بررسی نیمه دوم فصل پنجم سریال Vikings – وایکینگ‌ ها

6

نیمه دوم فصل پنجم سریال Vikings که با ضعف کار خود را آغاز کرده بود، با پایانی شکوهمند و راضی‌کننده به انتها رسید. 10 قسمت پایانی فصل پنجم، داستان فرزندان راگنار لوثبروک بود و نشان داد که آنان چگونه از میراث پدر خود محافظت می‌کنند. در ادامه با نقد و بررسی کلی این فصل همراه آی پیرامید باشید.

محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما

سریال Vikings در طول این سال‌ها آنقدر نزد هوادارنش محبوب شده که حتی ضعف‌های پرتعدادش در یکی دو فصل اخیر، نمی‌تواند کسی را از تماشای آن منصرف کند. حذف شدن راگنار ضربه عظیمی به پیکره سریال وارد کرد اما این موضوع اجتناب‌ناپذیر بود. مایکل هرست (سازنده سریال) توانست از شخصیت‌های دیگر به درستی بهره بگیرد و خط داستانی مجزایی برای هر یک ایجاد کند. در بررسی قسمت 11 فصل پنجم وایکینگ ها گفتم که نباید برای قضاوت کردن این فصل عجله کرد چراکه اگر می‌خواستم سریال را تا قبل از رسیدن به 3 قسمت نهایی بررسی کنم، مطئناً این متن به شکل دیگری نوشته می‌شد. قسمت‌های نهایی این فصل و به‌ویژه پایان‌بندی آن، نظرم را راجع به نیمه دوم فصل عوض کرد و نشان داد که Vikings می‌تواند مانند گذشته، هیجان‌انگیز و تماشایی باشد.

توجه: در ادامه داستان فصل فاش می‌شود. اگر تماشا نکرده‌اید، بهتر است از مطالعه ادامه متن صرف نظر کنید.

 

بیورن

بیورن آیرون‌ساید (با بازی الکساندر لودویگ) که مدت‌ها به جهان‌گردی و کشف دنیاهای جدید مشغول بود، بالاخره توانست به جایگاه حقیقی‌اش به عنوان پادشاه کتگات دست یابد. در سکانس نهایی نیمه دوم فصل پنجم، او را در همان مکانی می‌بینیم که پدرش راگنار در انتهای فصل دوم و پس از پادشاه شدن، به آنجا رفته بود و کتگات را نظاره می‌کرد. پیشرفت کتگات از یک روستا به شهری بزرگ، بسیار چشمگیر است و همان شمشیر معروف، این بار در دستان بیورن قرار دارد. حالا آیوار گریخته و تمام متحدان بیورن در کنارش هستند. باید دید که سرانجامِ این نبرد «برادر علیه برادر» چه می‌شود. با توجه به اینکه در قسمت 11 متوجه شدیم بیورن در واقع فرزند رولو است، می‌توان انتظار داشت که باز هم سر و کله رولو پیدا شود، چراکه او کتگات را به چشم یک بندر اقتصادی مهم می‌بیند. البته مشخص نیست که آیا باز هم رولو را خواهیم دید یا نه و این هم یکی دیگر از سوالاتی است که فصل پنجم سریال Vikings بی‌پاسخ باقی گذاشته است.

 

آیوار

در دنیای وایکینگ ها پیروزی‌ و فتوحات کوتاه هستند و دوامی ندارد چراکه حتی راگنار بزرگ، در نهایت شکست خورد و به دست انگلیسی‌ها کشته شد. قسمت دهم با یک پیروزی عظیم برای آیوار و شاه هرالد به پایان رسید. این آغاز حکومت ظالمانه آیوار بر کاتگات بود. او در ادامه خود را در مقام یک خدای نورس دید و وسوسه‌های همسرش فردیس را با آغوش باز پذیرفت. تمام امید آیوار این بود که فرزندی سالم و قدرتمند داشته باشد، تا بتواند قداست خود را اثبات کند. این اتفاق نیفتاد و آیوار صاحب فرزندی ناقص‌الخلقه شد، بنابراین او هم تصمیم گرفت خود را از شر این بار خلاص کند. در ابتدا به نظر می‌رسید که در پایان این فصل، آیوار به آخر مسیر خواهد رسید و شاهد کشته شدن او خواهیم بود اما او نشان داد که به سادگی تسلیم نمی‌شود و احتمالاً در فصل ششم مشکلاتی را برای حکومت بیورن به وجود خواهد آورد.

 

لاگرتا

تحول شخصیتی لاگرتا (با بازی کاترین وینیک) یکی از موضوعاتی بود که در این فصل بر روی آن تمرکز شده بود. لاگرتا پس از جنگ سهمگین میان نیروهای انگلیسی و وایکینگ‌ها، تا مرز مردن پیش رفت اما بالاخره بازگشت و آن‌طور که خودش می‌گفت دیدگاهش نسبت به زندگی و مرگ عوض شده است. او دیگر به دنبال قدرت و شهرت نیست و اهمیتی به این موضوعات نمی‌دهد. در یکی از صحنه‌های احساسی و در عین حال عجیب این فصل، لاگرتا را می‌بینیم که شاهد اعدام راگنار و افتادن او به درون چاله‌ی مارها است. موهای لاگرتا رو به سپیدی رفته و ذهنیت او نیز متحول شده است، اما تغییر خاصی در زیبایی او ایجاد نشده! بی‌شک سریال قادر به حذف کردن این شخصیت نیست، چراکه او یکی از ستون‌های اصلی مجموعه به شمار می‌رود و توانسته در نبود راگنار، برخی کمبودهای آن را بپوشاند.

 

اوبه

یکی از بهترین خطوط داستانی در نیمه دوم فصل پنجم سریال Vikings متعلق به اوبه بود. او بر خلافِ فرزندان دیگر راگنار، برای فتح کتگات نقشه نمی‌کشید بلکه به فکر آباد کردن قلمرویی بود که پدرش از سوی شاه اکتبرت دریافت کرده بود. اوبه سعی کرد رویای دیرینه پدرش را به حقیقت تبدیل کند و زمین‌هایی با ارزش را برای زندگی مردمانش به دست آورد تا به جای غارت و جنگ؛ زندگی کنند و از موهبت‌های آن بهره‌مند شوند. اوبه با زیرکی، ابتدا نیروهای شاه هرالد را شکست داد و سپس جان خود را به خطر انداخت تا یکی از شاهان وایکینگ (نیروهای Danes) را از حمله منصرف کند. دوئل تن به تن اوبه و فرمانده‌ی وایکینگ در قسمت 19 این فصل، بسیار خشن و فراموش‌نشدنی بود چراکه واقعاً نمی‌شد حدس زد که او زنده و سربلند از آن بیرون می‌آید یا نه. اوبه را می‌توان یکی از معدود شخصیت‌های دوست‌داشتنی در این سریال به شمار آورد که انتظار می‌رود در فصل بعد، نقش مهم‌تری در داستان ایفا کند.

 

فلوکی

خط داستانی فلوکی، شاید بی‌اهمیت‌ترین موردی باشد که نویسندگان وارد فصل پنجم کرده‌اند. فلوکی به زعم خودش سرزمین متروکه‌ی خدایان را یافت و سعی کرد پیروانی پیدا کند تا به همراه آنان از شیوه سنتی زندگی وایکینگ‌ ها فاصله بگیرد. اما دقیقاً برعکس آنچه در ذهن فلوکی می‌گذشت، اتفاق افتاد و او متوجه شد که ذات انتقام‌جو، جاه‌طلب و وحشیِ یک وایکینگ، از ازل به همین شکل بوده و تغییرناپذیر است. متاسفانه در انتهای فصل پنجم، هیچ خبری از فلوکی نبود و نمی‌دانیم که او زنده مانده یا در همان کوهستان دفن شده است. رویای فلوکی به بدترین شکل ممکن نابود شد. باورها و شیوه زندگی خودش تغییر کرده بود اما نتوانست همین هدیه را به دیگران بدهد. آیا زندگی او در جستجوی خدایان افسانه‌ای به پایان رسیده است؟

 

سخن پایانی

نیمه دوم فصل پنجم سریال Vikings از برخی جهات، نسبت به نیمه اول آن بهتر بود. در مجموع فصل پنجم اشتباهاتی نابخشودنی داشت که به کیفیت آن لطمه زد و ما را ناامید کرد. خیلی از بخش‌ها اضافی بودند و تاثیر عمیقی روی داستان فصل نداشتند، با این وجود وایکینگ‌ ها برای طرفداران این سریال، همیشه یک اثر تاریخی ویژه است که از تماشای شخصیت‌هایش سیر نمی‌شوند. امیدوارم فصل ششم، خاتمه‌ای قدرتمند و عالی برای یکی از محبوب‌ترین سریال‌های تلویزیونی باشد.

فصل ششم سریال Vikings آخرین فصل آن خواهد بود. این فصل نیز در دو بخش 10 قسمتی از شبکه History پخش خواهد شد.

توجه: کپی‌برداری و هرگونه استفاده از مطالب، فقط در صورت ذکر نام و لینک مطلب مجاز است. در غیر این صورت شامل پیگرد قانونی می‌شود
منبع آی پیرامید
مطالب مرتبط

6
بخش دیدگاه‌ها

avatar
3 گفت و گوها
3 پاسخ‌ها
0
 
جدیدترین دیدگاه
داغ‌ترین قسمت دیدگاه‌ها
4 تعداد نویسندگان
امین موسویalireza nosohiسعیدali افرادی که آخرین نظرات را داده‌اند
جدیدترین قدیمی‌ترین بیشترین رای
ali
کاربر مهمان
ali

فصل 6 ساخته میشه ؟

سعید
کاربر مهمان
سعید

وای یک سال منتظر موندیم ولی اصلا اون احساس که تو فصل 3 و 4 به اینسریال داشتم را تو این فصل بهش نداشتم.
فکر میکنم کارگردان و عوامل پشت صحنه عوض شدند که اینقدر کیفیت افت کرده.
این همه وقت صرف کرد فلوکیا نشون بده و واقعا خسته کنند بود.
حتی نبردهایی که داشتند صرفا یه شلوغی و خونریزی الکی و بی هدف بود و اصلا شباهتی به اون نبرد های باشکوه رگنار نداشت.
قسمت اخر هم همه چیز با یه لو دادن راه مخفی تموم شد. اخه این راه ی ادم ب زور ازش رد میشد چجوری دختره شب با اسب ازش رفت بیرون؟
خلاصه کنم این که سریال اصلا بعد مرگ رگنار و انتقام پسراش نباید ادامه پیدا می کرد. و دیگه برای فصل های بعد منتظر نمیمونم.
تشکر از سایت خوبتون

alireza nosohi
کاربر مهمان
alireza nosohi

سلام من الان دقیقا قسمت ۱۱فصل ۵ام که رولو میگه بیون بچه منه،من اصلا این تیکشا دوست نداشتم و آنقدر بیون را دوست دارم کهمیخوام دیگه بقیشا نبینم،من یه سوال دارم که بیون بچه ی رگناره یا رولو؟فقط همین..چون فک کردم بعد دوباره معلوم سه بچه‌ی رگناره،چون از لحاظ ظاهری خیلی شبیه رگناره