فیلم Avengers Endgame – بررسی و موشکافی مفهوم سفر در زمان

2

یکی از موردانتظارترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ یعنی Avengers: Endgame یا «انتقام‌جویان: پایان بازی» سرانجام اکران شد. با یک فیلم حماسی و فوق‌العاده طرف هستیم که طرفداران مارول و حتی عده کثیری از تماشاگران معمولیِ سینما بی‌شک از تماشایش لذت می‌برند. با این وجود، استفاده از سفرهای زمانی در داستان این فیلم، برای عده‌ای گیج‌کننده و نامفهوم بوده که حق هم دارند، چراکه جدیدترین فیلم دنیای سینمایی، برخی از قوانینِ علمی خودش را تا حدی نقض می‌کند. در این مقاله به بررسی و موشکافی دقیق بحث سفر در زمان می‌پردازیم و دلایل اتفاقات مختلف این فیلم را زیر ذره‌بین قرار می‌دهیم، بنابراین همراه ما باشید.

محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما

*این مقاله داستان قسمت چهارم انتقام‌جویان را کاملاً فاش می‌کند. در صورتی که تماشا نکرده‌اید، توصیه‌ی حتمی ما این است که از مطالعه ادامه مطلب صرف نظر کنید.
.
.
.
.

.

.

هر کاری که انتقام‌جویان در گذشته انجام می‌دهند، اثری بر خط زمانیِ خودشان ندارد

فرض کنید که تونی استارک سنگ زمان را در سال ۱۹۷۰ از پدرش می‌رباید. در نتیجه پدر تونی (هاوارد استارک) امکان ندارد که تکنولوژِی Arc Reactor را مطالعه و اختراع کند و در نهایت، تونی در آینده نمی‌تواند از آن برای فراهم کردن انرژی لباس آهنی بهره بگیرد. پس می‌توان گفت در آن خط زمانی احتمالاً قهرمانی به نام «آیرون من» هیچ وقت متولد نمی‌شود؟ دانشمندان فرضیه‌ای با عنوان «پارادوکس پدربزرگ» را مطرح کرده‌اند. یعنی اگر شما به گذشته سفر کنید و به‌فرض «پدربزرگ خود را بکشید، بخاطر این‌کار هیچ وقت متولد نمی‌شوید که بخواهید در آینده، به گذشته سفر کرده و او را بکشید!». پس این موضوع یک پارادوکس منطقی ایجاد می‌کند.

خب، در فیلم Avengers Endgame از این خبرها نیست و اساساً چنین قوانینی نادیده گرفته شده‌اند. شاید درباره «اثر پروانه‌ای» هم شنیده باشید، یعنی اینکه حتی تغییرات جزئی در گذشته، ممکن است آینده‌ای کاملاً متفاوت و غیرقابل پیش‌بینی را به وجود آورد. چنین چیزی در فیلم Back to the Future (بازگشت به آینده) اتفاق افتاد. مورد دیگر «تایم لوپ» است که نمونه‌اش را می‌توان در فیلم Harry Potter and the Prisoner of Azkaban (هری پاتر و زندانی آزکابان) به خوبی مشاهده کرد. بدین معنی که شخصیت‌های فیلم می‌دانستند دقیقاً چه کاری را در گذشته انجام دهند، چراکه آن را قبلاً تجربه کرده بودند. بنابراین هرمیون گرنجز و هری پاتر کاملاً آگاه بودند که باید نسخه‌ی گذشته‌ خودشان را با سنگ بزنند، چونکه در آن زمان احساس کرده بودند کسی به آن‌ها سنگ پرتاب کرده است). آن‌ها مطمئن بودند که اگر تغییری صورت بگیرد و همه چیز همان‌طور که باید، اتفاق نیفتد، عواقب بدی در انتظار دنیای‌شان خواهد بود.

 

انتقام‌جویان با هر تغییری در گذشته، ممکن است یک خط زمانی جدید و موازی ایجاد کنند

بحث سفر در زمان در فیلم «انتقام‌جویان ۴» از یک تئوریِ بسیار محبوب در این زمینه، پیروی می‌کند. تونی استارک حتی از فردی به نام «دیوید دوج» اسم می‌برد، یعنی شخصی که نظریه جهان‌های موازی یا مالتی‌ورس را مطرح کرده است.  در واقع برخی عقیده دارند که جهانِ ما، تنها یکی از تعداد زیادی جهانِ موازی است که در هر کدام اتفاقات متفاوتی افتاده است. پس اگر شخصی بخواهد چیزی را در گذشته تغییر دهد، خط زمانی یا جهانی که خودش در آن زندگی می‌کند دچار تغییر نخواهد شد. اما در جهانی که بخشی در آن کم و زیاد شده، اتفاقات متفاوتی رخ خواهد داد.

برای اینکه مسئله روشن‌تر شود، یک مثال می‌آوریم. لوکی در سال ۲۰۱۲ توسط انتقام‌جویان دستگیر شد و ثور او را به آزگارد برد. اما انتقام‌جویانِ سال ۲۰۲۳، باعث شدند که یک سنگ ابدیت به دست لوکی برسد و او موفق به فرار شود. اما وقتی که شخصیت‌های داستان به زمان خودشان بازمی‌گردند، هیچ چیز تغییر نکرده و همان اتفاقات گذشته، رخ داده‌اند. (لوکی در این خط زمانی اصلی توسط تانوس کشته شد اما در آن خطی که توانست فرار کند، شاهد اتفاقاتی غیرقابل‌ پیش‌بینی هستیم) حتی رودی «وار ماشین» در فیلم اشاره می‌کند که آن‌‌ها قادرند به گذشته بروند و تانوس را در زمانی که هنوز بچه است، بکشند! با منطق حاکم بر فیلم، چنین اتفاقی نمی‌افتد چراکه حتی کشتن تانوس در گذشته، هیچ تاثیر بر دنیای آن‌ها ندارد و فقط خط‌های زمانیِ متفاوت و احتمالاً درب و داغونی را پدید می‌آورد.

 

به همین دلیل باید سنگ‌های ابدیت را در زمان دقیق به گذشته بازگردانند

«آنشنت وان» که حتماً او را از فیلم Doctor Strange (دکتر استرنج) به یاد دارید؛ در این فیلم به پروفسور هالک گفت که برای حفظ نظم جهان، باید پس از استفاده از سنگ‌ها، آن‌ها را دقیقاً به مکان و زمان قبلی برگردانند وگرنه خط‌های زمانی جایگزینی ایجاد خواهد شد و دنیای آنشنت وان را در معرض خطر قرار خواهد داد. به همین دلیل کاپیتان آمریکا در اواخر فیلم، تمام سنگ‎ها را (به همراه چکش میولنیر ثور) به گذشته بازگرداند.

 

چرا نبولا توانست نسخه گذشته خودش را بکشد؟

این هم دلیل دیگر برای اثبات خط‌های زمانی موازی است که فیلم آن را به کار گرفته و اهمیتی به «اثر پروانه‌ای» نمی‌دهد. در فیلم Avengers: Endgame، نسخه خوبِ نبولا از سال ۲۰۲۳، نسخه‌ی گذشته خودش از سال ۲۰۱۴ را به قتل می‌رساند اما جای گلوله در سینه خودش دیده نمی‌شود و کاملاً سالم باقی می‌ماند. یعنی نسخه‌ی آینده نبولا باعث حذف شدن خودش نمی‌شود و فقط یک نسخه‌ی دیگر از خط زمانی متفاوتی را حذف می‌کند.

 

کاپیتان آمریکا در تمام این‌ سال‌ها همسر پگی کارتر بوده!

این مورد کمی جنجال‌برانگیز است چونکه بر اساس آن، فیلم منطق و علمِ خودش را نادیده می‌گیرد. در این مقاله گفتیم که فیلم از نظریه جهان‌های موازی و خط‌های زمانی متفاوت پیروی می‌کند. در واقع تایم لوپ را نادیده گرفته است اما در مورد کاپیتان آمریکا، این قضیه صحت ندارد. در انتها، نسخه‌ سالخورده‌ی استیو راجرز را می‌بینیم که تمام قواعد این فیلم را زیر سوال برده است. اما شاید دلایل خوبی برای این موضوع وجود داشته باشد که در ادامه اشاره می‌کنیم.

می‌دانستیم که بخش داستانی استیو راجرز در این فیلم به اتمام می‌رسد چراکه کریس ایوانز از مارول خداحافظی کرده بود. در فیلم، او به گذشته بازگشت، سنگ‌های ابدیت و میولنیر را بازگرداند اما دیگر قصد نداشت به زمانِ خودش برگردد. هالک فکر می‌کند مشکل از دستگاه سفر در زمان است اما استیو راجرز در همان مکان ظاهر می‌شود. بله، او در گذشته باقی ماند و با پگی کارتر ازدواج کرد! با توجه به توضیحات فیلم، کاپیتان آمریکا هیچ خط زمانی جدیدی ایجاد نکرده و فقط گذشته را زندگی کرده است. اگر فرض کنیم که او خط زمانی جدیدی ایجاد کرده، دیگر نمی‌توانست روی آن صندلی حضور داشته باشد و با سم ویلسون (فالکون) صحبت کند. او تمام این سال‌ها به شکلی کاملاً مخفیانه، شوهر پگی کارتر بوده!

کاپیتان آمریکا

در فیلم «کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان» نسخه پیر پگی کارتر را می‌بینیم که به همسرش اشاره می‌کند. نه نامی از این همسر وجود دارد و نه عکسی از او می‌بینیم. پگی گفت: «استیو ۱۰۰۰ مرد رو نجات داد، از جمله مردی که تبدیل به همسر من شد. اون حتی بعد از مرگش، هنوز زندگی منو تغییر می‌داد.» پس این احتمال هم وجود دارد که شوهر او در واقع خود استیو بوده است. بعداً استیو در بیمارستان به ملاقات او می‌رود. پگی می‌گوید «هیچ کدام از ما نمی‌تونیم به گذشته برگردیم.» او سپس فراموش می‌کند که استیو آنجاست چراکه بیماری آلزایمر دارد و جمله دیگری به زبان می‌آورد: «اما تو برگشتی». استیو جواب می‌دهد: «نمی‌تونستم تو رو رها کنم، به این خاطر که یک رقص بهت بدهکار بودم». این صحنه اشارت جالب و دقیقی به بازگشت استیو به گذشته دارد و همان اتفاقی است که در فیلم «انتقام‌جویان: پایان بازی» افتاده است.

اگر هنوز متوجه نشده‌اید، ساده‌تر توضیح می‌دهیم. استیو در تمام این سال‌ها، همراه پگی کارتر بوده اما هویت خودش را فاش نکرده است و چیزی را تغییر نداده تا گروه انتقام‌جویان تشکیل شود و به مصاف تانوس بروند. بنابراین خط زمانی ثابت مانده و همه چیز همان‌طور که قرار بوده، اتفاق افتاده است. احتمالاً دو نسخه از استیو راجرز داشته‌ایم. نسخه اول همانی است که در سال ۲۰۱۲ از زیر یخ بیرون آمد و به اونجرز پیوست و در تمام این‌ سال‌ها در فیلم‌های مارول او را تماشا کردیم. نسخه دوم اما، دوباره خودِ استیو است که از گذشته حضور داشته اما زندگی را در سایه و بدون هیچ دخالتی در خط زمانی ادامه داده است.

همچنین مطالعه کنید: نقد فیلم Avengers Endgame
توجه: کپی‌برداری و هرگونه استفاده از مطالب، فقط در صورت ذکر نام و لینک مطلب مجاز است. در غیر این صورت شامل پیگرد قانونی می‌شود
منبع TIME
مطالب مرتبط

2
بخش دیدگاه‌ها

avatar
1 گفت و گوها
1 پاسخ‌ها
0
 
جدیدترین دیدگاه
داغ‌ترین قسمت دیدگاه‌ها
2 تعداد نویسندگان
امین موسویمرتضی افرادی که آخرین نظرات را داده‌اند
جدیدترین قدیمی‌ترین بیشترین رای
مرتضی
کاربر مهمان
مرتضی

سلام
یه سوال اگه اینطوری که شما درباره استیو میگن پس اونی کا رو صندلی نسخه دومش
پس نسخه اول کجاس اصن وجود داره تو اون خط زمانی اگه اینجوری باشه باید دوتا استیو باشه یکی پیر یکی جون
؟؟؟