بازی تاج و تخت : نگاهی به مذاهب

سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت) به عنوان یکی از بهترین سریال‌هایی که تاکنون تولید شده، اثر بسیار شلوغی است که می‌توان صدها شخصیت، اسطوره و خاندان در دنیای آن یافت. بنابراین یک طرفدار سرسخت باید اطلاعات فراوانی درباره دنیای سریال داشته باشد اما هر چقدر هم که تلاش کنید در نهایت برخی از این اطلاعات نادیده گرفته می‌شوند که موضوع مذاهب یکی از آن‌هاست. در این بخش از سری مقالات نغمه آتش و یخ، قصد داریم به اعتقادات مذهبی در دنیای بازی تاج و تخت نگاهی داشته باشیم، پس با  آی پیرامید همراه شوید.

توجه: تمام مذاهب و عقاید ذکر شده در این مقاله خیالی و زاییده ذهن نویسنده کتاب‌ها یعنی جرج آر. آر. مارتین هستند.

سه مذهب اصلی در بازی تاج و تخت

در حال حاضر سه مذهب اصلی در دنیای بازی تاج و تخت وجود دارد که علاوه بر گستردگی و فراگیر بودنشان در تمام سرزمین، نقش بسیار حیاتی را در سرنوشت شخصیت‌های اصلی داستان ایفا کرده‌اند. در حالیکه آینده این مذاهب در هاله‌ای از ابهام است و حتی بعضی‌ها خدایان را لعن و نفرین کرده‌اند تا به مقاصد خود برسند (بله، اشاره ما به سرسی بود!)، به نظر می‌رسد که نبرد بر سر تخت آهنین همان‌قدر که سلطه و قدرت را هدف گرفته، یک جنگ عقیدتی هم هست.

۱) خدایان قدیم

خدایان قدیمی قدرت‌هایی طبیعی هستند، نه راهب و مبلغی دارند، نه هیچ معبدی و نه یک کتاب مقدس. آن‌ها حتی نام ندارند اما به عنوان بخشی جدانشدنی از زمین در نظر گرفته می‌شوند که در درخت‌ها، سنگ‌ها، آب و حتی حیوانات آشکار هستند. مثلاً در یکی از قسمت‌های سریال می‌بینیم که «اوشا» پس از شنیدن صدای وزش باد به «برن استارک» می‌گوید که خدایان در حال برقراری ارتباط با آن‌ها هستند. مذهب خدایان قدیم تقریباً هیچ قانون و قاعده خاصی ندارد اما انتظار می‌رود که پیروان آن مردم خوب و درستکاری باشند. برخی از اعمال، حتک حرمت خدایان هستند اما مهمان‌نوازی اساساً عملی شایسته و مقدس به شمار می‌رود. (بد نیست به مهمان‌نوازی بی‌نظیر والدر فری اشاره‌ای کنیم!)

پیروان اصلی این مذهب را خانواده‌های شمالی و در راس آن‌ها استارک‌ها، وحشی‌های آنسوی دیوار و باقی‌ماندگان فرزندان جنگل تشکیل می‌دهند.

خدایان قدیم نخستین عقیده مذهبی در سرزمین وستروس بودند که از سال‌های دور توسط فرزندان جنگل مورد پرستش قرار می‌گرفتند. فرزندان جنگل به عنوان نخستین ساکنان قاره؛ شکل چهره را بر تنه درختان «ویروود» حکاکی کردند تا راهی ارتباطی با خدایان داشته باشند. اولین اعضای بشریت (انسان‌ها) بعدها از اسوس وارد قاره وستروس شدند. پس از هجوم آندال‌ها به وستروس و آوردن مذهب هفت به این سرزمین، اعتقاد به خدایان قدیم در طول تاریخ به تدریج محو شد. با این حال، پرستش خدایان این مذهب ممنوع نیست و همیشه مورد توجه حاکمان وستروس بوده است. پیروان اصلی این مذهب را خانواده‌های شمالی و در راس آن‌ها استارک‌ها، وحشی‌های آنسوی دیوار و باقی‌ماندگان فرزندان جنگل تشکیل می‌دهند.

 

۲) مذهب هفت

مذهب هفت که از آن با نام «خدایان جدید» و یا به سادگی «هفت» یاد می‌شود، به نوعی مذهب رسمی وستروس در دنیای نغمه است. می‌توان تشابهاتی میان این مذهب و کاتولیزم یافت. پیروان هفت خدا بر این باورند که هفت وجه متمایز و یکتا از یک خدا وجود دارد که تا حدودی یادآور تثلیث (پدر، پسر، روح‌القدس) در مسیحیت است. در اینجا هفت وجه داریم که عبارتند از: پدر مظهر قضاوت، مادر مظهر مادری و باروری، جنگجو برای قدرت، ندیمه برای پرهیزکاری، آهنگر برای هنردستی و کارگری، عجوزه مظهری از دانایی و در نهایت غریبه که برای مرگ و ناشناخته‌ها به کار می‌رود. در وستروس افرادی وجود دارند که هر یک از این هفت وجه را به عنوان خدایی مجزا در نظر می‌گیرند.

پیروان هفت خدا بر این باورند که هفت وجه متمایز و یکتا از یک خدا وجود دارد

آندال‌های ساکن اسوس مدت کوتاهی قبل از مهاجرت به وستروس، مذهب هفت را بنیان‌ نهادند و پس از سیطره بر این قاره، آن را به عنوان مذهب اصلی معرفی کردند که نسبت به اعتقاد خدایان قدیم، بسیار سازمان‌یافته‌تر بود. این مذهب دارای معبدهایی به نام «سپت» بود که شخصیت‌های مذکری با عنوان سپتون در آن حضور داشتند و شخصیت‌های مونث که سپتا نامیده می‌شدند اکثرا در خانه‌های اشراف خدمت می‌کردند. آن‌ها متن مقدسی به نام ستاره هفت‌پر (Seven-Pointed Star) داشتند که پیروان را ملزم به اطاعت از فرامین می‌کرد. طبق این متن، اعمالی مانند قمار، هرزه‌گری و همجنسگرایی کاملاً قدغن بود.

مذهب هفت مانند هر مذهب دیگری، سطوح مختلفی از اعضا دارد که قدرتمندترین آن‌ها گنجشک (Sparrow) نامیده می‌شوند. این افراد وظیفه کمک به قشر فقیر و ناتوان را بر عهده دارند اما به هیچ وجه ثروتمندان را در عمل به وظایف دینی، از قلم نمی‌اندازند. رهبر این گنجشک‌ها، «گنجشک اعظم» (High Sparrow) نامیده می‌شود که می‌توانید برای ادامه شباهت با مسیحیت، او را همتای «پاپ» در نظر بگیرید. خدایان جدید در طی نسل‌ها به عنوان مذهب اصلی شناخته می‌شد تا اینکه سرسی لنیستر در فصل ششم بازی تاج و تخت ، سپت اعظم بیلور و افراد حاضر در آن را به دود و خاکستر تبدیل کرد. این معبد در واقع مرکز دینی برای پیروان مذهب هفت بود پس انگار سرسی واتیکان را منفجر کرده است! سرسی تنها می‌خواست از شر گنجشک اعظم و معتقدان مسلح او خلاص شود و انتقام شخصی‌اش را بگیرد اما به نظر نمی‌رسد که مذهب را دوباره در کینگزلندیگ یا هر جای دیگر، احیا کند. به هرحال، از دست رفتن سپت اعظم، به نفع رلور، خدای روشنایی تمام شد.

 

۳) رلور یا خدای روشنایی

رلور (R’hllor) که با بیشتر نام‌های دیگری نظیر خدای سرخ و خدای روشنایی شناخته می‌شود، احتمالاً بزرگ‌ترین اعتقاد در بازی تاج و تخت است. وستروسی‌ها چیزی زیادی از این خدا نمی‌دانند (به غیر از ملیساندری و گروه برادران بدون پرچم) اما در اسوس قضیه فرق می‌کند و نام این مذهب در هرگوشه آن از شهرهای آزاد گرفته تا آشای شنیده می‌شود.

در حالیکه اعتقاد به خدای روشنایی، یک مذهب وحدانی است اما ذات و طبیعت دوگانه‌ای دارد.

باور به رلور راسخ و محکم است به طوریکه پیروان آن، تمام خدایان دیگر را جعلی می‌دانند. هنگامی که برای نخستین بار «ملیساندری» را در سریال می‌بینیم، او تعدادی از افراد به عقیده خودش کفرگو را به خاطر عدم پذیرش خدای روشنایی در آتش سوزاند. این مذهب پیروان اصلی خود را بدون پاداش نمی‌گذارد و شاهد هستیم که خدمت‌گذاران خدای سرخ، از قدرت‌های جادویی برای رستاخیز مردگان و تولید هیولاهای دودمانند قاتل برخوردار هستند. در حالیکه اعتقاد به خدای روشنایی، یک مذهب وحدانی است اما ذات و طبیعت دوگانه‌ای دارد. همانند یهودی-مسیحیانی که به تقابل خدا و لوسیفر باور دارند، مذهب خدای روشنایی هم یک قدرت برتر شرور دارد که تجلی مرگ و یخ است. آن‌ها می‌گویند که وایت‌واکرها از طرف همین قدرت شرور فرستاده شدند تا ویرانی را بر جهان حاکم کنند و تنها شخصی به نام «آزور آهای» قادر است آنان را متوقف کند.

واضح است که رلور نقش مهمی را در آینده سریال بازی می‌کند. اکنون مذهب هفت به طرز فاجعه‌باری شکست خورده و دنریس هم قدرت اسوس را به وستروس می‌آورد. از طرفی خود جان اسنو (یا ایگون تارگرین) یک مدرک زنده از قدرت‌های عظیم خدای روشنایی است. ممکن است در آینده مشخص شود که که این جنگ و خونریزی‌ها فقط برای تخت آهنین نیست بلکه جنگ عقیده‌هاست. بنابراین اگر نقشه رلور برای شکست وایت‌واکرها عملی شود، احتمالاً بسیاری از وستروسی‌ها به مذهب جدید روی می‌آورند.

 

مذاهب کوچک‌تر 

۱) خدای مغروق

پیروان این مذهب می‌گویند که خدای مغروق آن‌ها را برای چپاول و غارت‌گری آفریده و سیستم اعتقادی‌شان، نسل‌های طولانی دزدی و غارت را توجیه می‌کند.

این یکی خدا مخصوص ساکنان جزیره آیرون است. نویسنده مجموعه کتاب‌ها یعنی «جرج آر. آر. مارتین» گفته است که آهن‌زادگان را از وایکینگ‌های تاریخی الهام گرفته و خدای مغروق (Drowned God) هم به شدت تحت تاثیر اساطیر نورس است. پیروان این مذهب می‌گویند که خدای مغروق آن‌ها را برای چپاول و غارت‌گری آفریده و سیستم اعتقادی‌شان، نسل‌های طولانی دزدی و غارت را توجیه می‌کند. در فرهنگ آهن‌زادگان، پرداخت پول برای چیزی که می‌خواهید نوعی حرمت‌شکنی بزرگ است، پس به قتل رساندن یک شخص و تصاحب اموال او یک عمل شرافت‌مندانه‌تر محسوب می‌شود!

مذهب خدای مغروق، تاکید بسیاری بر رستاخیز و غسل تعمید دارد، بنابراین پادشاهان قبل از اینکه تاج و تخت را به دست آورند، در آب غرق می‌شوند و سپس رها شده تا خود را احیا کنند و به زندگی بازگردند. این غسل را در فصل ششم بازی تاج و تخت در اپیزودی که یورون گریجوی تبدیل به شاه می‌شود، دیدیم. باید اشاره کرد که همانند مذهب رلور، اینجا هم نوعی دوگانگی وجود دارد و خدای مغروق در نزاعی ابدی با خدای طوفان (که در قلعه‌ای آسمانی زندگی می‌کند) قرار گرفته است.

 

۲) خدای بی‌نهایت چهره

اعتقاد خدای بی نهایت چهره (Many-Faced God) یا خدای مرگ، به طور ویژه در براووس دیده می‌شود و پیروان اصلی آن «مردان بی‌چهره» نام دارند. در واقع مذهبی تلفیقی است که به تکریم و بزرگداشت نمادهای مرگ از چند مذهب مختلف می‌پردازد و پیروان آن معتقدند که خدایشان (مرگ) تنها خدای واقعی است که به فرم‌های دیگر مانند خدای مغروق، رلور و غریبه در مذهب هفت، نمود پیدا می‌کند.

مردان بی‌چهره می‌گویند که مرگ یک موهبت است، بنابراین آن‌ها در دنیای بازی تاج و تخت ، کسانی را که دنبال مرگ هستند از روی دلسوزی می‌کشند و قراردادهای قتل را به انجام می‌رسانند چراکه این را خواست خدای مرگ می‌دانند. منشأ این سیستم اعتقادی به معادن بردگان در والریا بازمی‌گردد یعنی جایی که تعداد بسیاری برده با مرگ و نابودی مواجه شده و مذهبی جدیدی را بنا نهادند که یک مفهوم راهنمای اساسی داشت: «مرگ اجتناب‌ناپذیر است». شایعه‌ای مطرح شده که بردگان دلیل اصلی نابودی والریا بوده‌اند اما در حال حاضر شواهد کافی برای تایید این موضوع نداریم.

 

۳) خدای دوتراکی‌ها

خدای دوتراکی یا به عبارتی Great Stallion (اسب بزرگ) یک نماد مذهبی مهم در فصل اول سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت) بود که در آن شاهد خو گرفتن دنریس با شیوه زندگی و رسوم دوتراکی‌ها بودیم. دوتراکی‌ها یک خدای اسب را می‌پرستند و این موضوع نشان‌دهنده اهمیت فراوان اسب در زندگی روزمره و فرهنگ آن‌هاست. باور آن‌ها به گونه‌ای است که وجود خدایان دیگر را قبول دارند و قدرت آن‌ها را انکار نمی‌کنند اما فقط خدای خود را می‌پرستند. پس اگر آن‎‌ها شهری را فتح کنند و یا تندیس خدایی دیگر را از بین ببرند، این به منزله ضعیف بودن آن خدا و مغلوب بودن پیروان اوست.

از موارد خاص این مذهب می‌توان به معبد «دوش خالین» اشاره کرد. گروهی از زنان دانا در این مکان زندگی می‌کنند که بیوه‌ کال‌های مرده هستند و به عقیده دوتراکی‌ها از موهبت پیشگویی برخوردارند. در فصل ششم دنریس قرار بود به عنوان همسر بیوه «کال دروگو» به این گروه بپیوندد اما او همه را با سوزاندن رهبران دوتراکی در آتش غافلگیر کرد و فرماندهی تمام قبایل دوتراک را در دست گرفت. این موضوع می‌تواند به پیشگویی درباره قهرمانی که سوار بر دنیا خواهد شد مربوط شود، بدین معنی که یک نفر تمام قبایل را متحد کرده و دنیا را فتح می‌کند. کال دروگو گمان می‌کرد که این فرد، فرزند متولد نشده او و دنریس است اما این طور که به نظر می‌رسد ممکن است خود دنریس فرد موعود باشد. در بازی تاج و تخت تئوری‌هایی درباره فرد موعود (آزور آهای) مطرح شده که باید تا فصل هشتم برای مشخص شدن آن، انتظار بکشیم.

امتیازدهی: 5.0/5. (1 رای)
منتظر بمانید ...
استفاده از کل یا بخشی از مطالب، تنها در صورت ذکر دقیق منبع و لینک مطلب مجاز است و در غیر این صورت، شامل پیگرد می‌شود.
منبع
ترجمه اختصاصی از io9.gizmodo
برچسب‌ ها

نوشته‌های مرتبط

بستن