تحلیل و نقد سریال Game of Thrones – قسمت دوم ، فصل هشتم

صبر برای فرارسیدن روز پخش قسمت جدید Game of Thrones (بازی تاج و تخت) کار دشواری است، مخصوصاً که 4 قسمت بیشتر باقی‌ نمانده و این چند هفته هم به سرعت برق و باد خواهد گذشت. قسمت دوم فصل هشتم گیم آف ترونز کاملاً آرام و بدون خونریزی بود، به طوریکه حکم آرامشِ قبل از طوفان ویرانگر را داشت. شاید قسمت دوم باز هم نتواند توجه عده‌ای از تماشاگران را بخاطر نداشتنِ هیجانِ کافی جلب کند اما تک‌تک لحظات آن را باید مهم، احساسی و تاثیرگذار بدانیم. شاهد گفت‌وگوها و اتفاقات بسیار جالبی بودیم و سرنخ‌هایی درباره آینده‌ی سریال به دست آوردیم، بنابراین دعوت می‌کنیم با تحلیل و نقد همراه آی پیرامید باشید. همچنین می‌توانید قبل از این مطلب، تحلیل و نقد قسمت اول فصل هشتم سریال Game of Thrones را مطالعه کنید.

in post ad

قسمت دوم فصل هشتم با عنوان «شوالیه‌ی هفت پادشاهی» تاکید خاصی بر شخصیت‌های داستان و وداع احتمالیِ ما با آنان دارد. به‌ویژه «برین» که حتی نام این قسمت بر اساس بخشِ داستانی او انتخاب شده و در واقع، اشاره به پایانِ کار برین و رسیدن به جایگاهی دارد که سزاوار آن است. در ابتدا شاهد دادگاهی شدن جیمی لنیستر هستیم و نتیجه همانی است که انتظار می‌رفت. یعنی اینکه برن استارک درباره اتفاقات گذشته حرفی نزد و فقط با کنایه‌‌ای به صحبت جیمی در فصل اول یعنی «کارهایی که برای عشق انجام می‌دهیم»، بسنده کرد تا او را بیشتر سردرگم و متعجب کند. او دیگر برن استارک نیست، که اگر بود، احتمالاً خواستار محاکمه‌ی جیمی می‌شد. او به کلاغ سه‌چشم تبدیل شده و آن‌قدر در آگاهی و بصیرتش غرق است که اهمیتی به دیگران نمی‌دهد. معنای زندگی برای برن تغییر کرده است و احساسات عادیِ یک انسان را از خود بروز نمی‌دهد. درست است که جیمی با سنگدلی اریس دوم را به قتل رساند و با ند استارک مبارزه کرد اما از گذشته‌ی خود خجالت‌زده نیست. در دادگاه، برین از جیمی دفاع کرد و دلاوری‌های او را نیز یادآور شد اما در بخشِ نهایی اپیزود، شاهد به پایان رسیدن بخشِ داستانی برین و جیمی هستیم. البته فراموش نکنیم که خود برین، نقشِ مهمی در تحول شخصیتی جیمی لنیستر داشته و او را از جوانی متکبر و منفور، به شخصی تبدیل کرد که حتی حاضر است خواهرش سرسی را بخاطر هدفی بزرگ‌تر رها کند و در جمعِ مدافعان وینترفل قرار بگیرد. برین بالاخره جدا از زن بودنش، توسط جیمی تبدیل به یک شوالیه‌ی واقعی شد اما ما را تقریباً نسبت به مرگِ این شخصیت در قسمت بعدی مطمئن کرد. بخشِ داستانی برین تکمیل شده و راهی جز یک مرگِ احساسی در نبرد بزرگ با وایت‌واکرها باقی نمانده است. او توانست قولی که به کتلین استارک داد را عملی کند و اگر نیاز باشد جانش را برای دفاع از دختران کتلین فدا خواهد کرد. این موضوع درباره «گری ورم» و «میساندی» هم صدق می‌کند. هر وقت می‌بینیم دو عاشق درباره دور شدن از تمام جنگ‌ها و مصیبت‌ها و رسیدن به خواسته‌هایشان جدا از هرگونه هیاهو صحبت می‌کنند، نباید انتظاری جز مرگ یکی از آن‌ها داشت. شخصیتِ بعدی که شاید شاهد مرگش در قسمتِ بعد باشیم، تئون گریجوی است که می‌تواند با این کار رستگاری خود را تکمیل کند. او زمانی به خاندان استارک خیانت کرده بود اما حالا فرصتی برای جبران دارد. تئون حالا خواهرش را نجات داده و سانسا هم او را با آغوش باز پذیرفته است (به نظر می‎رسید سازندگان قصد داشتند به نوعی سانسا و تئون را عاشق هم نشان دهند؟)، بنابراین می‌توان گفت که داستان او نیز به پایان رسیده و ممکن است در دفاع از برن، مرگی شایسته را تجربه کند.

در بخش دیگر جان اسنو، سم تارلی و دولورس اد هم پس از مدت‌ها به یکدیگر پیوستند. افرادی که زمانی از دیوار شمال در برابر ارتش عظیم منس رایدر و وحشی‌ها دفاع کردند و اکنون باید از وینترفل به عنوان آخرین سدِ دفاعی، حفاظت کنند. و البته گوست (دایرولف جان) را هم مشاهده کردیم که خیلی ساکت همان‌جا ایستاده است. یکی از ایرادات طرفداران نسبت به فصل 7، عدم حضور گوست بود، بفرمایید! سازندگان سخن شما را شنیده‌اند و گوست را بالاخره به تصویر کشیده‌اند. امیدوارم در نبرد قسمت سوم، او بتواند ناجی جان باشد تا غیبت‌های گذشته را از یاد ببریم.

گوست سریال Game of Thrones
دایرولف محبوب جان مثل یک بچه‎ی خوب و ساکت، در پس‌زمینه حاضر شده است! یکی از ایرادات من نسبت به این اپیزود، چیزی نیست جز نادیده گرفتن گوست! آیا جان نمی‌توانست دست نوازشی بر سر این گرگِ سفید بکشد؟؟

در بخشِ نهایی اپیزود، شاهد به پایان رسیدن بخشِ داستانی برین و جیمی هستیم. برین بالاخره جدا از زن بودنش، توسط جیمی تبدیل به یک شوالیه‌ی واقعی شد.

رابطه برین و جیمی جزو عجیب‌ترین روابطی است که می‌توان در دنیای جرج مارتین یافت. عشق در نگاهِ این دو به یکدیگر موج می‌زند اما عشقی که بیشتر از روی بزرگداشت و احترام است و جنبه‌ی جنسی ندارد. البته تورموند هم دوباره به وینترفل رسید تا بارِ کمدی گیم آف ترونز را مانند همیشه افزایش دهد. اولین سوال به محض رسیدن به وینترفل این بود «اون زنِ بزرگ هنوز اینجاست؟». خب، مثلث عشقی جیمی، تورموند و برین همیشه برای طرفداران سریال موضوع جذابی بوده، چراکه فارغ از بحث کمدی، در دنیای تاریک و پرخیانت وستروس، این سه نفر از معدود شخصیت‌هایی هستند که حرف خود را زیرپا نمی‌گذارند و تا لحظه‌ی آخر به آن عمل می‌کنند. در این قسمت هم شاهد یک دورهمیِ دلنشین بودیم که در آن نه‌تنها جیمی، برین و تروموند بلکه سِر داووس، تیریون و پادریک هم حاضر بودند تا ساعت‌های پایانیِ خود را با کمی صحبت، آوازخواندن و نوشیدن سپری کنند.

برین شوالیه هفت پادشاهی
یکی از بهترین صحنه‌های فصل آخر گیم آف ترونز. شوالیه بودن افتخار بزرگی است اما برین قطعاً بیشتر از تعداد زیادی از مردهای وستروس، لیاقت دریافت چنین مقامی را دارد. «برخیز، شوالیه‌ی هفت پادشاهی»

در این دورهمی، تیریون از حضار می‌خواهد که آواز بخوانند اما هیچ کس جز پادریک قبول نمی‌کند. از طرفی مشخص شده که آواز شنیدنیِ پادریک به نام «آهنگ جنی»، اهمیت داستانی ویژه‌ای دارد. این آواز از کتاب‌های جرج آر. آر. مارتین برگرفته شده و معنای و مفهومی خاصی در آن نهفته است که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم. «آهنگ جنی» درباره زنی به نام جنی اولداستونز و داستانِ عشق او به دانکن تارگرین است که عموی بزرگ دنریس محسوب می‌شود. همان طور که می‌دانید، اریس دوم یا شاه دیوانه، پدر دنریس بوده اما اریس، برادری بزرگ‌تر از خودش هم داشته که در حقیقت وارث تاج و تخت تارگرین‌ها بوده است. نکته‌ی مهم درباره دانکن تارگرین این است که او عطای پادشاهی را به لقایش بخشیده و آن را رها کرده تا به عشق زندگی‌اش یعنی «جنی» برسد. پس تاج و تخت وستروس متعلق به دانکن بوده اما انتخابِ واضحی میان عشق و قدرت، انجام داده است.

آواز پادریک به نام «آهنگ جنی» اهمیتِ داستانیِ ویژه‌ای دارد. این آواز از کتاب‌های جرج آر. آر. مارتین برگرفته شده و معنای و مفهومی خاصی در آن نهفته است.

این موضوع وقتی جالب می‌شود که آن را با داستانِ دنی و جان مقایسه کنیم. دنریس اکنون در دوراهیِ مشابهی با مضمون «عشق یا حکومت» قرار گرفته است. جان یا ایگون، وارث حقیقیِ تاج و تخت وستروس به شمار می‌رود اما افراد زیادی از این راز باخبر نیستند. آیا دنریس می‌تواند مانند عموی خود یعنی دانکن تارگرین، فردی فداکار باشد یا ژنِ معیوب پدرش یعنی «شاه دیوانه» را به ارث برده و تبدیل به ملکه‌ای دیوانه خواهد شد؟ یا شاید جان، همانند دانکن کنار خواهد رفت تا دنی به آرزوی دیرینه‌اش یعنی حکومت بر وستروس دست یابد. حالا که آنان از ارتباط خانوادگی یکدیگر باخبرند، می‌توانند در کنار هم بمانند؟ (اضافه کنم که ارتباط خونی و خانوادگی در تارگرین‌ها معنایی نداشته و معمولاً از قدیم برای خالص نگه داشتن خونِ اژدها با یکدیگر ازدواج می‌کرده‌اند!)

سانسا و دنریس
دنی تلاش می‌کند از راه دیپلماسی وارد شود اما سانسا خیلی واضح گفت که شمال استقلال خود را به راحتی به دست نیاورده و به راحتی هم از دست نمی‌دهد.

موضوع دیگری که قسمت دوم فصل هشتم Game of Thrones بر آن تمرکز داشت، بی‌اعتمادی دنریس به تمام اطرافیان و سوق دادن او به سوی «ملکه دیوانه» بود. در نقد قسمت قبلی هم گفتم که جاه‎طلبی و طلبکاری تبدیل به بارزترین ویژگیِ شخصیتی دنریس شده و از این نظر، باید نگران بود که شاید او تبدیل به فردی مانند پدرش شود. در اپیزود «شوالیه‌ی هفت پادشاهی» هم دو سرنخ مهم در این رابطه وجود دارد. اولی برمی‌گردد به ملاقات دنریس و سانسا که خیلی طبق انتظار مادر اژدهایان پیش نرفت. دنریس در اینجا سعی می‌کند رابطه خود را با سانسا بهبود ببخشد اما سانسا بی‌تعارف می‌گوید که خودمان شمال را پس گرفتیم و به این راحتی جلوی شخص دیگری زانو نمی‌زنیم! اگر بخواهیم دقیق‌تر این صحبت را بررسی کنیم یعنی اینکه، زانو زدنِ جان جلوی دنریس و شناختن او به عنوان ملکه، به معنای زانو زدن همه‌ی شمال در برابر او نیست. این «بانوی وینترفل» است که تعیین می‌کند چه کاری برای شمال در اولویت قرار دارد. دنریس دستان سانسا را می‌گیرد و با او همدردی می‎کند تا یه یک نظر مشترک برسند، اما به محض اینکه سانسا درباره سرنوشت شمال پس از جنگ حرف می‌زند، امیدِ صلح و دوستی بین این دو نفر نابود می‌شود. سرنوشت شمال برفرضِ پیروزی بر مردگان و از طرفی رابطه‌ی دنی و جان، دنریس را در تنگنای بی‌سابقه‌ای قرار است و باید دید که او در نهایت به چه تصمیمی می‌رسد.

تیریون در چند فصل اخیر اشتباهات زیادی را مرتکب شده. استراتژی او در مرین، نبرد با لنیسترها و اعتماد به سرسی، کارامد نبوده اما همچنان از او به عنوان فردی بسیار باهوش با ذهنی بی‌نظیر یاد می‌شود. آیا او ضربه نهایی را به سرسی خواهد زد؟

مطمئناً خاندان‌های شمال به جان بی‌اعتماد شده‌اند چراکه او به عنوان پادشاه، استقلالِ آن‌ها زیر سوال برده است. به همین دلیل می‌بینیم که لرد گلاور از کمک به جان طفره می‌رود و بقیه‌ی خاندان‌ها نیز از حضور دنریس و نیروهایش رضایت ندارند. همچنین لرد رویس و شوالیه‌های ویل بی‌شک مطیع سانسا هستند و کاری برخلاف میل وی انجام نمی‌دهند. بنابراین نقشه‌ی دنی برای کنترلِ سانسا از طریق دیپلماسی، با شکست مواجه می‌شود، زیرا تا زمانی که سانسا متقاعد نشود، خبری از وفاداری شمال نخواهد بود. دومین مورد، مربوط به لحظات آخر است، یعنی جایی که جان هویت واقعی‌اش را برای دنریس رو می‌کند. باز هم یک راز بزرگ در مقابلِ مجسمه‌های سردابه‌ وینترفل فاش می‌شود و اینکه فقط چند ثانیه بعد شاهد رسیدنِ ارتش نایت کینگ به وینترفل هستیم، اهمیتِ خاصی به این افشاگری بخشیده است. پذیرش این موضوع برای دنریس، دشوارترین کار ممکن است. او تمامِ عمرش بر این باور بوده که روزی تخت آهنین را خواهد گرفت و سال‌ها بر وستروس حکومت خواهد کرد. حالا این حس به سراغش آمده که بازیچه‌ی دست شمالی‌ها شده و جان از او سوءاستفاده کرده است. اینکه برن و سم تارلی، این راز را کشف کرده‌اند برای دنریس مشکوک به نظر می‌رسد، به خصوص که او پدر و برادر سم را در آتشِ اژدها تبدیل به خاکستر کرده و از این نظر، امکانِ انتقام‎جویی وجود دارد. از طرفی نباید فراموش کرد که در قسمت اول، جان سوار ریگال شد که این باید نشانه‌ای انکارناپذیر برای دنی باشد. می‌دانیم که در طول تاریخ «فقط تارگرین‌ها» اعم از زن و مرد، قادر بوده‌اند اژدهاسواری کنند، بنابراین دنی نمی‌تواند احتمالِ واقعی بودن ادعای جان را رد کند. در غیر این صورت، سکانس اژدهاسواری جان تبدیل به چیزی بیهوده و غیرضروری می‌شود که بعید است چنین اتفاقی بیفتد!

آیا نایت کینگ شخصاً به سراغ کلاغ سه‌چشم خواهد آمد یا وایت‌واکرهایش را برای خلاص شدن از شر او کافی می‌داند؟ برن اکنون خاطراتِ دنیا را در اختیار دارد و تا زمانی که زنده است؛ شاه شب به هدفش نمی‌رسد.

در پایانِ قسمت دوم فصل هشتم، وایت‌واکرها و ارتش مردگان بالاخره سرمای واقعی را به وینترفل آوردند اما آیا «نایت کینگ» طبق نقشه‌ی برن خود را نشان خواهد داد؟ نکته‌ی جالب این است که برن، جان و بقیه‌ی افراد حاضر در وینترفل حتی نمی‌دانند چگونه می‌توان نایت کینگ را شکست داد (آیا آتشِ اژدها و سرنیزه‌های دراگون‌گلس کارساز خواهد بود؟) اما به هرحال، این شاید تنها فرصت برای گیر انداختنِ نایت کینگ باشد. برن مطمئن است که نایت کینگ برای شکار او خواهد آمد، همان‌طور که قبلاً کلاغ‌های سه‌چشم را نابود کرده و این بار نوبت برن است. اما چه می‌شود اگر نایت کینگ دم به تله ندهد و در مکانی غیر از وینترفل و مثلاً، بر فراز کینگزلندینگ ظاهر شود تا ارتش جدیدی از مردگان بسازد؟

آیا نماد نایت کینگ و کفرگویی او نسبت به خالقانش را دوباره در مکانی به جز شمال؛ خواهیم دید یا اینکه امکان دارد کلیدِ نابودی این شخصیت در همین نماد نهفته باشد؟ یک مورد دیگر که دور از ذهن به نظر نمی‌رسد، بازگشت استارک‌های مرده از سردابه‌های وینترفل است که شاید با قدرت وایت‌واکرها از گور برخواسته و از دورنِ قلعه مشکل‌ساز شوند، البته آریا با اسلحه‎ی جدیدش به استقبال آنان خواهد رفت! در قسمت دوم بارها گفته شد که سردابه‌ها امن‌ترین مکان برای پناه گرفتن هستند، درحالیکه به نظر می‌رسد این چنین نباشد و خطر بزرگی افرادِ حاضر در سردابه‌ها را تهدید کند. باید منتظر ماند و دید، ما نمی‌توانیم کاری جز حدس و گمان و البته صبر کردن انجام دهیم. بیاید تا هفته‌ی بعد منتظر یکی از سرنوشت‌سازترین و احتمالاً دردناک‌ترین قسمت‌های سریال Game of Thrones باشیم. البته آرزو می‌کنیم سریال دچار جَوزدگی و بی‎‌منطقی برخی از قسمت‌های فصل گذشته نشود.

در انتها نگاهی داریم به موقعیت ارتش‌های شمال که قرار است به جنگِ ارتش مردگان و وایت‌واکرها بروند:

در بخشی از اپیزود، شاهد گردهمایی شخصیت‌ها برای رسیدن به یک استراتژی مناسب در برابر ارتش نایت کینگ هستیم. نیروهای تارگرین و دوتراکی در مرکز قرار گرفته‌اند و قلبِ سپاه را تشکیل داده‌اند. عمده‌ی نیروهای استارک در سمت راست قرار دارند و بقیه نیروها به همراه شوالیه‌های ویل در سمت چپ قرار گرفته‌اند. شوالیه‌ برین از تارث، سربازان در سمت چپ را هدایت خواهد کرد. البته جیمی هم در کنار او خواهد بود. در درون قلعه شاهد حضور لیانا مورمونت و افرادش هستیم که وظیفه حفاظتِ داخلی را برعهده گرفته‌اند. بهتر است مردگان مراقب باشند، چراکه لیانا مورمونت آماده‎‌ی نبرد است! قرار شد که برن به همراه نیروهای گریجوی در گادزوود (درخت بزرگ در سمت راست) مستقر شوند و منتظر رسیدن نایت کینگ و اژدهایش باشند.

پیش‌نمایش قسمت بعدی فصل هشتم Game of Thrones:

 

قسمت سوم در تاریخ «9 اردیبهشت 98» به مدت 82 دقیقه از شبکه HBO پخش خواهد شد. سازندگان وعده داده‌اند که بزرگ‌ترین نبرد تاریخ تلویزیون را در این قسمت خواهیم دید. نظر شما چیست؟ می‌توانید نظرات خودتان درباره این قسمت را از بخش دیدگاه‌ها با ما به اشتراک بگذارید. 

منبع آی پیرامید
مطالب مرتبط

22
بخش دیدگاه‌ها

avatar
13 گفت و گوها
9 پاسخ‌ها
0
 
جدیدترین دیدگاه
داغ‌ترین قسمت دیدگاه‌ها
14 تعداد نویسندگان
شیرینامین موسویmasiنایت کینگاحسان افرادی که آخرین نظرات را داده‌اند
جدیدترین قدیمی‌ترین بیشترین رای
JaW
کاربر مهمان
JaW

سلام ممنون بابت نقد خواستم یسری چیزا رو اضافه کنم به نقدتون با اجازه
اول از همه به موسیقی تیتراژ پایانی که واقعا بی نظیر بود اشاره کنم که از روی اهنگی که پاد خوند و شما اشاره کردین بودش
دوم اینکه درباره مرگ ها واقعا امیدوارم زیاد کشته نده جنگ ولی به احتمال زیاد بیشتر اینایی که شما اشاره کردین میمرین مخصوصا برین و منم بهشون رهبر گروه برداریم اضافه کنم همرا با مورمنت
سوم من حقیقتش انتظار داشتم یدفعه ما یه کلیف هنگر ببینیم همه فکر میکردن که وایت واکرا به سمت وینترفل بیان ولی یدفعه همه بفهمن که نایت کینگ با ارتشش برهه جنوب که واقعا حرکت غیر منتظره ای میشد ولی حیف فکر نکنم که نایت کینگ شخصا بره جنوب کل پرونده وایت واکرا بنظرم تو اپیزود هشتاد دو دقیقه ای بعد بسته میشه.

Ghost
کاربر مهمان
Ghost

نقد خوبی بود آقای موسوی . حالا چطور واسه قسمت بعدی صبر کنیم؟
قسمت دوم واقعا کار عالی انجام داد، کاری کرد که قبل از جنگ بزرگ ، قدر تمام این شخصیت ها رو بدونیم چون ممکنه بیشترشون به زودی بمیرن

در مورد جان و دنی هم درسته که خیلی سریع همه چیز اتفاق افتاد و نتونستن بیشتر با هم صحبت کنن. این طوری من با صحب شما درباره اینکه کرکتر دنریس خیلی تحت فشار قرار گرفته، موافقم اصلاً معلوم نیست چیکار میکنه در آینده

آریا هم که هیچی اشاره نکردید 😐 – ولی بازم ممنون

میلاد22
کاربر مهمان
میلاد22

باسلام
خیلی ممنون واسه نقدتون عالی بود
به نظر من احتمال مرگ دنی یا جان خیلی زیاده ، این دو تا عاشق که تو دوراهی سختی قرار گرفتن و شاید مرگ بتونه این تصمیم سخت رو راحت کنه 😓
البته جنگ بین اژدها های دنریس و جان با اژدهای نایت کینگ هم یکی از بهترین سکانس های قسمت بعد میتونه باشه که بی‌صبرانه منتظرش هستیم و احتمالا فقط یکی از اژدها‌ها زنده بمونه (نمیشه که دنریس بمیره ولی دروگون زنده بمونه) در آخر هم جدا از همه نظرات و فرضیه هایی که میشه ارائه داد به نظرم با توجه به همون نظريه شما مبنی بر اینکه صحنه هایی از شخصیت هایی ک احتمالا قراره بمیرن بیشتر نشون داده شد، آریا استارک رو یادتون رفت که تقریبا میشه گفت یک وداع دردناک و دراماتیک در قسمت بعد با این شخصیت خواهیم داشت.
با تشکر از مطالب خوبتون

محسن
کاربر مهمان
محسن

سلام، ممنون از زحمتتون بسيار تحليل خوبي بود و از خواندنش لذت بردم. شخصا با صحبتي كه برن با جيمي داشت كه “شايد بعد از ايني وجود نداشته باشه” ممكنه داستان جيمي لنيستر هم در اپيزود بعد به پايان برسه و احتمالش ضعيفه كه در آينده در نقش آزورآهاي ظهور كنه . ضمن اينكه با همه اين تفاسير باز هم من به دليل مقدماتي كه در فصل هاي قبل براي دنريس چيده شد شانس اصلي تصاحب تخت آهنين را به اون ميدم .. صاحب ويسريون بزرگ، مقاوم در برابر آتش، فردي كه مدتها رهبري كرده و از همه مهمتر برعكس جان اسنو ميل شديدي به تصاحب پادشاهي داره خيلي امكانش ضعيفه كه قرار باشه به راحتي طي جنگ با نايت كينگ يا سرسي از داستان حذف شه يا به نفع برادرزاده برحقش كنار بره

عارف
کاربر مهمان
عارف

سلام، واقعا نقد عالی بود. این قسمت با اینکه هیجان نداشت ولی بر خلاف قسمت اول تاثیرگذار تر و دوست داشتنی تر بود. منتظرم واکنش سانسا به راز جان رو ببینم ، سانسا که الان دغدغش استقلال وینترفل هست بعد از اینکه این راز رو بفهمه با دنریس مشکلات بیشتری خواهد داشت. علاوه بر مرگ برین که در قسمت سوم قطعا اتفاق میفته باید منتظر مرگ های زیادی باشیم مثل آریا استارک که به نظرم احتمالش زیاده و جیمی و تئون. سوال اصلی اینکه کی زنده میمونه؟!

فربد
کاربر مهمان
فربد

سلام ممنون از تحليلتون
من فكر ميكنم احتمال اينكه مليساندر از اسوس خودش را براي كمك برسونه خيلي زياده، همه ميدونيم كه بانوي سرخ و جادوگر توانايي انجام اقدامات خارق العاده اي داره .. حضورش يك غافلگيري كه انتظارش هم ميره و سپاه از هم پاشيده و رو به شكست وينترفل و جان اسنو (درست مثل نبرد حرامزاده ها) بتونه با كمك اژدها ها و جادوي خداي روشنايي به پيروزي برسه البته با تلفات زياد

امیرحسین
کاربر مهمان
امیرحسین

سلام مرسی از تحلیل جالبی که داشتید
بنظر من سواری جان روی اژدها بی دلیل نبوده و سریال قصد داشته مارو برای قهرمان بازی جان در قسمت بعدی با اژدها آماده کنه
بنظرم جان توی قسمت سوم با اژدها بدرخشه و دلیل اینکه یه اژدها از دست رفته این بوده که یکی دنریس یکی جان داشته باشه و نبرد این دو با اون اژدها از دست رفته خیلی هیجانی میشه خلاصه که نبرد جالبی میشه بنظرم

اما اون قسمت سه تایی جان و سم تارلی و اون یارو نگهبانه هم باحال بود و آخرش به این اشاره شد که قراره دو نفر از این سه بمیرن که امیدوارم جان جزوشون نباشه… 🙂

بنظر من دنریس عاشقه و بنظرم جان هم علاقه ای به جاه طلبی نشون نده یا حتی برای همیشه این موضوع رو پنهان کنه ، نمیدونم ولی بنظرم صحنه های خوبی در راهه (امیدوارمممم)

آراز
کاربر مهمان
آراز

از گپ دو نفره تیریون و برن هم نمیشه گذشت که خواست ازش آمار بگیره یجورایی.. شاید تیریون اینجوری برای ازبین بردن نایت کینگ اقدامی انجام بده و اعتبار گذشتشو بدست بیاره دوباره پیش دنریس

ممد برزگر
کاربر مهمان
ممد برزگر

به نظر من همه شخصیت های وینترفل میمیرن و شاه شب میره جنوب اونجا با سرسی ازدواج میکنن و سریال با خوبی و خوشی تموم میشه

احسان
کاربر مهمان
احسان

ممنون از نقد خوب شما؛
مهم ترین اصل در سریال GOT غافلگیری هستش که در طول ۷ فصل گذشته بارها و بارها شاهد بودیم ، بنابراین ممکنه بعضی تئوری هایی که منطقی به نظر میان و تقریبا خیلی هامون حدس میزنیم بلکل متفاوت رقم بخوره در قسمت بعد البته اگر اسپویلی رخ نده توسط خود کمپانی

نایت کینگ
کاربر مهمان
نایت کینگ

سلام نقد جالبی بود چند تا از دوستان گفته بودن که وایت وارکرا تو این قسمت شکست می خورن و پرونده اونها بسته میشه بنظرم اصلا نم تونه درست باشه بعد 7 فصل نایت کینگ تازه به صحنه ی رقابت وارد شده پس نمی تونه بلافاصله کشته بشه و اگر خوب به ارتش وایت وارکرها نه وایت ها در سکانس آخر قسمت 2 خوب توجه کرده باشید می فهمید که اونا خیلی خیلی زیاد چند هزارتا از این وایت وارکرها روی اسب هارو می بینیم پس شانس زیاد برای مقاوت ندارن ارتش شمال از طرفی دنریس کلا اخریا خیلی مغرور شده وتنها هدفش شده تاج وتخت اگه به پروموی قسمت 3 نگاه کنین می بینید که جان و دنی یه جایی دورتر از صحنه ی نبرد هستند احتمالا می خواهند که که وقتی نایت کینگ آمد با اژدها ها بهش حمله کنن ولی در همین سکانس شاهد گفت وگوی جان و دنریس هستیم ب نظرم نریس در این قسمت از روی عصبانیت یا حالا هرچی یه کار می کنه که… ادامه نظر را بخوانید »

masi
کاربر مهمان
masi

به نظر من فصل پایانی بیشتر در مورد رازهای نگفته و سوالات و ابهامات وایت واکر ها باشه، حدسم اینه برن استارک ( کلاغ سه چشم) توسط پادشاه شب کشته میشه و تبدیل به نایت کینگ بعدی میشه ،این فصل شاهد مردن شخصیت های اصلی زیادی خواهیم بود و پایان تلخی در انتظاره طرفداران سریال خواهد بود، در مورد آریا هم باید بگم حتما موفق خواهد شد سرسی رو بکشه و لیست خودشو تکمیل کنه و احتمال مردنش در قسمت سوم صفره. دنریس از جان باردار میشه و بچه تو شکمش میتونه از جاه طلبیش برای رسیدن به تخت پادشاهی کم کنه و اونو متقاعد کنه که تخت پادشاهی حق جانه و در نهایت به فرزندشون خواهد رسید.

شیرین
کاربر مهمان
شیرین

نظراتتون خیلی جالب بود. دلم برای تک تک افرادی که توی این سریال به غایت زیبا هستند تنگ خواهد شد.
خوبی این سریال این هستش همه حدس میزنن و بعدش همه هم غافلگیر میشن.
ولی یکی از نظرات خیلی با حال بود ( نایت گینگ با سرسی ازدواج میکنه و قائله خاتمه پیدا میکنه. خخخخ)
ان شالله از قسمت سوم همه مون نهایت لذت ببریم.
دم سازندگان این مجموعه بسیار زیبا گرم