بررسی نکات و جزئیات قسمت پنجم فصل هشتم Game of Thrones

15

دیروز بررسی قسمت پنجم فصل هشتم سریال Game of Thrones یعنی «ناقوس‌ ها» را منتشر کردیم. اما برخی نکات وجود دارند که نمی‌توان در یک نقد به آن‌ها اشاره کرد، به همین دلیل در یک مقاله جداگانه، چندین نکته‌‌ای که شاید به آن توجه نکرده باشید یا سوال‌برانگیز بوده، گردآوردی کرده‌ایم. در ادامه همراه آی پیرامید باشید و اگر نکته‌ی دیگر در این قسمت یافتید، می‌توانید در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.

 

محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما

واضح است که در ادامه اسپویلرهایی برای این قسمت از سریال گیم آف ترونز وجود دارد.

مانند قسمت‌های قبلی فصل آخر، تغییرات ریزی در تیتراژ مشاهده می‌شود (اسکورپیون‌ روی دیوار کینگزلندینگ)

در این قسمت که با عنوان «ناقوس ها» منتشر شد، می‌توان اسکورپیون (سلاح عظیمی که برای کشتن اژدها طراحی و ساخته شده) را روی دیوارهای کینگزلندینگ مشاهده کرد. این تغییری جدید در تیتراژ آغازین سریال محسوب می‌شد، اما چه فایده! دنریس تمام این سلاح‌ها را نایود کرد.

 

قبل از شروع اپیزود جملات خاصی مرور می‌شوند که نشان از اتفاقاتِ مهم آن و تبدیل دنی به ملکه دیوانه دارند

دنریس تارگرین

دیوید بنیاف و دی. بی. وایس برای اینکه مخاطبان را آماده‌ی دیدنِ تحول شخصیتی دنریس از مادر اژدهایان به ملکه دیوانه کنند، جملاتی را انتخاب کرده بودند که کشمکش درونی دنریس را نشان می‌دهند. هفت جمله از فصل‌های مختلف سریال انتخاب شده بود:

هر زمان یک تارگرین به دنیا میاد، خدایان سکه‌ای رو پرتاب می‌کنن (شیر یا خط انداختن) – از سرسی لنیستر (قسمت هفتم، فصل دوم)

پادشاه دیوانه عدالتی رو به دشمنانش داد که فکر می‌کرد لایقش هستن – باریستان سلمی (قسمت دوم، فصل پنجم)

فرزندان مثل پدرانشان نیستند – از تیریون لنیستر (قسمت سوم، فصل هفتم)

یک اژدها باش – از اولنا تایرل (قسمت دوم، فصل هفتم)

تو قلب مهربان و بخشنده‌ای داری – از جورا مورمونت (قسمت پنجم، فصل دوم)

یک تارگرینِ تنها در دنیا، چیز خیلی بدی است – از ایمون تارگرین (قسمت پنحم، اپیزود پنجم)

نمی‌خوای اژدها رو بیدار کنی، مگه نه؟ – از ویسریس تارگرین (قسمت اول، فصل اول)

 

در ابتدای اپیزود، واریس در حال نوشتن نامه‌ای درباره هویت واقعی جان است

هفته قبل متوجه شدیم که واریس قصد کشتن دنریس و جایگزین کردن جان اسنو با او را دارد. نامه‌ای که او در ابتدای اپیزود می‌نویسد، یادآور کار مشابهی از ند استارک در فصل اول است. ند استارک در آن نامه برای استنیس براتیون نوشته بود که جافری فرزند واقعی شاه رابرت و سرسی نیست و این موضوع به نوبه‌ی خود موجب آغاز درگیری‌های بیشتر برای تخت آهنین شد.

در بخشی از نامه واریس نوشته شده: «او تنها تارگرینِ باقی‌مانده نیست. فرزند ریگار و لیانا، هنوز زنده است. او توسط ادارد استارک مخفی شده بود. نامش […] و وارث حقیقی تخت آهنین محسوب می‌شود.»

سوالی که مطرح شده این است که واریس نامه را خطاب به چه کسی می‌نویسد؟ و آیا موفق شده قبل از مرگش آن را از دراگون‌استون خارج کند و به دست همان فردی که می‌خواسته برساند؟

 

پرنده کوچک یا همان دخترک جاسوسِ واریس، چهره‌ای آشنا داشت که قبلاً هم او را دیده بودیم

واریس در زمان نوشتن نامه، صحبتی با این دختر داشت و او را «مارتا» صدا زد اما این اولین باری نبود که شاهد حضور مارتا در سریال هستیم.

در اپیزود شب طولانی (سوم فصل 8) یعنی در زمان حمله‌ نایت کینگ، او را در سردابه‌های وینترفل و در کنار واریس دیدم اما در آن زمان نمی‌دانستیم که یکی از جاسوس‌های واریس است.

 

صحنه پرواز اژدها بر فراز کینگزلندینگ، دقیقاً یادآور رویای برن در فصل چهارم سریال بود

اژدها در کینگزلندینگ

تصویر بالا از رویای برن در قسمت دوم فصل چهارم با نام «شیر و گل سرخ» گرفته شده است. در قسمت پنجم فصل هشتم Game of Thrones شاهد صحنه‌ی مشابهی بودیم. برخی فکر می‌کردند این صحنه ممکن است نشانه‌ی حضور نایت کینگ در جنوب باشد اما در واقع این دنریس بود که شهر را طعمه‌ی آتش اژدها کرد.

 

اگر یادتان باشد برن یک صحنه‌ی دیگر را در اتاق تخت آهنین مشاهده کرد

برخی طرفداران سریال بر این باور بودند که این صحنه، خاکستر را نشان می‌دهد، نه بارش برف. دلیلش هم این است که سقف رد کیپ به کلی نابود شده. ممکن است ترکیبی از خاکستر و برف را مشاهده کنیم چراکه به نظر می‌رسد برف روی زمین وجود دارد. در ضمن خود امیلیا کلارک در نسخه DVD فصل دوم، از این‌ها به عنوان برف یاد کرده بود.

اما نکته دیگر این است که دنریس رویای مشابهی را در «خانه نامیرایان» داشت. علاوه بر این، با نگاهی به تریلر قسمت آخر سریال، به نظر می‌رسد که در کینگزلندنگ شاهد بارش برف هستیم، پس احتمالاً چنین نمایی در قسمت بعد وجود خواهد داشت.

 

پس از اینکه دنریس تصمیم گرفت به شهر حمله کند، دیگر چهره او را ندیدیم و فقط دروگون را در حال آتش‌افروزی مشاهده کردیم

دنریس ملکه دیوانه

میگل ساپوچنیک که کارگردانی این قسمت را برعهده داشت در ویدیوی The Game Revealed که پس از آن پخش شد، گفت تصمیم دنریس بخاطر این بود که تسلیم شدن دشمن برایش خیلی آسان‌تر از چیزی بود که فکر می‌کرده. او و کرم خاکستری برای ریختن خون و گرفتن انتقام مرگ میساندی و افراد دیگرشان آمده بودند.

این کارگردان گفت: «دنریس احساس توخالی بودن می‌کند. جنگ آن چیزی نبود که انتظار داشت. برای او کافی نبود.» نکته مهم این است که پس از تصمیم دنریس برای نابودی کامل، هرگز او را به عنوان مادر اژدهایان نمی‌بینیم. فقط اژدهایی به تصویر کشیده می‎شود که در حال ویران کردن شهر است.

 

ضربه‌ای که سندور کلیگن به چشم کوه وارد کرد – آریا در گذشته تهدید کرده بود که سندور را به همین شکل خواهد کشت

«یه روزی، شمشیرم رو وارد چشمت می‌کنم، طوری که از پشت جمجمت بیرون بزنه!» این جمله‌ای بود که آریا چند فصل قبل به سندور کلیگن (سگ شکاری) گفت. اما در مبارزه سندور با برادرش می‌بینیم که ضربه نهایی او به همین شکل است که باید آن را اشاره جالبی به سخن آریا دانست.

 

جیمی به آرزویش درباره نحوه مرگ رسید

در فصل پنجم، جیمی به بران گفت که دوست دارد در آغوش زنی که عاشقش است، بمیرد. برخی بر این عقیده بودند که آن زن برین است اما در انتها دیدیم که جیمی برای نجات سرسی بازگشت و هردوی آن‌ها نیز کشته شدند.

بد نیست بدانید که سرنوشت جیمی و سرسی با برخی موضوعاتی که در کتاب مطرح شده، سازگار است. در کتاب‌های «نغمه آتش و یخ» اثر جرج آر. آر. مارتین، سرسی و جیمی به وضوح می‌گویند که با هم خواهند مرد. چنین موضوعی در کتاب سوم به ذهن جیمی خطور می‌کند: «نمی‌توانم بمیرم، درحالیکه سرسی زنده است. همان طور که با هم به دنیا آمدیم، با هم نیز خواهیم مرد.» همچنین به نظر می‌رسد نحوه مرگ آن‌ها با تئوری Valonqar در کتاب‌ها، تناسب دارد و به نوعی شاهد محقق شدن آن در این اپیزود بودیم.

 

آریا تقریباً تنها بازمانده‌ی هجوم دنریس به شهر بود و در انتها نیز یک اسب سفید را پیدا کرد

آریا و اسب سفید

در اسطوره‌‍ شناسی معمولاً اسب سفید نماد پیروزی و قهرمانی است. مثل اسب سفیدی که گندالف در ارباب حلقه‌ها سوار آن بود یا پگاسوس که در داستان‌ِ اسطوره‌های یونان باستان وجود دارد. اما از یک دیدگاه بهتر هم می‌شود این موضوع را بررسی کرد. در انجیل آمده که «مرگ سوار بر اسب رنگ‌پریده (سفید) است». در واقع از مرگ به عنوان یکی از چهار سوارکار آخرالزمان یاد شده است، به نظر می‌رسد سازندگان هم قصد داشته‌اند چنین مفهومی را برسانند.

 

معنی دیگر اسب – دخترکی که آریا قادر به نجاتش نبود، اسباب‌بازی یک اسب سفید را در دست داشت

اگر دقت کنید آریا در هنگام هرج‌ومرج و شلوغیِ خیابان‌های کینگزلندینگ، توسط این زن نجات یافت. آریا هم سعی کرد جبران کند و آن زن و بچه‌اش را در هنگام هجوم نیروهای دنریس نجات دهد. همان طور که در تصویر مشخص است، این دختر اسب سفیدی را در دست گرفته و پس از مرگ او،  آریا سوار یک اسب سفید می‌شود. این موضوع می‌تواند بیان‌گر انگیزه‌های جدید آریا باشد.

 

توجه: کپی‌برداری و هرگونه استفاده از مطالب، فقط در صورت ذکر نام و لینک مطلب مجاز است. در غیر این صورت شامل پیگرد قانونی می‌شود
منبع INSIDER
مطالب مرتبط

15
بخش دیدگاه‌ها

avatar
7 گفت و گوها
8 پاسخ‌ها
0
 
جدیدترین دیدگاه
داغ‌ترین قسمت دیدگاه‌ها
12 تعداد نویسندگان
منصورفرهادمرمرمصطفیسپهر افرادی که آخرین نظرات را داده‌اند
جدیدترین قدیمی‌ترین بیشترین رای
سارا
کاربر مهمان
سارا

نامه روبرای الریو فرستاد. همونی که تو فصل اول تخمهای اژدهارو داد به دنریس.

Maliheh
کاربر مهمان
Maliheh

سوار بر اسب سفید به معنی منجی هم هست. اما فکر نکنم اریا ، دنریس رو بکشه. جان این کارو می‌کنه. و خود جان هم میمیره. شاید اریا ملکه بشه. یه دلیلی داشته که نجات پیدا کرده. پس نقش مهم‌تری رو داره. از طرفی سوار بر اسب سفید از تموم اون خاکسترها گذشت. بازمانده، منجی، کسی که خیلی چشمها رو بست.

محسن
کاربر مهمان
محسن

من این قسمت رو دوست داشتم. واقعا شایسته ی پایین ترین نمره در تاریخ سریال نبود

mit
کاربر مهمان
mit

دقیقا، این قسمت چوب قسمت چهارم رو داره می خوره که واقعا بدترین و ساده ترین نوع مرگ اژدها رو بدون هیچگونه اکشنی نشون داد و خوب حالا قدرت اژدها تو این قسمت در تضاد با اون هستش و این قابل قبول نیست و اینکه از قسمت چهارم همه شروع کردن به گفتن اینکه سریال خراب خراب شده و الان باکلاسی این شده تو دنیا که منتقد قسمت های جدید باشی!!!
وگرنه قسمت پنجم ملکه دیوانه رو به قشنگترین شکل ممکن نشون داد و از قسمتهای قبل هم پیش زمینه اش رو انجام داده بود (مثل کشتن برادر و پدر سم تارلی و یا اعدام اون مرده که اون نقابدار رو کشته بود تو فصل 7 که منجر به اعتراض مردم می شه) و در ضمن ملکه دیوانه کاملا منطبق بر نظر مارتین نویسنده بوده و تو قسمت ده فصل دوم هم خواب دنریس همینو نشون میده

سپهر
کاربر مهمان
سپهر

در مورد اژدهایان این نکته رو بگم ، او دو اژدها در یک غافلگیری ضربه خوردن ویسرون و ریگال در هنگام جنگ و امادگی نبود خصوصا ریگال . دوم اینکه اون اژدها ها نسبت به درگون ( بزرگترین و قدرتمندترین اژدهای دنریس )کوچکتر و ضعیف تر بودند … و درگون بزرگترین و قدرتمند ترین اژدهای دنریس هستش . اگر هم دقت کنید صحنه حمله دنریس به ناوگان در قسمت چهارم پس از سقوط ریگال با اینکه بسوی درگون نشانه گیری کردند اما نتوانستند یک تیر درست هم شلیک کنند اون قسمت کارگردان خواست توانایی درگون در جنگ رو نشون بده … و توی جنگ طبق گفته کتاب شکست اژدهابان محاله !!! و در مورد ناوگان ها اگر دقت کنید چون کژدمها بزرگ و سنگین هستند موقعی اژدها به این سو و ان سو میرود و تغییر مسیر میدهد تنظیم کردن ان ها کاری سخت می باشد … در کل کشته شدن ریگال خصوصا نقطه ی ضعف فیلم بود و بیشتر انتقاد ها به همین موضوع بود یکی هم بد نشان… ادامه نظر را بخوانید »

سپهر
کاربر مهمان
سپهر

این قسمت اتفاقا قسمت خوبی بود ، بقول شما چوب قسمت های قبلی رو خورد … چون در قسمت دوم فصل 7 ، بانو اولنا توصیه ای به دنریس میکنه میگه سخنان معاونت ( تریون ) رو گوش نده و خودت باش یک اژدها. در قسمت های قبل هم گریجوی ها توصیه حمله سریع به شهر رو میکنن که کامل فتحش کنند ،طی یک روز، تریون مخالفت میکنه که کلی زن و بچه میمیرن !!!! گریجوی ها و بانو اولنا و بانوی درن میگن اسمش جنگه اگر جراتشو نداری برو قایمشو !!!! یعنی این مباحث قبلا مطرح شده برای دنریس … دنریس اون زمان به سخنان معاونش تریون گوش کرد و کلی از سپاهیانش از جمله کشتی های گریجوی ها و ارتش بانو اولنا و .. ازدست داد … سپس دوباره پیشنهاد تریون مبنی بر محاصره شهر یکی دیگر از اژدهایانش ریگال و ناوگانش رو از دست داد !!!! ایا شما جای دنریس بودید بار دیگر پیشنهاد تریون رو میپذیرفتید !؟

انوش
کاربر مهمان
انوش

اگر دقت کرده باشید اسبی که آریا پیدا کرد همون اسب فرمانده ارتش گلدن کمپانی بود!

مرمر
کاربر مهمان
مرمر

اون اسب فرمانده که همون اول جنگ مرد .وقتی دیوار از پشت سرشون منفجر میشه اول اسب سفید رو میبینیم که میمیره بعد هم فرمانده که میخواد فرار کنه و از پشت سر کرم خاکستری میزندش🙃

فرهاد
کاربر مهمان
فرهاد

دقیقا درسته. منم متوجه این موضوع شدم.

مهدی
کاربر مهمان
مهدی

این برفا که تو تریلر قسمت ۶ هستن یه ذره شک برانگیز نیستن؟ نایت کینگی اخه وایت واکری

امین موسوی
سردبیر
امین موسوی

سریال دیگه چیزی به نام منطق نداره. یعنی اگر یهو برف بیاد، باید قبول کنیم که اومده! فکر نکنم ربطی به نایت کینگ داشته باشه. شاید خاکسترِ نابودی شهر هم قاطی شده با برف.

mit
کاربر مهمان
mit

من نمی دونم چرا همه نایت کینگ رو به وینتر ایز کامینگ ربط میدن!!! توی یه قسمتهایی از فصل هفت، یکسری میگن بذاریم جنگ با لشگر مردگان رو بعد از زمستان ولی جان مخالفت می کنه و میگه اونها منتظر پایان زمستان نمیمونن!

امین موسوی
سردبیر
امین موسوی

بالاخره ربط دارن به هم. داستان شب طولانی و هجوم وایت واکرها که هزاران سال پیش بوده، میگن چنان سرمای وحشتناکی اورده بود که مردم در خانه‌هاشون و لردها در قلعه‌هاشون یخ زدن مردن! پس نمیشه گفت کلاً ربطی نداره.
به سریال نگاه نکنید فقط، اینا خواستن خط داستانی نایت کینگ رو زود ببندن.

مصطفی
کاربر مهمان
مصطفی

جالبه بدونین واریس میخواست دنریسو مسموم کنه که دختره گفت غذا نمیخوره گفت موقع شام دوباره امتحان کنیم

منصور
کاربر مهمان
منصور

برندون همزمان با سایه ی اژدها رو شهر صدا مدکینگ رو ک میگفت برن دم آل رو میشنید… ک دقیقا این قسمتو میگفت