نقد و بررسی فیلم Glass – شیشه

0

در کارنامه ام نایت. شیالامان همواره طیفی از فیلم‌های معرکه تا ناامیدکننده را می‌توان یافت. او در سال ۲۰۱۶ با فیلمی روانشناسانه به نام Split (شکاف) همه را غافلگیر کرد اما غافلگیری بزرگ‌تر این بود که Split در دنیای فیلم Unbreakable (شکست‌ناپذیر) جریان داشت و این دو را به هم پیوند می‌داد. «شکست‌ناپذیر» در دورانی اکران شده بوده که هنوز نه دنیای سینمایی مارول وجود داشت و نه هنوز شاهکارهای کامیکی مانند شوالیه تاریکیِ نولان عرضه شده بودند. نگاه ویژه‌ی شیالامان به ابرقهرمانان و مفهوم کامیک‌ بوک در آن فیلم، هنوز هم می‌تواند جذاب و متفاوت باشد اما متاسفانه فیلم Glass به یک پایان‌بندیِ قانع‌کننده برای این دیدگاهِ منحصر به فرد تبدیل نمی‌شود. در ادامه با نقد و بررسی فیلم همراه ما باشید.

*توجه: بخش‌هایی از داستان در این مطلب فاش می‌شود. اگر هنوز فیلم را تماشا نکرده‌اید، از مطالعه ادامه مطلب صرف نظر کنید.

فیلم Glass

بارزترین مشکل فیلم Glass ، در تلاشِ نافرجام و ناکافی آن برای قانع کردن مخاطب و شخصیت‌های اصلی داستان به این است که شاید همه آن‌ها از مشکل روانی رنج می‌برند و قدرت‌هایشان چیزی جز خیال و وهم نیست. آیا آقای گلس تمام این داستان‌ها را به عنوان سرپوشی برای ناتوانی‌ جسمانی و ظرافت استخوان‌هایش سرهم کرده و خود را به عنوان یکی از شخصیت‌های باهوش صفحات کامیک معرفی می‌کند؟ شاید به همین دلیل ما کوین وندل‌کرامب و شخصیت‌های متفاوت او را می‌بینیم که در بخشی از فیلم به «هیولا» بی‌اعتقاد شده‌اند و مانند قبل به قدرت او باور ندارند. شیالامان ایده‌ی بکری برای کشمکشِ درونی شخصیت‌ها در سر داشته اما نتوانسته به اجرای مناسب آن حتی نزدیک شود. در بخشی دیگر ما دیوید دان را می‌بینیم که بدون هیچ مقاومتی این شک را که شاید «دکتر استیپل» راست بگوید، در ذهنش پرورش می‌دهد. شکی که به هیچ‌وجه نه در مخاطب ایجاد می‌شود و نه در افکار خودِ شخصیت‌ها دوامی دارد. اصلاً مگر امکان دارد دیوید به همین راحتی، همه‌ی سرگذشت زندگی‌اش را نادیده بگیرد و فعالیت خود را زیر سوال ببرد؟

فیلم شیشه دکتر استیپل

از این موضوع که بگذریم، پایان فیلم Glass را می‌توان با هر واژه‎ای به جز «رضایت بخش» یا «خوب» توصیف کرد. مهم‌ترین سوال این است، گروه مرموزی که قهرمانان و ضدقهرمانان به یک چشم می‌بیند و وجود هیچ یک را تحمل نمی‌کند، از کجا سردر آورده؟ فراموش نکنیم که اهداف این گروه قابل درک است. به قول ویژن (شخصیت فیلم‌های مارول): «قدرت قهرمانان باعث ایجاد چالش می‌شود. چالش به نزاع و درگیری منجر شده و در نهایت فاجعه ایجاد می‌کند.» اگر محور فعالیت‌های این گروه را چنین در نظر بگیریم، می‌بینیم که حقیقتاً در دنیا ظرفیتی برای وجود انسان‌های متفاوت وجود ندارد اما شیالامان در گنجاندن این مفاهیم در فیلمش و از آن مهم‌تر انتقال صحیح آن به مخاطب، عملکرد صحیحی ندارد و آن توئیست اصلی را به نقطه ضعف فیلم تبدیل کرده است.

در دقایق انتهایی؛ یعنی جایی که نیروهای این گروهِ خاکستری از راه می‌رسند، کارگردان بارها روی خالکوبی دست اعضای آن (از جمله دکتر الی استیپل) متمرکز شده و طوری عمل می‌کند که انگار باید از دیدن یک نماد کاملاً بی‌معنی که حتی در فیلم‌های قبلی به آن اشاره نشده، ذوق‌زده و شگفت‌زده شویم و به نبوغ او آفرین بگوییم. مورد ناامیدکننده‌ی دیگر، دیوید دان است که بهتر بود در این فیلم حاضر نمی‌شد! مرگ او در پایان فیلم بسیار آزاردهنده است و در این حالیست که در طول فیلم، پرداختی برای این شخصیت محبوب نداشتیم. از طرفی پایان کار کوین وندل‌کرامپ و آقای گلس، بسیار بهتر از دیوید به تصویر کشیده شده است و حداقل اوجِ احساسی را داراست.

فیلم Glass

شاید شخصاً خیلی از مشکلات فیلم به لطف کارگردانی قابل قبولِ شیالامان و بازیِ حیرت‌انگیز جیمز مک‌آووی که حقیقتاً کار سخت‌تری نسبت به جکسون و بروس ویلیس بر عهده داشته، برایم قابل تحمل بود اما پایان‌بندی آن، اشتباهی است که نمی‌توان به سادگی از آن گذشت. متفاوت بودنِ کار شیالامان در عصری که فیلم‌های ابرقهرمانی به پرفروش‌ترین و محبوب‌ترین آثار سینما تبدیل شده‌اند، قابل تحسین و احترام است اما باعث نمی‌شود از اشکالاتِ کار او چشم‌پوشی کنیم. فیلم Glass به عنوان اثری موردانتظار در سال ۲۰۱۹ که پایانی بر یک سه‌گانه‌ی ابرقهرمانی هم تلقی می‌شد، انتظارات را به طور کامل برآورده نمی‌کند.

0
40%
  • نمره فیلم
توجه: کپی‌برداری و هرگونه استفاده از مطالب، فقط در صورت ذکر نام و لینک مطلب مجاز است. در غیر این صورت شامل پیگرد قانونی می‌شود
منبع آی پیرامید