نغمه آتش و یخ: خاندان تارگرین و فتح وستروس

آتش و خون!

در سری مقالات نغمه آتش و یخ قصد داریم نگاه ژرف‌تری به تاریخ سرزمین وستروس و سریال Game of Thrones داشته باشیم. در سال‌های بسیار دور، سال‌ها قبل از تولد دنریس طوفان زاد، اجداد او یعنی خاندان تارگرین قدم به وستروس گذاشتند و آن را به وسیله «خون و آتش» فتح کردند. حکومت تارگرین‌ها بر وستروس برای قرن‌ها دوام آورد و در نهایت با قیام رابرت براتیون پایان یافت. اگر از جمله علاقه‌مندان این شاهکار فانتزی هستید، در ادامه با ما همراه شوید.

 

نابودی عظیم

ریشه خاندان تارگرین را باید در منطقه شرقی وستروس که کاملاً سرزمینی جدا از آن است، یافت. آن‌ها تنها یکی از خاندان‌های حاکم در سرزمین پهناور والریا بودند. صدها سال قبل از حوادث نغمه آتش و یخ، سرزمین‌های اسوس و وستروس پر بود از موجودات اسطوره‌ای و جادو را می‌شد در هر نقطه از آن یافت کرد. والریا از این قاعده مستثنا نبود زیرا شهرهای عظیم و زیبای آن بر پایه جادو بنا شده بود. به علاوه، آن‌ها توانستند موجودات مخوف و آتشینی به نام اژدها را به خدمت خود درآورند و در نبردها ار آن‌ها بهره بگیرند.

والریایی‌ها با استفاده از جادو و اژدهایان، از یک شهر مرکزی به پهناورترین امپراتوری در قاره اسوس تبدیل گشتند. در این زمان، آن ها در نوک قله تمدن ایستادند به طوریکه نه تنها در فرهنگ و هنر پیشتاز پیشتاز بودند بلکه در تاکتیک‌های نظامی و جنگی هم رقیبی نداشتند. به همین دلیل است که در سریال همیشه به فلز بسیار محکم و کمیاب والریایی اشاره می‌شود.

خاندان تارگرین تنها یکی از حاکمان در ممالک والریا بود که در نهایت توانستند از نابودی عظیم والریا جان سالم به در ببرند. اینار تارگرین، پس از اینکه پیش‌گویی نابودی توسط دخترش را شنید، به همراه خانواده و ۵ اژدهایش راهی جزیره دورافتاده‌ای در نزدیکی وستروس شد. این محل دراگون‌استون نامیده شد. ۱۲ سال بعد آتشفشان‌های نزدیک والریا طوفانی از نابودی به بار آورد و پایتخت والریا را به مخروبه تبدیل کرد. گفته می‌شود که میلیون‌ها ساکن آن در آتش و طوفان جان باختند و باقیمانده حاکمان والریایی که از محل حادثه دور بودند، توسط ملت‌های دربند و اسیرشده توسط آن‌ها، پایین کشیده شدند. بدین ترتیب تارگرین‌ها به تنها بازماندگان حکومت والریا تبدیل شدند.

 

ایگون فاتح

به نظر می‌رسید که تارگرین‌ها به حکومت در دراگون‌استون راضی بودند و چیز بیشتری نمی‌خواستند تا اینکه ایگون متولد شد.

خاندان تارگرین پس از نابودی سرزمین مادری خود، حدود بیش از صد سال را در دراگون‌استون ماندند و در این سال‌ها سعی کردند با حکومت‌های شرقی مثل ولانتیس متحد شوند. شهرهایی که قبلاً توسط والریا فتح شده بودند، اکنون به عنوان ۹ شهر آزاد اسوس شناخته می‌شدند اما تارگرین‌ها در نهایت تصمیم گرفتند تنها و به دور از آن‌ها به زندگی در دراگون‌استون ادامه دهند. تقریباً تمام اژدهایان آن‌ها مرده بودند و تنها یک اژدهای اصیل به همراه دو اژدهایی که تازه از تخم درآمده بودند، باقی مانده بود. به نظر می‌رسید که تارگرین‌ها به حکومت در دراگون‌استون راضی بودند و چیز بیشتری نمی‌خواستند تا اینکه ایگون متولد شد.

ایگون تارگرین در سال‌های جوانی، وارد نبرد شد و به شهرهای آزاد اسوس در مقابله با هجوم ولانتیس کمک کرد. سپس توجه او به وستروس جلب شد که در سال‌های بسیار دور توسط آندال‌ها فتح شده بود و هفت خانواده اشرافی بر آن حکومت می‌کردند. ایگون فرصت را برای احیای حکومت والریا مناسب دید و این تصمیم بعد از اتحاد ایگون و خاندان دورندون (خاندانی که قبل از باراتیون بر استورم‌لندز حاکم بود) قوت بیشتری گرفت. ایگون، خواهران (که همسران وی نیز بودند!) و سه اژدهای خود (به نام‌های بالریون، ویگار و مراکسس) را به ساحل وستروس آورد. او پادشاهی خود را در شهر اولدتاون (Oldtown) اعلام کرد و پبام واضحی را برای هفت خاندان فرستاد: تسلیم شوید و یا در آتش بسوزید!

بعضی تسلیم شدند و وفاداری خود را به ایگون اعلام کردند. از طرف دیگر بعضی خاندان‌ها به مبارزه با او پرداختند و تنها دو سال بعد، تمام نواحی وستروس به جز دورن تحت فرمانروایی ایگون درآمد. او کینگزلندینگ را به عنوان پایتخت خود برگزید و تخت آهنین را به وسیله ذوب کردن شمشیرهای دشمنان مرده‌اش بنا کرد. همچنین دراگون‌استون به عنوان محلی برای حکومت ولیعهد تعیین شد. این آغازی بود بر سلطه بلندمدت تارگرین‌ها، حکومتی که قریب به ۳۰۰ سال ادامه یافت. البته ساکنان دورن تنها افرادی بودند که موفق به دفع هجوم اژدها شده و در مقابل ایگون تسلیم نشدند و تنها ۱۸۷ سال بعد، آن هم از طریق ازدواج یک پرنس دورنی و یک پرنسس از خانواده تارگرین، وفادارای خود را به حکومت تارگرین‌ها اعلام کردند.

 

رقص اژدهایان

فتح وستروس توسط ایگون به همین راحتی که به نظر می‌رسد، نبود و با اینکه تارگرین‌ها به مذهب آندال‌ها گرویده بودند، ازدواج سنتی و درون فامیلی را برای خالص نگه داشتن آخرین خون والریا ادامه دادند. ۳۷ پس از آغاز حکومت ایگون فاتح، او فوت کرد. بدین ترتیب تاج و تخت به فرزندش یعنی اینیس اول رسید. در این زمان مذهبیون و مردم وستروس بر علیه تارگرین‌ها شوریدند اما قبل از اینکه دستشان به اینیس تارگرین برسد، او در اثر بیماری درگذشت. سپس میگور (برادر ناتنی اینیس) بر تخت نشست و شورش‌ نظامی مذهبیون را سرکوب کرد. او اینکار را انقدر وحشیانه و باخشونت انجام داد که میگور ظالم لقب گرفت.

فرمانروایی میگور کمی بیش از یک دهه بعد به طرز رمزآلودی به اتمام رسید و برادرزاده‌اش جاهاریس (فزرند اینیس) جانشین وی شد که حکومت او ۵۵ سال طولانی و صلح آمیز به طول انجامید. پس از مرگ جاهاریس، خاندان به تدریج وارد نزاع و درگیری جدیدی بر سر تخت آهنین شد. نوه‌ جاهاریس یعنی ویسریس اول توسط شورای پادشاهی برای جانشینی برگزیده شد (زیرا فرزند و ولیعهد جاهاریس در دوران فرمانروایی او فوت کرده بود). ویسریس به عنوان مردی دانا شناخته می‌شد اما زمانی که دخترش راینریا را به عنوان جانشین و حاکم بعد از خود انتخاب کرد، آشوب عظیمی درون خانواده به وجود آمد.

فرمانده گارد پادشاهی ویسریس از فرمان وی سرپیچی کرد تا پسر وی، ایگون دوم را بر تخت آهنین بنشاند. از طرفی راینریا حکومت برادرش ایگون را زیر سوال برد و سعی کرد او را به مبارزه بطلبد. بدین ترتیب جنگ داخلی بزرگی در خاندان تارگرین به وقوع پیوست که به «رقص اژدهایان» معروف شد. این جنگ هم همانند فتح وستروس دو سال طول کشید اما تاثیر شگرفی بر آینده وستروس داشت. بسیاری از اعضای خاندان تارگرین و تعداد زیادی از اژدهایان آن‌ها در طول نبرد از صفحه روزگار محو شدند. آخرین اژدهای باقیمانده در دوران زمامداری ایگون سوم از بین رفت تا این موجود به یک افسانه‌ تبدیل شود. همه بر این گمان بودند که دیگر اژدهایی در دنیا وجود ندارد تا اینکه سال‌هابعد دنریس تارگرین سه اژدها را از تخم بیرون آورد و «مادر اژدهایان» نام گرفت.

 

سقوط 

سرانجام اریس دوم به سلطنت رسید و در نیمه اول حکومت ۲۰ ساله وی، نوعی ثبات و امید به آینده وجود داشت که در دهه‌های گذشته همانند آن دیده نشده بود اما اریس به تدریج به سوی دیوانگی و جنون پیش رفت. همه چیز با ربوده شدن او توسط خاندان شورشی دارکلین شروع شد. اریس به مدت ۶ ماه اسیر شده بود و دست راستش تاوین لنیستر برای آزادی او به اندازه کافی سرعت عمل به خرج نداد در نتیجه اریس اعتماد خود را به اطرافیان و خدمتگذاران دربارش به ویژه شخص تاوین لنیستر از دست داد.

 سال پس از ورود ایگون به وستروس و فتح آن، آخرین حاکم تارگرین که به شاه دیوانه معروف شده بود، به دست جیمی لنیستر کشته شد.

اریس دستور داد پسر ارشد تایوین یعنی جیمی لنیستر به گارد محافظان شاه بپیوندد که این کار توهین بزرگی به تایوین لنیستر محسوب می‌شد. بنابراین تاوین از مقام دست راستی پادشاه کنار رفت و چندان طولی نکشید تا وستروس با اعدام شدن برندون و ریکارد استارک، شاهد یک قیام دیگر باشد. (می‌توانید برای اطلاعات بیشتر به مقاله قیام رابرت براتیون مراجعه کنید.) رابرت که از ربوده شدن لیانا استارک توسط ریگار تارگرین و عدم پاسخگویی پدر وی اریس به تنگ آمده بود، به همراه ادراد استارک و خاندان آرین جنگی را بر علیه تاج و تخت اریس دوم آغاز کرد. رابرت نشان داد که جنگجوی بسیار توانایی است، به طوریکه توانست متحدان زیادی در سرتاسر وستروس پیدا کند.
۲۸۳ سال پس از ورود ایگون به وستروس و فتح آن، آخرین حاکم خاندان تارگرین که به شاه دیوانه معروف شده بود، به دست جیمی لنیستر کشته شد. تاوین لنیستر به کینگزلندینگ یورش برد و دستور داد فرزندان و نوه‌های اریس به قتل برسند. البته همسر اریس، راهلا در هنگام تولد دنریس از دنیا رفت و پس از تسخیر دراگون‌استون توسط استنیس براتیون، ویسریس سوم به همراه خواهرش دنریس به عنوان تنها بازماندگان خون اژدها به سرزمین اسوس گریختند. به نظر می‌رسد که نزدیکه به ۳ قرن حکومت تارگرین‌ها برای همیشه سقوط کرد اما این موضوع ممکن است با بازگشت دنریس به وستروس تغییر کند. به هرحال باید تا پایان سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت) و مجموعه کتاب‌های A Song of Ice and Fire (نغمه آتش و یخ) منتظر بمانیم.

 

مطالب دیگری درباره دنیای Game of Thrones :

امتیازدهی: 5.0/5. (1 رای)
منتظر بمانید ...
استفاده از کل یا بخشی از مطالب، تنها در صورت ذکر دقیق منبع و لینک مطلب مجاز است و در غیر این صورت، شامل پیگرد می‌شود.
منبع
io9.gizmodo
برچسب‌ ها

نوشته‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن