختیار کردن هست، و به قول خودش هیچ چیزی براش مهم نیست، باید بشه پادشاه کشور؟! به چه دلیل؟ جان اسنو هم که قسمت به قسمت خوار تر و زبون تر شد. کسی که تا فصل 6 لایق ترین و دلاور ترین شخصیت کل کشور بود و بیش از هر کس شایسته پادشاهی بود، در نهایت در قاموس یک انگل بی مصرف به شمال تبعید شد. قابل درک نیست که چطور فیلمساز هنوز جرات میکنه تیریون رو بعنوان یک دانای مطلق و عادل حکیم معرفی کنه و برای بار چندم او رو به مقام Hand پادشاه منصوب کنه! این شخص خصوصا در فصل اخیر چه ظرفیت و چه ذکاوتی از خود نشان داده که باید کماکان شایسته این جایگاه باشد؟ خطا… ادامه نظر را بخوانید »

سالی
کاربر مهمان
سالی

نویسنده در این فصل فقط یه هدف داشت. میخواست بیننده رو غافلگیر کنه 1.غافلگیری که خیلی بیهوده و بی اساس و بی منطق و پایه و زشت شکل میگیره 2.کشتن نایت کینگ در یک لحظه 3.کشته شدن اژدها به صورت ناگهانی 4. تغییر کاراکتر دنریس از یک شخصیت خاکستری تقریبا عادل که همیشه مشورت میگیره از مشاورانش و خیلی وقت ها مهربونه و عاقل به سیاه ترین و دیوانه ترین شخصیت سریال در یک روز .جالبه بدونید دنریس یه روزه از سرسی هم ظالم تر و قاتل تر شد به طوربکه سرسی حتی نصف این هم ادم نکشته بود 5.کشته شدن دنریس باز هم بصورت ناگهانی با اینکه از جان اسنو انتظار نداشتیم که در همون لحظه ای داره میگه تو همیشه ملکه منی و خواهی بود .خنجر بزنه … خو حداقل این جمله رو نمیگفت .ولی نویسنده میخواد به هر قیمتی بیننده رو غافلگیر کنه 6.و نهایتا پادشاه شدن ناگهانی برن .که تمام استخونامو سوزوند.خاک بر سر من که این سریالو دیدم به خدا پزشک دهکده ازین هزار بار منطقی تر بود تنها و تنها و تنها نقطه اندک احساسی و لذت بخش سریال .صحنه های اخر سریال بود که جان برگشته و مردم اونجا بهش احترام میذارن و گرگشو دوباره دید از همه چی سوختم از پادشاه شدن سانسای لوس و بی عرضه. از پادشاه شدن ناگهانی برن… ادامه نظر را بخوانید »

Dany
کاربر مهمان
Dany

اخر فیلم هرچی ادم بی لیاقت و گناهکار و مفت خور بود اداره امورو دست گرفت!اینهمه گفتن جان جانشینه برحقه ولی بعد از کشتن دنریس یادشون رفت!!گری ورم چرا تبدیل به قهرمان شد اگه دنریس گناهکاره پس اونم هست دیگه؟!چرا حرف تیریونو قبول میکنن همه؟؟
نتیجه این سریال این بود که ادمای مفت خور و بی لیاقت به پادشاهی رسیدن نمونش پسر عمه لایسا!دلایل تیریون برای پادشاهی برن احمقانه بود

علی
کاربر مهمان
علی

به نظرم اگه میفهمیدیم همه ی این نقشه ها رو خود برن ریخته و شرور اصلی قصه اونه ، هم هضم قسمت 3 راحت تر میشد هم طرفدارا راضی تر بودن هم نویسنده ها یه توییست قشنگ رو میکردن ولی به قول شما به قیافه شون نمیخورد از این حرکات. من هنوز نفهمیدم برن تو قسمت 3 داشت چی کار میکرد. یا چرا هی به این و اون زل میزد .

Mahdi
کاربر مهمان
Mahdi

در یک، کلام مزخرف بود…
من اگه جای مارتین بودم از این دوتا کارگردان ماش مخ شکایت میکردم. برن هم که نقشش فقط این بود که بره به گذشته بعد برگرده بیاد همه چیزو بریزه به هم. به نظرم همه ی این سناریو ها از پیش برنامه ریزی شده بود توسط خود برن. راستش دلم برای نایت کینگ یه جورایی سوخت شایدم حق با اون بود…!!!؟؟؟

آرش
کاربر مهمان
آرش

دوستان بدون توجه به مابقی حواشی ، متوجه شباهت ،پایان دو شخصیت جک بایر از بیست و چهار و جان اسنو از گیم اف ترونز بودید؟!
دو شخصیتی که بعد از سال ها عذاب و رنج و از دست دادن عشق و جنگیدن با کثیف ترین ها…
آخر سر هم به منفعت شخصی نرسیدن و دو تایی هم تحویل داده شدن
هر چند بهترین پایان برای هر دو نبود ، ولی سنگین تر از هر سناریو دیگری هست… اینکه آخرش هم هیچی!

محمد
کاربر مهمان
محمد

D&D دوتا یهودی بیزینسمنن و قطعا حساب کتابای مالی تو بهم زدن GOT به این شکل و شمایل نقش داشته، مگه شوخیه که چنین سریالی با اون همه خط داستانی زیبا و جادویی به این سادگی آب ببندن توش؟ پتانسیلایی که این سریال در فصلای اولیه ساخته و پرداخته بود به سادگی بی استفاده موند و از بین رفت، شاه شب و وایت واکرا حاصل یه فصل یا چند قسمت نبودن بلکه از اولین قسمت GOT بهشون پرداخته شده بود و ما دیدیم چجور به سادگی از خط داستانی سریال حذف شدن، انصافا حیف بود که کار به این نحو تموم بشه.

میترا
کاربر مهمان
میترا

همه چیز به کنار، الان تارگرین بودن جان چه تاثیری داشت اصلا و چرا تو شورای پادشاهی حتی سم هیچی نگفت اونکه انقدر تعصب داشت رو جان. من کشته شدن جان رو ترجیح میدادم تا این پایان بد. قسمت مستقل موندن شمال و سانسا رو دوست داشتم صحنه جان و دنریس و عکس العمل اژدها رو هم دوست داشتم. ولی مثلا تیریونی که جان رو تحریک به کشتن کرد هند پادشاه شد بد بیچاره جان منتقل شد به نایتز واچ، حداقل پایانشم باز نذاشتن یه نایت کینگی یه چیزی یه دفعه سر و کله اش پیدا شه.

کاوه
کاربر مهمان
کاوه

بهترین و زیباترین بخش سریال در این قسمت صحنه غمگین بین درگون و مادرش ( دنریس ) بود خیلی زیبا بود … جدا از ضعف این فصل … یک نکته ای هم که کسی در نظر نگرفت این بود که برن وقتی اومد پیش انجمن پادشاهی فقط اومد از درگون پرسش کرد که کجاست و در آخر هم گفت من میرم بگردم پیداش کنم ( منظور از طریق کلاغ ها ) و رفت و اهمیتی به دیگر سخنان اونا نداد ..و همین نکته نشون میده همین برن هم دنبال قدرت و استحکام پایه های حکومتش هستش چون اژدها نماد قدرت هستش و زمانی که پیگیر او هست ، دلیلش اینه بتونه از طریق توانایی که داره کنترلش کنه و نفوذ و قدرتش بره بالاتر و جالب اینجاست در نخستین لحظه ورودش پرسید آیا تکنسین نظامی یافته ایدددد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ …
نکته دوم دیالوگ های بین جان و تیریون بود که جان میگه من فکر کنم کار اشتباهی کردم با قاطعیت ( منظور کشتن دنریس ) و تیریون انکار نمیکنه میگه ما کار اشتباهی کردیم ( چون اون جان و تحریک کرد ) و در آخر میگه ده ساله دیگ این پرسش یک باره دیگر تکرار کن ( این نشون میده خود این ها هم امیدی به بهبود شرایط ندارند )

امین
کاربر مهمان
امین

هنوز هم میتونه داستان ادامه داشته باشه
اژدها دنریس رو با خودش برد، می تونه برگشتی در کار باشه….

سیمین
کاربر مهمان
سیمین

خب واقعا نا امید کننده بود . برن که تا قسمت قبل حتی میگفت من کلاغ سه چشمم نمیتونم لرد وینترفیلد باشم حالا چه مشتاق بود برا پادشاهی!!!!
البته من ازینکه جان به شمال رفت و بین مردم آزاد قرار گرفت را دوست داشتم . چون واقعا جاش بین مردم آزاد بود.
مشکل اصلی خط سریع داستانی و پرداخته نشدن شخصیت ها بود . تغییر شخصیت دنریس قابل پیش بینی و جالب بود اما نه با این سرعت . با پادشاهی برن هم مشکلی ندارم اما این فصل خیلی بیمصرف بود اصلا کلاغ سه چشم شد که چی بشه نقش ویکی پدیا زنده داشت فقط.
کلا خیلی سوالهام بیجواب موندن ؟ بپرسم ؟
اون بچه کوچیکا تو شمال پشت دیوار که پادشاه شب رو سرشون میکشید وایت واکر میشدن چی شدن؟
مگه هر کیا خدای نور زنده میکرد به خاطر هدفی نبود؟هدف جان کشتن دنریس بود؟ پس چرا بعدش نمرد؟
نامه هایی که واریس مینوشت که جان تارگرین هست کجا میرفت؟و اصولا تارگرین بودن جان به چه درد خورد؟همون حرومزاده بود بهتر نبود؟ هدف تریون از لو دادن واریس چی بود؟ کلاغ سه چشم بودن برن چه مشکلی را حل کرد؟

زرین
کاربر مهمان
زرین

واقعا ناراحتم
از کشتن بی احساس دنریسی که تا دو قسمت قبل عزیز همه مون بود تا تبعید جان اسنو و عدم کوچکترین اشاره ای به تارگرین بودنش …
به شعور همه ی مخاطبان سریال توهین بزرگی شده و پایان بندی ابتدایی سریال تمام روز ها و شب هایی که این سالها صرف تماشاش کردیم رو زیر سوال برده!
واقعا دیگه تصمیم دارم سریالی رو ببینم که به اتمام رسیده و مخاطبینش از پایانش راضی هستند ، مثل برکینگ بد که قسمت پایانی ش به تنهایی ارزش یک سریال رو داره و کاملا بر اساس روانشناسی طغیان نظم و بی نظمی ارایه شده …
امیدوارم زود فراموش همه مون بشه چون واقعا حس ناخوشایندی داریم از این همه سطحی انگاری!!!

Aten_pb
کاربر مهمان
Aten_pb

علاوه بر کشکی شاه شدن برن و الکی الکی به استقلال رسیدن شمال پایان جان اسنو خیلی رو اعصاب بود. ب هر حال درسته که شخصیتشو تو دو فصل آخر خیلی پایین آوردن ولی اگه یه جوری تموم می کردن که خود جان می خواست بره دیوار خیلی بهتر می شد. من که نظریه های فصل هشتم و قسمتای آخرو می خوندم واقعا کف می کردم ولی داستان یه ذره خلاقیت نداشت. انگار می خواستن فقط از شرش خلاص بشن. اژدها رفت بهتر که رفت!!!! پایان دنریس کاملا قابل حدس زدن بود ولی اگه بیشتر روش کار می کردن بهتر می شد. خیلی حال می داد اگه سه بار شیپور می زدن آخرش. بهترین پایان ها اول مال آریا بود دوم مال جیمی. پایان بقیه واقعا ناامید کننده بود. خیلی انتظارا داشتم از این فصل …

eli
کاربر مهمان
eli

با اینکه آخر سریال اونجوری که دلمون می خواست تموم نشد ولی واقعیت ها رو نشون داد. اینکه همیشه آدم های زرنگ و دانا از آدمایی که دانا نیستن سواستفاده می کنن که خودشونو بالا بکشن مثل تیرین که وقتی دید دنریس دیگه به حرفش گوش نداد و کار خودشو کرد احساس کرد داره موقعیت قبلشو از دست میده البته به خاطر مردم سرزمینشم ناراحت بود، بعد از جان اسنو احمق استفاده کرد در مقابل دنریس. آخرسر هم بین اون آدما بی دفاع ترین شخص که برن بود رو معرفی کرد به عنوان پادشاه که شکی نبود که برن خودشو به عنوان هند انتخاب می کنه و دوباره میرسه به اون قدرتی که می خواست. مسلمه که واقعیت رو در مورد جان اسنو نمی گفت. حتی سانسا هم بیشتر از برادراش دنبال حاکمیت خودش بود . دیگه در مورد اون برن جوگیر احمق که اصلا حرفی ندارم. در مورد دنریس باید بگم بهترین شخصیت فیلم بود دانا ولی به قول خودش دلرحم. حتی با اینکه مردم رو سوزوند که پیش قیبله های شمال و مردم وسترس گربه رو دم حجله بکشه ولی به خاطر اعتماد و علاقش به احمق ترین شخصیت فیلم این بلا سرش اومد. فقط دلم می خواست وقتی اژدها بردش یه کسی بهش کمک می کرد و نجات پیدا می کرد د

sahandsp
کاربر مهمان
sahandsp
Amir shariati
کاربر مهمان
Amir shariati

متاسفانه خود مارتین هم گفته پایان کتاب و سریال تفاوت زیادی با هم ندارن
هرچند قبلا گفته بود که نظرش درباره پایان سریال چیز دیگه ای بود
ولی به نظرم بهتره منتظر کتابها باشیم
مطمئنا اونجا خیلی بهتر از سریال همه چیز توضیح داده میشه و جمع و جور میشه
فقط یه سوال دارم که اگه کسی جوابشو میدونه پاسخ بده
اگر قبلا وایت واکرها توسط آزورآهای و ارتش متحد انسانها و بچه های جنگل نابود شدن چه چیزی باعث شد که دوباره زنده بشن؟

رضا
کاربر مهمان
رضا

در افتضاح بودن قسمت آخر شکی نیست .دوستان همه چی رو گفتند.چیزی نمیتونم اضاف کنم .
ولی یه لحظه تو ذهنتون فیلمای خوب رو بیارید، اینتر استالر،رستگاری در شاوشن،لئون،ذهن زیبا،سه گانه ارباب حلقه ها و… این سریال پیششون هیچ بود .کلا سریال همیشه افتضاح تموم میشه.دیگه نگا نمیکنم .

NIGHT KING
کاربر مهمان
NIGHT KING

ب نظر من که نویسندگی افتضاح بود ولیییییییییییی… سریال تموم شده داستان همچنان ادامه داره و این که اینجوری که نشون دادن و این که دنریس فقط تخت اهنین رو لمس کرد ولی نشست روش و برگشت و ادامه ی ماجرا، ب نظرم میخواستن نشون بدن که این اتفاقات دقیقا همون اتفاقاتیه که دنریس توی رویاش دید زمانی که جادوگر اژدها هاش رو گرفته بود قسمت ده فصل دو. و اگر بخواد اینجوری باشه که دقیقا همون اتفاقات افتاده باشه لازمه ی بار دیگه اون قسمت رو نگاه کنید. چون درست زمانی که دنریس از تخت بر میگرده توی قسمت شیش فصل هشت توسط جان کشته میشه و توی قسمت ده فصل دو هم دقیقا همین اتفاق میفته درسته ن جانی هست ن مرگی ولی دنریس وارد دروازه ای میشه که ب اون سمت دیوار باز میشه. اون سمت دیوار کجاس؟(در فصل دو) جایی که نایت کینگ حضور داره. خدای مرگ، سرزمین مردگان. نشون ب این نشون که کال دروگو رو میبینه و بچشون رو که هر دو مردن. ها این جاش قشنگه اگه ب مکالمه دنریس و کال دقت کنید دنریس میگه تا زمانی که رودخانه خشک بشن و کوه ها در باد مس پر باشند و خورشید از غرب ب شرق طلوع کنه (ترتیب این سه تا جمله فرق داره ولی دلیل دارم براش) و بعد دنریس اونارو… ادامه نظر را بخوانید »

Ayli
کاربر مهمان
Ayli

قسمت آخر بدترین قسمت کل ۸ فصل بود.جان رو تشویق میکنن دنریس رو بکشه و بعد هم به عنوان مجرم تبعید میکنن نایت واچ!آخرشم چند نفر ماست که تو کل فیلم هیچ کار مفیدی نکردن به مقام رسیدن.واقعا احساس کردم کل هشت فصل فیلم پوچ بوده.تنها چیزی که میتونم خودمو قانع کنم یه جورایی حقیقت بازی تاج و تخت هس! فصل هشت خیلی افتضاح بود

سپهر
کاربر مهمان
سپهر

یک نکته ی خیلی ریز بینانه خیانت های پیاپی تیریون بود . از همان روزی که تیریون به پیشنهاد واریس به پیشگانه دنریس اومد تا همین اخری نقشه قتل او . شما نگاه کنید تیریون باهوش و با استعداده شکی نیست اما همیشه از بدو ورودش به نیروهای دنریس و داشتن جایگاه والای دست ملکه … اشتباهات پی در پی او باعث از میان رفتن بیشتر لشکریان و افراد و فرزندان ( اژدهایان ) دنریس شد و در اخر او جان رو فریب داد تا دنریس رزو بکشه با زیرکی و جایگاهش رو بدست اورد و جالبه جان رو تبعید کردن !!!! … و اگر ریتم عملکرد او رو نگاه کنید به هیچ وجه حاضر نبود به سرسی و برادرش و نیروهاش صدمه ای وارد بشه ؟ و شهرش هم در امان بمونه !!! پس چگونه میشه شهر و فتح کرد ؟ ( کسانی به پادشاهی سوگند میخورن باید وفادار باشن تا لحظه اخر حال اگر او پلید باشد . نمونه وفاداری مانند کرم خاکستری ) در نکته دیگر تصمیم برن برای تبعید جان ، جالبه یک زمانی او رو تحت فشار میذارن که بشینه رو تخت اهنین و زمانی که میتوانه اینکار و کنه تبعیدش میکنن بجایی که نه زاد و ولد کنه نه بازگشتی در کار باشه . درسته سریال اشاره ای به این توطئه ها نکرد ولی… ادامه نظر را بخوانید »

شایان رستگاری
کاربر مهمان
شایان رستگاری

گیم اف ترونز اونجایی شکست خورد که نایت کینگ تو قسمت سوم کشته شد..نایت کینگ شخصیت مرموز و قدرتمندی بود که باید تا اخر فیلم زنده میبود..تصور کنید که در نبرد وینترفل. نایت کینگ برنده میشد و دنریس و جان و جیمی و تیریون و ..به طرف کینگزلندینگ فرار میکردند،آریا و سانسا و سگ هم تونبردوینترفل کشته میشدند،جیمی و تیرون با چرب زبانی از سرسی میخواستن که بهشون رحم کنه و همه رو به پناهندگی قبول کنه تا برای نبرد نهایی با نایت کینگ آماده میشدند،به نظر من قسمت آخر سریال باید مارو تا مرزهیجان و جنون میبرد نه اینکه کل ۱۰۰ دقیقه خمیازه بکشیم،تصور کنید که تا آخرین لحظه نایت کینگ زنده میموند و سرسی و اژدها و دنریس و جیمی و گلدنکمپانی رو همه رو میکشت و در نهایت که همه چیز به اتمام میرسید و همه ناامید بودیم جان اسنو به طریقی کلک نایت کینگ رو میکند و سریال تا دقیقه ۹۹ نفس رو تو سینه حبس میکرد..برن هم یجوری کشته میشد بهتر بود..

Parya
کاربر مهمان
Parya

به نظرم دنریس نباید این کارو میکرد و جان نباید تارگریان میبود و برن نباید شاه میشد فصل هفت و هشت داغون ترین فصلا بودن به راحتی وایت واکرارو شکست دادن اگه سرسی بهشون ملحق میشد نتیجه بهتر بودو در اخر همشون کوتاه میومدن اینجوری نتیجه بهتر بود تا جان به خاطر مردوم دنریسو بکشه اژدها هم که زرتی مردن انگار نه انگار اژدهان

پگاسوسک
کاربر مهمان
پگاسوسک

نابود کردند ، نابوووود تریون رو تبدیل کردن به صندلی صاف کن حکومت اونهایی که دغدغه ی اداره ی مملکت رو دارن و میخوان به عنوان مشاور پادشاه عمل کنن ، هرگز و هرگز به موضوعاتی چون کج بودن صندلی های اتاق حساسیت نشون نمیدن پت و مت ، شخصیت های این سریالو نابود کردند ، تریون نگران کج بودن صندلی های اتاق بود مثل اینه که دغدغه ی انیشتن ، مارک لباس و طرز لباس پوشیدنش باشه آخه انیشتن از نظر فکری در حوزه ای نیست که بخواد به مارک لباس پوشیدنش اهمیت بده اولویت اون فیزیکه و اصلا براش مهم نیست مارک لباشسش چی هست انیشتن و کوچکترین اهمیتی مارک لباس نمیده این قضیه باید شامل حال تریون هم میشد تریوین به عنوان مشاور و متفکر و استراتژیست یک قاره ، هرگز نباید دغدغش میز و صندلی باشه و به خاطرش از جاش بلند شده و صندلی هایی که تا چند دقیقه دیگه به هم میریزه رو صاف کنه ( تریون با این کارش نشون داد هیچ هدف و برنامه ای نداره ، چون کسی که برای ترمیم ویرانی ها برنامه ای داشته باشه حتی یک ثانیه رو هم نمیتونه از دست بده و برای کارایی چون صاف کردن صندلی ها وقت نداره – یادی هم کنیم از پیتر بیلیش بزرگ 😔 ) مثالش رو هم زدم که… ادامه نظر را بخوانید »

پویا
کاربر مهمان
پویا

با سلام من یکی از طرفداران متعصب این سریال بودم ولی این پایان باعث شد نظر خودم رو بی پرده بگم به نظر من این سریال تا فصل سه عالی بود ولی بعد از اون دچار افت شد ولی باز تا فصل پنج قابل قبول بود ولی فصل شش و هفت کاملا هالیوودی شد و فصل هشت هم بعد دو سال آب سردی بود بر پیکر و عقل تماشاگر و این اپیزود آخر مثل یه تیر خلاص بر مغز مخاطب بود این بازی تاج و تخت اون بازی نبود که سرسی گفت یا میبری یا می میری با تمام قشنگی و موسیقی متن عالی داستان مسیر ضعیفی رو پیمود که متناسب با اسم سریال و سه فصل اولش نبود

امیرحسین
کاربر مهمان
امیرحسین

واقعا پایان افتضاحی داشت به دو دلیل 1- نویسندها فقط میخواستن تماشاگرا به هر قیمتی شده قافلگیر کنن.2- این حجم از داستان تو یه فصل 6 قسمتی نمیشد جمع بشه . چرا جان باید تبعید میشد که دله کرم خاکستری نشکنه؟؟؟؟ ایا دنریس محبوبه بقیه هم بود که از مرگش ناراحت شده بودن و هیچکس از کاری که جان کرد قدر دانی هم نکرد!!! چرا لشکر انسالیدها هی زاد ولد میکردن مگر غیر از این بود که بشترشون تو نبرد با شاه شب کشته شده بودن طوری که وینترفل سقوط کرده بود؟؟؟ اون دیوار دیگه بودنش چه معنی داره مردمان ازاد که بیشترین حق در وستروس دارن؟؟برن در این سریال چه کار خارلعاده ایی کرد که لیاقت شاه بود داشت مثل اینکه یه کف بین بخاطر پیشگویی کردن که همونم تو سریال نکرد جز برگردوندن چشمش هیچ کاری نکرد بگن لیاقت شاهی داری!!!! شاید بهترین سمت برای برن در پایان سریال ریاست کتابخانه سیاتل بود چون برن هی میگفت من لرد نیستم حتی نمیخواست لرد وینترفل باشه چطور یهو حال کرد شاه باشه. سانسا هم که یه نقش خنثی خیلی کم رنگی داشت حداقل تو این قسمت برای نجات جان یه درگیری با کرم خاکستری درست میکرد. هویت جان اسنو چه تاثیری توی روند داستانیش و شخصیتش گذاشت. درکل با توجه به شخصیت که از جان در طول سریال به… ادامه نظر را بخوانید »

مزدک
کاربر مهمان
مزدک

برداشت من از قسمت آخر “خدا بودن” برن بود، بر اساس سریال از اول میدونست چی میشه، همه مهره های اون بودن تا اون نظامیو که مد نظرشه تو وستروس پیاده کنه، با خوب و بدش کاری ندارم، این حسی که همه این چیزارو میدونسته آدمو خیلی اذیت میکنه، این موضوع کنار تبعید جان (نه به نایت واچ بلکه به آنسوی دیوار) و رفتارهای احمقانه و دور از منطق (در مقایسه با منطق خود سریال نه کارهای فانتزی دیگه) این فصل رو به یه باتلاق بوگندو برای کل سریال تبدیل کرد، اون همه دسیسه توی وستروس، در نبود اژدها و ترس از قدرت حاکم، همه قبول کردن یه استارک شاه بشه و شمال از 7 قلمرو خارج بشه (با حکومت یه استارک)؟؟؟ کرم خاکستری داشت همه رو سر میزد بعد با قتل دنی فقط جانو زندانی کرده بود؟؟؟؟؟؟ این فصل از جوک و شوخی فراتر بود، این دیوانگی تمام بود، کاش فصل 6 توی اوج سریال رو ول میکردم، اصلاً ارزش دیدن نداشت، وقتی تو مهمانی خونین گردنارو بریدن واقعاً میخکوب شدم (تلخ بود، دوست نداشتم، ولی از تند و متفاوت بودن سریال لذت بردم)، دوستانی که میگن روند سریال همین بوده (در مورد قسمت 8)، مطمئناً سریال رو نفهمیدن، بابا لااقل مرگ دنی رو تو یه قسمت به یه حماسه تبدیل میکردید! الان تختو ذوب کرد اژدها دیگه شاه… ادامه نظر را بخوانید »

Alejandro
کاربر مهمان
Alejandro

من نقدها رو خوندم چیزی که خیلی همه رو آزار میده اتفاقای مسلسل واره بدون اینکه درست بهشون پرداخته شده باشه.تو یه مصاحبه ای مارتین گفته بود که سریال میتونست تا سیزده فصل ادامه پیدا کنه.حالا فرض کنین اگه این اتفاق میوفتاد یا حتی یک یا دو فصل ده قسمتی دیگه به اون اضافه میشد میشد تمام این اتفاقایی که تو فصل هشت پشت سر هم افتاد رو کاملا جذاب و منطقی جلوه داد،کاری که مطمینا مارتین تو کتاباش انجام خواهد داد. به نظر من تمام نا رضایتی بدلیل سراسیمگی نویسندگان بود و واقفا جای تاسف داره که سریالی که تا فصل ششم رو میشه چندین بار دید از فصل هفت و مخصوصا هشت دیگه دل و دماغی برای مخاطب برا دیدنش نمیذاره

مهدی
کاربر مهمان
مهدی

من این سریال رو مشتاقانه دنبال میکردم صرفا برای دیدن یک پایان فوق العاده حتی تا فصل 7 رو 3 بار نگاه کردم ، اما فصل 8، به قدری با عجله و افتضاح طی شد که کلا ناامیدم کردن از وقتی که برای این سریال گذاشتم ناگفته نماند تا فصل 7 با تمام خوب و بدش بسیار عالی بود…. شخصیت های سریال چنان مرموزانه بود که منو مجبور کرد مشتاقانه سریال رو دنبال کنم غافل از اینکه قرار فصل آخر رو به این افتضاحی جمع کنند برای مثال آریا استارک کلی سختی کشید تا بتونه کارهای عجیبی مثل دیده نشدن و تغییر چهره و… انجام بده ولی در فصل 8 انگار یک شخصیت عادی داشت و خبری از کارهایی خارق العاده ای که انتظار، داشتم نبود… خب بالاخره سریال داشت تموم میشد و انگار سازندگان این سریال دیگه نیازی نمیدیدند مخاطب رو راضی نگه دارند… در کل کاشکی فصل 8 رو ندیده بودم حداقل اینطوری پایان داستان رو در ذهن خودم جذابتر پیش بینی میکردم….

Shayan
کاربر مهمان
Shayan

ای کاش اصغر فرهادی قسمت اخرو با پایان باز می ساخت.من فکر میکنم حتی استاد ایرج ملکی هم میتونست قسمت اخر رو بهتر در بیاره‌!!!

مهدی
کاربر مهمان
مهدی

حیف دنریس نبود که بمیره؟؟؟
حیف آریا نبود که اینچنین پایانی داشته باشه؟؟؟
حیف کرم خاکستری نبود که این همه وفادار بود؟؟؟
حیف اون صحنه عاشقانه رمانتیک نبود که صرف سرسی بدذات بشه؟؟؟
حیف تاج ملکه نبود که صرف سانسایی که اینهمه ضعیف بود؟؟؟
حیف جان نبود که به این راحتی از حق پادشاهی بگذره؟؟؟
حیف دراگون ها نبود که به این راحتی گشته بشن؟؟؟
حیف پادشاه شب و لشکر مردگان مخوف نبود که به این راحتی نابود بشن؟؟؟
نه شما بگید حیف نبود سریال به این جذابی رو با یک پایان افتضاح عجله ای و بی منطق تموم کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ALI
کاربر مهمان
ALI

درسته که سریال در قسمت آخر خوب عمل نکرد ولی شاید هدف خود نویسندگان این بود که نشان دهند افراد شجاع و کسانی که در براندازی ظلم و ستم در هفت پادشاهی داشتند هیچ گاه به عظمت و بزرگی که سزاوارشون باشه نرسیدند مثل جان اسنو و افرادی که در زمان جنگ ها هیچ نقشی نداشتند به مقام و منزلت رسیدند مثل بعضی از اعضای شورای پادشاهی….در واقع از همون لحظه که خنجر آریا نایت کینگو کشت باید میفهمیدیم که منتظر بدتر از ایناشم باید در قسمت های بعدی باشیم و همان اتفاق هم افتاد

mohamad
کاربر مهمان
mohamad

باید این دو تا تهیه کننده محترم رو فرستاد شمال تا کمی حس و حال جان اسنو در بازگشت به شمال و اون لحظه ای که به دروازه در حا ل بسته شدن نگاه می کرد رو درک کنن. گندی به بلندای تاریخ به این سریال زدند. shame shame

آسمان رویاها
کاربر مهمان
آسمان رویاها

از همه بیشتر چیزی که منو داره اذیت میکنه و نمیزاره آرامش داشته باشم برن استارک هست برن به خبیث ترین و تنفر انگیز ترین شخصیت داستانی در ذهن من تبدیل شده یعنی از میان تمام شخصیت های بد داستان ها ( مثل ولدمورت و تانوس و ..) از همه بیشتر از برن بدم اومد چونکه کاملا معلومه تمام این جریانات ساخت برن بوده تا خودش پادشاه بشه اما به هر حال من دوست داشتم در سریال به این موضوع اشاره بشه و از حالت تئوری به حالت قطعیت در بیاد اما چرا ممکنه برن استارک سازنده ی تمام این اتفاقات باشه ؟ دلیل اینکه برن باعث تمام این اتفاقات بود : 1) برن استارک دیده بود که یک اژدها بر فراز آسمان کینگ لندینگ داره حرکت میکنه برن استارک میتونست به جای اینکه به جان اسنو مسئله ی تارگارین بودنش رو بگه از آینده ای که قراره برای مردم بیفته آگاهش کنه و همونجا از جان اسنو بخواد کار دنریس رو تموم کنه تا این اتفاقات نیفته چون آگاهی از اینکه مردم در آینده قراره کشته بشن خیلی مهتر از این موضوع بود که پدر و مادر جان اسنو کی هستن اما برن سکوت کرد و هرگز این موضوع رو به جان نگفت 2) برن استارک به جان مسئله ی تارگارین بودنش رو گفت که از این طریق به… ادامه نظر را بخوانید »

رضا کیانی
کاربر مهمان
رضا کیانی

پایانی افتضاحی داشت قشنگ معلوم بود میخوان سر و ته سریال ی جوری هم بیارن یعنی گند زدن به فصل های قبلی

پگاسوسک
کاربر مهمان
پگاسوسک

الان مگه شمال از 7 پادشاهی جدا نشده ؟ خب آیا حکم تبعید جان اسنو اعتباری داره ؟ الان سانسا یک تیم تشکیل بده برن جان اسنو رو بیارن وینترفل چی میشه مگه ؟ اصلا کی قراره بفهمه ؟ کرم خاکستری ؟ کلا من اینجاشو درک نمیکنم اصلا همه ی اینا به کنار ، فرض کنیم سانسا هم ملکه ی شمال نبود ، آیا برن به عنوان یک پادشاه نمیتونه نظرش رو عوض کنه و دستور بده جان اسنو رو برگردونن ؟ چه کسی میتونه جلوی حکم شاه ایستادگی کنه ؟ یعنی جان اسنو از جیمی هم کم تره ؟ چه طور جیمی که شاه رو کشته بود تونست برای شاه بعدی کار کنه ؟ اونوقت جان اسنو تبعید شد ؟ حالا بگیم برای بستن دهن کرم خاکستری این حرف رو زدن . نمیتونن درگوش جان بگن این تبعید صوری هست ؟ آقا چه کسی میتونه بالاتر از حرف شاه حرف بزنه کافی بود این برن افلیج ، حکم میداد که جان اسنو نباید تبعید بشه ، اصلا حکم میداد کرم خاکستری به خاطر جنایت ها و آدم کشی هاش باید مجازات بشه ببینید مسئله ی من این نیست که چرا جان اسنو رو تبعید کردند ، مسئله ی من اینه که چرا برن جان اسنو رو تبعید کرد ! به خدا هر کس دیگه ای جای برن این کارو… ادامه نظر را بخوانید »

هدیه
کاربر مهمان
هدیه

این که همش به نفع شمال شد همه چی پارتی بازی شد اصلا اونا که نظر دادن همشون شمالی و فامیل بودن خیلی مسخرس نگهبان شب دیگه واسه چی بود مگه مردگان رو نکشتند؟! اصلا نایت کینگ باید پادشاه میشد حیف شد

mortez
کاربر مهمان
mortez

این هم برداشت من . برن و تیرین وقتی تنها شدن چشم انداز اینده قدرت دنریس رو در نظر گرفتن در هنگام حمله وایت واکرا ی لحظه تنها شدن و نشستن شون رو نشون داد و از احساسی بودن جان هم استفاده کردن و در اخر خودشون شدند صاحب قدرت و دوباره شد مثل قبل تغییری ک صورت نگرفت همون روال قبل اگه برعکس این قضیه میشد تغییر بود ، وقتی دنریس هدف ب این بزرگی رو داشت تصمیماتشو باید قاطعیت بگیره ک ب همین نتیجه هم رسید مثله کوروش ک فرصت دو بار خیانتو ب کسی نداد تنها اشتباهش در مورد جان بود ک نتونست تصمیم قاطع رو بگیره در قسمت های قبل میدونست ک خیانت میکنه تردیدشو دیده بود حتی ب تیرین گفت جان خیانت کرده 🙂

Younes
کاربر مهمان
Younes

به نظر من دوستان قسمت آخر خیلی بد بود
۱ اصلا منطقی نبود برن بشه شاه خدایی تو به عقب نگاه کن ببین اصلا کالری سوزوند
۲ سانسا که هیچ کاری نکرد با پارتی بازی شمال رو جدا کرد اصلا لیاقت ملکه شدن نداشت
۳ اصلا چه دلیلی داشت آون همه گفتن جان پادشاه به حقه از نسل اژدهاست که آخرش پافنگ بشه چقدم جنگید
۴ از اول دنریس خوب بود یهو شد دیونه
۵ اون همه جنگیدن دوباره بشه شورا و تصمیم بگیره فقط ادمای شورا عوض شدن
۶ اصلا آون ۶ تایی دیگه چطور قبول کردن بعد این همه جنگ دوباره تابع برن باشن اونم میتونستن مثل شمال جدا شن
و خیلی ایرادهایی دیگه ببخشید آگه زیاد شد 😘

حسین
کاربر مهمان
حسین

دیگه به هیچ کسی که سریال رو ندیده پیشنهاد دیدنشو نمیدم واقعا با این فصل آخر ارزش فصل های قبلو از بین بردن من از همون جایی که نایت کینگ اونجور مرد گفتم این فصل گند می زنه به قبلیا شاید اگه ده قسمته بود آنقدر عجولانه و بی منطق نمی شد و البته همشم بخاطر خود تالکین هست اگر ادامه کتابارو می نوشت تا داستان طبق اون جلو بره یه مشت نویسنده کمیک بوک نویس اینجور کارو خراب نمی کردن البته هفتاد سالشه فکر نکنم دیگه بنویسه امیدوارم که بنویسه من کار نداشتم آخرش چی میشه فقط مثل فصل های قبل یه جور مربوط به داستان زیبای این سریال تموم می شد نه با منطق نویسندگان کلیشه سازو در کل سریال پایان جالبی نداشت انتظار یه چیز خفنی داشتیم که دلیل اعتراضاتم همین انتظار بیش از حد مردم بود اما افسوس از کار نابلدی نویسندگان

حسین
کاربر مهمان
حسین

دو فصل آزگار سر این چرخید که جان اسنو پسر ایگون تارگریانه یه سیر داستانی عجیب از اول سریال و آخرش هیچی آریا استارک کلی رفت جنگید و یاد گرفت بدبختی کشید آخرش هیچ همش داشت از دست یه چیزی در می رفت تو فصل آخر اون مرده گریجوی با کلی کشتی و کلی کار مهم و نابود کردن یه سری اجزای مهم آخرش هیچی تو سی ثانیه کار کشتیاش و تو دو دیقه کار خودش تموم شد و جیمی و سرسی که کلا هیچی انگار اصلا وجود خارجی تو فصل هشت نداشتن آخرش یه چند تا بی تاثیر در داستان شدن همه کاره و آخرش هیچی این دیگه چی بود ساختن من نمی دونم

Farzan
کاربر مهمان
Farzan

بنظر من پایان بندی سریالی ب این بزرگی و محبوبی ک سالها بینندرو در انتظار سالیانه واسه دیدنش نگه میداشت مخصوصا فصل اخرو ک 2سال بی دلیل بیننده هاشو منظر نگه داشت ک چی بشه واقعا ک بعد 2سال بیا ب بدترین شکل ممکن گندیو ک زدن ب خوردمون بدن والا از اینهمه پایان بندی قشنگ ک هر بنی بشری از این سریال میتونست برداشت کنه اینا دقیقا بدترینیو ک بفکر کمتر کسی میرسیدو ب خوردمون دادن همون غافلگیر کردنای دردناکو قشنگ سریال تو فصلای قبل دقیقااینبار تو فصل اخر گلوی سریال گرفتو تیر خلاصو ب سالها انتظارو محبوبیت سریال زد این سریال واقعا حیف بود تو فصل 8بخواد تموم شه اونم با همچین پایان مزخرفی از گندی ک خالقان ومپایر تو پایان سریال زدن هم بدتر بود اخرش با اهو افسوسو کلی سوال بی جواب ملتو سرکار گذاشتن رفت

مریم
کاربر مهمان
مریم

قسمت آخر خیلی دلم برای مظلومیت جان اسنو کباب شد تیریون که جان رو برای کشتن دنریس تحریک کرو باید در شورای مسخره حداقل یه نقش ای برای نجات جان میکشید مثلا میگفت اژدها برمیگرده و انتقام مادرش رو از ما میگیره و همه جا رو میسوزونه و همه نابود میشیم و تنها کسیکه میتونه اژدها رو آروم کنه جان هست چون یه تارگارینه و سوار اژدها شده و وارث تخت آهنین و شاید کرم خاکستری هم وقتی میفهمید جان برادررزاده دنریس هست آروم میشد حداقل راز تارگارین بودن جان اینطوری کمکش میکرد

naeimrad
کاربر مهمان
naeimrad

سلام به نظر من افتضاح تر از این نمیتونستن فصل آخر رو جمعش کنن. فصلی که اقلا نیاز به 15 قسمت بالای 1 ساعت داشت تا بتونه حتی سطحی به سوالاتی که تو ذهن ما داشت جواب بده. در این که سریال جز بهترینای تاریخه هیچ شکی نیست اما واقعا برای ماهایی که 8 سال با فصل به فصلش زندگی کردیم قانع کننده حتی نبود. من خودم به شخصه از قضیه نایت کینگ ک محور اصلی داستان توی کل 8 فصل بود انتظارم بیشتر از یک قسمت خیلی سریع و من هیجان بود و همچنین برن که سه فصله که من منتظرم پرواز کنه و کارای عجیب بکنه یا خبر عجیب بده که جز یکار ساده ای کرد وارگ شد و با کلاغا رفت آسمون و هیچی به هیچی. یا قضیه جان اسنو که دیگه همه رو اندر کف گذاشت یک کسی که اینقدر شرافتمندانه عمل میکنه تبعید میشه به نایت واچ شاید بعضیا بهم خرده بگیرن که میشه پایان خوب و اینا اگه جان پادشاه میشد اما من ترجیح میدادم ازین افتضاحی که توی فصل 6 زدن یک پایان خوش برای شخصیت محبوب داستان داشته باشیم یا اقلا کل مردم میفهمیدن که جان در اصل یک تارگرینه و بخاطر شرافتش عمشو کشته و بخاطرش به این وضعیت افتاده. یا سانسا که من اصلا نفهمیدم چرا باید ملکه بشه و… ادامه نظر را بخوانید »